چهارشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۷

بازگشت به عقب

يك مقام وزارت نيرو اين هفته اعلام كرد: در صورت وارد نشدن بخش خصوصي براي احداث نيروگاه، دولت خود اقدام به احداث نيروگاه خواهد كرد.
اين موضع بي‌سابقه نيست. از ابتداي كار دولت نهم، وزارت ارتباطات با تاكيد براينكه براساس برنامه بايد ضريب نفوذ تلفن همراه افزايش يابد، بر وظيفه دولت براي افزايش مشترك در بخش تلفن همراه تاكيد كرد.
اين اقدام برخلاف برنامه چهارم كه دولت را هر سال به كاهش سرمايه‌گذاري موظف كرده و خلاف سياست‌هاي اصل 44 كه از ورود دولت به بخش‌هايي كه بخش تعاوني و خصوصي امكان سرمايه‌گذاري دارند منع كرده است، انجام شد.
اين موضع قرار است در بخش نيروگاهي و ديگر بخش‌ها گسترش داده ‌شود. هنگام طرح اين سؤال كه دولت به چه دليل با سرمايه‌گذاري موجب محدوديت حضور بخش خصوصي مي‌شود؟ برخي مقامات دولت از بر زمين ماندن كار مردم سخن گفته و تاكيد مي‌كردند كه دولت نمي‌تواند شاهد باشد كه مردم به خدماتي نياز داشته باشند ولي اين خدمات ارائه نشود.
اين استدلال به ظاهر صحيح است، ولي دولت موظف است كه با جديت موانع و مشكلات سرمايه‌گذاري بخش خصوصي را در همه بخش‌ها رفع كند. اينكه بخش خصوصي در يك زمينه مايل به سرمايه‌گذاري نيست و دولت سرمايه‌گذاري خواهد كرد، استدلال قابل‌قبولي نيست.
دولت در ايران برخلاف شعارها و سياست‌هاي كلان هر سال سهم بيشتري را در اقتصاد كسب مي‌كند و از توقف سرمايه‌گذاري سر باز‌مي‌زند. استدلال مقام وزارت نيرو قابل‌قبول نيست. دولت بايد موانع موجود را رفع كند و شرايطي فراهم كند تا بخش خصوصي واقعي و نه شبه‌دولتي به سرمايه‌گذاري در كشور ترغيب شود.
اينكه صندوق‌هاي بازنشستگي يا سازمان تامين اجتماعي و غيره به‌عنوان بخش خصوصي وارد فعاليت‌هاي اقتصادي شوند روند مطلوبي نيست و پيش‌از اين به‌عنوان راهكاري موقت براي آماده‌سازي‌ فضاي سرمايه‌گذاري در كشور از آن دفاع مي‌شد؛ ولي همچنان روبه‌گسترش است.
از ابتداي برنامه سوم سرمايه‌گذاري در بخش نيروگاهي اصلاح نشد و بحران خاموشي‌هاي تابستان سال‌جاري ناشي از اين امر بود، ولي اين بحران به شكستن سد‌ها و قيدوبندهاي سرمايه‌گذاري بخش خصوصي منجر نشد بلكه موجب بازگشت به عقب و سياست‌هاي شكست خورده قبلي شده است.
دولت بنگاه‌دار، نيازها و خدمات مورد نياز مردم را تامين نمي‌كند. درمان موقت در درازمدت بر مشكلات اقتصادي خواهد افزود.

سه‌شنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۷

به عمل كار برآيد ......

وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات دولت نهم محمد سليماني در تازه ترين اظهارات خود ازاينكه رشته‌اي درباره نسل سوم تلفن همراه در دانشگاه‌ها ايران تدريس نمي شود ابراز نگراني كرده است.
وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات اعتراف كرده در حوزه هايي مانند تلفن همراه كمبود متخصص داريم و تاكيد كرد كه خودش شخصاً از طرح‌هاي بزرگ تحقيقاتي كه توسط دانشگاهيان و محققان تعريف مي شود حمايت مي كند.
اين اظهارات قابل تقدير است ولي وزير محترم ارتباطات و فناوري اطلاعات توضيح نمي‌دهند كه فناوري نسل سوم ارتباطات به چه دليل با تاخير وارد كشور مي‌شود. اگر نيروي انساني لازم براي اين رشته وجود ندارد به دليل تاخير ورود و انباشت سرمايه در اين زمينه و فراهم نشدن نياز به نيروي انساني لازم در اين زمنه نيست. اگر امروز ما در اغلب رشته ها كمبود هايي از نظر نيروي انساني داريم آيا ناشي از اين نيست كه زمينه براي يك توسعه انسان محور و رفاه محور و علم محور در كشور فراهم نيست.
در كشور ما رفاه و آزادي و علم در درجه چندم و پس از مسايلي كه هيچ اولويتي بر اين امور انساني ندارد قراردارند. حال اينكه وزيري از توسعه نيافتن نوعي از علم يا رشته اي از يك علم ابراز نگراني مي كند و اعلام مي كند كه اين مسئله را به طور شخصي پيگيري خواهد كرد چه معني مي دهد. يك شخص در هر مقامي با هر قدرتي كه باشد به چه شكل مي‌تواند استراتژي حاكم بر روند توسعه در كشور را تغيير دهد. درحالي كه خود وي بخشي از اين مانع در راه توسعه علم و آگاهي در كشور است. جناب وزيرمحترم ارتباطات و فناوري اطلاعات چرا توضيح نمي دهند كه سرنوشت ورود نسل سوم مخابرات به كشور كه قراربود در چارچوب مزايده اپراتور سوم وارد كشور شود چه شد.دلسوزي آقاي وزيرچه سودي براي مردم و كشور دارد.ما ايراني ها مثلي داريم كه مي گويد به عمل كار برآيد به سخن‌داني نيست. اين آموزه ما ايرانيان است. آقايان در دولت نهم اگر به حساب و كتابي معتقدند تلاش كنند از اين توصيه ايرانيان سود بجويند و بجاي حرف عمل كنند.

شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۷

مخدوش شدن جايگاه عقل

تفكر علمي يا به زبان ساده استفاده از عقل ضرورتي براي انسان است. اگر عقل كاربرد موثري در زندگي بشر نداشت انسان نيز مانند ديگر جانوران از تغيير و تحول عمده اي در زندگي برخوردار نمي شد. متاسفانه در ايران مدت طولاني است كه عقل كاربرد جدي و موثري در سياست گذاري ها و يا اظهارات افرادي كه حرف و قدم و تصميم آنان در زندگي مردم تاثير عميق و قابل توجهي دارد ندارد. براي ارائه نمونه به مطالب مختلفي مي توان اشاره كرد كه هر روز از سوي خبرگزاري هاي رسمي و غير رسمي منتشر مي شود و جايگاه عقل و كاربرد آن را مخدوش مي كند و انسان را از استفاده از آن مايوس.
بحران حمل ونقل در ايران يك مشكل اساسي است كه اناشي از سياست گذاري غلط در بخش انرژي است. اين سياست غلط هنوز اصلاح نشده است. و به همين دليل مشكلات در بخش حمل و نقل مدام بدتر و تشديد مي شود.
علاوه براين بحث تولدي ملي و دخلي است كه به شدت از آن بدون توجه به مفيد بودن يا نبودن دفاع مي شود. اينكه اين دفاع چه زيان هاي داشته ودارد طولاني است ولي مورد اخير در اظهارت وزير محترم راه و ترابري دولت هم بسيار جالب است. اظهاراتي كه هيچ متطقي و دانشي در آن نيست.
وي از داخلی سازی تولید ریل با تاخیر 70 ساله و ايمن بودن هواپیمای ایران 140 كه در داخل توليد مي شود سخن گفته است. بحث خنده داري است. مادر توليد ريل 70 سال عقب هستيم ولي هواپيما توليد مي كنيم كه وزير معتقد است ايمن است. وي نمي گويد كه سازمن هاي مسئول ايمني آن را تاييد كرده اند و يا بايد تاييد كنند وي گويد من مي گويم ايمن است.
وي گفته، بايد پس ريل در تولید واگن و لکوموتیو نيز به شرایط مطلوب دست یابیم.
وزير محترم اعلام كرده علت تاخير در تولید ریل در کشوروجود دلارهای دولتی در بخش خرید شرکت‌ها بوده اما امروز با توجه به کثرت تقاضای ریل در کشور و اولویت قرار گرفتن صنعت حمل و نقل ریلی، داخلی سازی ریل در اولویت قرار گرفته است. اين جمله به طور كامل غلط است و منطق عقلي در خود ندارد. تاخير در توليد ريل دلار هاي نفتي بوده ولي آيا امروز دلارهاي نفتي نيست. اما در بخش دوم تاكيد مي كند كه اولويت قرارگرفتن صنعت ريلي دخلي سازي را توجيه مي كند و اين هم مشخص نيست كه بر چه اساسي رخ داده و دلار هاي نفتي اين ميان چه مي كنند و چه سرنوشتي دارند.
اين وزير محترم در ادامه مي گويد: تولید ریل حتی اگر دارای تکنولوژی پیشرفته ای باشد می توان با خرید آن( تكنولوژي) ریل را داخلی سازی کرد و واحدهای تولید کننده داخلی باید در داخلی سازی ریل به استاندارد های کیفی آن دقت کنند.
اين سخن مشخص نيست كه برچه اساسي بيان مي شود و آيا ناشي از هجوم دلارهاي نفتي هست يا خير. اگر بايد ريل توليد كرد بايد استانداردهاي معتبر رعايت شود و آيا توليد ريل اقتصادي هست يا خير. چه كسي بررسي كرده است كه توليد ريل اقتصادي است و بايد ما به هر قيمت كه شده توليد كننده ريل شويم. اين تصميم استراتژيك و پرهزينه را چه كسي گرفته است و آيا واقعان ما از يك حمل و نقل ريلي معتبر و اقتصادي و قابل قبول برخوردار هستيم كه از توليد ريل برااساس آن دفاع كرد.
خنده دار ترين بخش اظهارات وزير محترم نيز اين است كه به دیگر سئوالات خبرنگاران درباره آزادراه تهران-شمال و علت عدم تمدید حکم رئیس سازمان بنادر و دریانوردی پاسخ نداد و افزود: امروز فقط درباره صنعت ریلی و تولید ریل صحبت می کنم. ولي در مورد هواپيماني ايران 140 سخن گفته كه ربطي به ريل ندارد.
وي گفته است : داخلی سازی برخی محصولات با وجود نگاه نه چندان مثبت در کشور انجام می شود. به عنوان مثال، هواپیمای ایران 140 را که برای اولین بار در مسیر اصفهان به پرواز در آوردیم حتی یکی از مسئولان مرتبط با این پروژه سوار آن نشد اما من در رفت و برگشت به اصفهان از آن استفاده کردم و تا الان 30 پرواز با آن داشته ام. از جان گذشتگي وزير محترم در كشوري كه بيشتر مسئولانش در حوادث ناشي از هواپيما جان خودرا از دست داده اند بسيار جالب است ولي تاكيد براينكه ايشان ايمني اين هواپيمارا تاييد مي كنند جالب است. ايشان يك مسئوليت بين المللي هم دارند و آن تاييد ايمني هواپيماهاست كه مشخص نيست كه مدرك آن را از كجا گرفته اند.

جمعه، دی ۰۶، ۱۳۸۷

ادعاهاي بزرگ براي چه؟

اداعاهاي بي اساس از سوي برخي مقامات برخي موارد آنقدر خنده دار است كه نمي توان از آن گذشت و چيزي ننوشت. اين مقام شركت نفت در اظهاراتي از كشف جديد ذخايري از نفت در مسجد سليمان خبرداده و به نحوي همه دست اندركاران و كارشناسان دخلي شركت نفت ومهندسان را متهم به ناداني براي اثبات خود كرده است. وي كه مدیر مرکز پژوهش و توسعه شرکت ملی نفت ایران است به فارس گفته كه بیش از 10 میلیارد بشکه نفت خام دیگر در میدان قدیمی مسجد سلیمان كشفت شده و گفت: اگر در مطالعه مجدد این میدان از فناوری های جدید استفاده نمی کردیم، این مقدار نفت کشف نمی شد.
دکتر محمدعلی عمادی در گفت و گو با خبرنگار شانا افزود: بسیاری از محققان و مهندسان صنعت نفت معتقد بودند که میدان نفتی مسجد سلیمان می بایست 10 سال پیش متروکه و تخلیه می شد، در صورتی که ما با استفاده از فناوری های جدید توانستیم بیش از 10 میلیارد بشکه نفت خام در این میدان 100 ساله کشف کنیم که با استفاده از حفر چاه های افقی چند شاخه ای و پمپ های درون چاهی در این میدان قابل برداشت است.
به ظاهر همه افرادي كه در سمت هاي مختلف كار مي كنند سمت خودرا كوچك تصور مي كنند و با اداعاهاي بزرگ قصد دارند مقامهاي بلند قامت تري را كسب كنند. ولي توجه نمي كنند كه براي كسب سمت چه بهايي مي پردازند و چه مي كنند با فرهنگ و آينده اين ملت و چه بر سرخويش مي آورند.

كشف بزرگ اقتصادي تنها با سفر

احمد‌علي مقيمي نماينده مردم بهشهر در اظهاراتي اعلام كرد: سفرهاي استاني بركات زيادي داشته و تاكنون در دولت‌هاي پيشين مشاهده نشده است، خاطر‌نشان كرد: حداقل ثمره اين سفرها كم كردن فاصله طبقاتي و ايجاد اميد در جامعه است.
اين خبر را كه خبرگزاري فارس منتشر كرده است مي افزايد: احمدي‌نژاد با كارهاي خود، بسياري از نقشه‌هاي افراد داخل و خارج را نقش برآب كرده است.
همه مردم جهان حتي كساني كه آگاهي اندكي دارند مي دانندكه همه انديشه هاي اقتصادي و فلسفي از سوي انديشمندان مختلف از ابتداي حضور بشر بر كره زمين رفع اختلاف طبقاتي بوده است. آرزوي ديرينه همه افراد عاقل و خيرخواه در جهان همين بوده وهست كه فاصله طبقاتي ميان ابناي بشر كم شود ولي راه حلي قطعي ارائه نشده است.
به ظاهر در ايران راه حل قابل توجي يافت شده است و در شرايطي كه فقر گريبان همه را گرفته است اين مشكل حل شده است ولي مشخص نيست كه چرا هنوز اين فاصله ها وجوددارد و مردم برخي در بهشهر هم از سطح زندگي قابل قبولي برخوردار نيستند و فاصله طبقاتي فراواني با طبقه آقاي مقيمي نماينده خويش دارند.

پنجشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۷

مزايده اي كه مزايده نيست

شرکت مخابراتی اتصالات اماراتي با شريك ايراني خود در مزايده اپراتور سوم تلفن همراه بيشترين قيمت را ارائه كرد و برنده اين مزايده است. ولي سازمان تنظيم مقررات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات ازاعلام اين شركت به عنوان برنده منع شد و به همين دليل محمود خسروي رييس اين سازمان اعلام رد كه برنده مزايده پس از تاييد وزير ارتباطات اعلام مي‌شود.
وي صبح روز دوشنبه دوم دي ماه در گفت و گو با واحد مركزي خبر اعلام كرد پاكت هاي قيمت بازشده ولي برنده مزايده پس از تاييد وزير اعلام مي‌شود. اين خبر مدتي بعد از سوي خبرگزاري فارس هم به نقل از يك مقام وزارت ارتباطات اعلام شد ولي اين خبرهم از اين پايگاه خبر حذف شد.
پس از مدتي از سوي همين سازمان اين مصاحبه هم تكذيب شد.روابط عمومي سازمان تنظيم مقررات اعلام كرد كه برنده در صورتيكه قيمت پيشنهادي 5دردصد با نفر دوم فاصله داشته باشد تكرار مي شود. اين اطلاعيه كه تكذيب مصاحبه خسروي با واحد مركزي خبر ود هيچ يك از اظهارت وي را رد نكره بود. در واقع اشاره نشده بود كه اعلام وي در مورد اينكه مزايده با تاييد وزير اعلام مي‌شود كه در واقع بي فايده بودن مزايده را خبر مي دهد رد مي شود. مزايده ايكه تنها با تاييد وزير نتيجه آن اعلام مي شود و توجهي به قيمت شركت هايي كه پس از بررسي ها ي شديد و تعهد هاي متعددي كه داده‌اند اجازه شركت در مزايده را يافته اند به چه ترتيب از يك رقابت سالم مي تواند برخوردار باشد. روز دوشنبه نماينده شركت اماراتي ايراني اعلام كرد كه برنده شده است.
در مزايده اپراتور سوم مخابرات ايران تنها چند شركت آسيايي مشاركت كردند. اللبته اين شركت ها همه مهم و قابل توجه هستند. ولي تنها شركت بزرگ كه در اروپاي شرقي مشاركت دارد و ودافون روسيه بود از اين مزايده به دليل شرايط غير اقتصادي كه وزارت ارتباطات بر شركت‌هاي متقاضي شركت در اين مزايده تحميل كرده است از اين مزايده خارج شد.
در واقع در اين مزايده تنها تعدادي شركت هاي فعال در خاورميانه و آسيا مشاركت كرده اند. شركت هايي كه اگر در ايران رقابت در بازار مخابرات حاكم بود از ايران عقب تر بودند امروز متقاضي ارائه خدمات در ايران هستند.
آن هم در شرايطي كه وزير برنده را مشخص مي كند و نه رقابت و مسايل اقتصادي و منافع مردم كه لياقت خدمات مخابراتي بهتري را دارند كه از آنان دريغ مي‌شود.

یکشنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۷

پتروپارس با شريك خارجي در فاز 12



خصوصي سازي شركت هاي نفتي كمي شتاب گرفته است. اين فرآيند روندي مهم است كه در صورت تداوم تحول مهمي در اقتصاد كشور ايجاد مي كند.
واگذاری شرکت پتروپارس به بخش خصوصی در حال نهایی شدن است و مراحل قیمت گذاری این شرکت در حال طی شدن است.
با غلامرضا منوچهري مديرعامل شركت پتروپارس گفت‌وگو كرده‌ايم وي اعلام كرده كه با يك شركت خارجي در فاز 12 شريك شده كه 20 ردصد سهم اين فاز را خريداري كرده است.
* شركت پتروپارس به‌زودي بخش خصوصي واگذار مي‌شود در اين زمينه يك امر مهم ارزش اين‌شركت است از اين نظر چه روندي طي خواهد شد؟
- فرآيند قيمت‌گذاري از سوي سازمان خصوصي سازي انجام مي‌شود ولي آنچه كه در مورد شركت‌هاي پيمانكاري بزرگ بايد در نظرداشت اين است كه ارزش اين شركت‌ها به دارايي‌‌هاي آنان نيست. شركتي مانند پتروپارس شايد از نظر دارايي ارزش محدودي داشته باشد ولي ميزان قرادادهاي اين شركت ميلياردها دلار است. پتروپارس يك شركت پيمانكار مادر و توسعه‌اي در صنعت نفت است. اين شركت متفاوت با يك شركت توليدي مانند يك شركت پتروشيمي است . ما امروز هم درداخل و هم در خارج از كشور به عنوان يك بنگاه اقتصادي مهم فعال هستيم. قراردادهاي مهمي در آمريكاي لاتين و آفريقا داريم و يا درحال امضاء هستيم. ارزش قرردادهاي ما بيش از 10 ميليارد دلارار است.
فرآيند واگذاري ها از نظر شما چگونه است،آيا اين روند به خوبي طي شده است؟
- من نمي‌توانم اين روند را ارزيابي كنم و در مورد آن موضع مشخصي داشته باشم. ولي به نظر من بايد اين روند هدايت شده‌اي داشته باشد كه خصوصي شدن شركتي مانند پتروپارس كه يك ابزار استراتژيك در اقتصاد ايران است با توجه به تنگناهايي كه با تحريم در اجراي طرح‌ها داريم مهم است. ما جاي برخي شركت‌هاي بزرگ خارجي را گرفته‌ايم نبايد بگونه‌اي عمل شود كه اين تنگنا‌ها بيشتر شود. بخش خصوصي بايد از حمايت كامل دولت درصورت خريد اين شركت برخوردار باشد و دولت نبايد از حمايت‌هاي مادي و معنوي خود از شركت‌ها بكاهد. ما امروز به عنوان مديران منصوب دولت و شركتي دولتي براي كار در داخل و خارج به حمايت و كمك دولت نياز داريم و براي كسب برخي حمايت‌ها و كمك‌هاي مالي از بانك‌هاي داخلي با دشواري مواجه هستيم. اگر بخش خصوصي از اين حمايت‌‌ها محروم شود از ادامه كار بازخواهد ماند. در عين حال بخش خصوصي نيز بايد به اين شركت به عنوان يك ابزار استراتژيك براي پيشبرد اهداف اقتصاد كشور توجه كند. در اين زمينه نبايد وقفه‌اي ايجاد شود.
*درواقع شما نگران اين هستيد كه بخش خصوصي از حمايت دولت برخوردار نشود و يا برخي طرح‌هاي استرتژيكي كه دولت به شركت‌هاي مانند شركت شما وگذار كرده است دچار تاخير و مشكلاتي شود؟البته اين اتفاق نخواهد افتاد و نبايد رخ دهد، ولي اين نگراني وجود دارد. به‌طور اصولي به فعاليت‌هاي پيمانكاري در بخش دولتي نيز با شك و ترديد نگاه مي‌شود. اين شرايط هنگامي‌كه بخش خصوصي وارد اين عرصه مي‌شود بايد كاهش يابد و حمايت دولت بيشتر شود. ما امروز براي مثال در مراحل 6تا 8پارس جنوبي به دليل افزايش هزينه‌ها حدود 800 هزار دلار از شركت نفت براساس بررسي‌هايي كه شده طلب‌‌كاريم. امروز پس از مرحله 6 مرحله 7 هم راه‌اندازي شد و تا پايان سال مرحله 8 هم راه خواهد افتاد. ما در مرحله 12 پارس جنوبي كه ارزش آن معادل 8 ميليارد دلار است شريك خارجي جذب كرديم كه 20 درصد سهم اين مرحله را خريده است و معادل 5/1 ميليارد دلار ارزش دارد و قسط نخست آن نيز پرداخت شده است. البته از نام بردن آن معذورم. در 2مرحله ديگر پارس جنوبي نيز قرارداد بسته‌ايم و اين قرادادها حجم مهمي از كار است كه نمي‌تواند دچار وقفه شود.

یکشنبه، آذر ۲۴، ۱۳۸۷

2ميليون بشكه كاهش موضع رسمي ايران است

سازمان كشورهاي توليد صادركننده نفت اين هفته در مورد تحولات آينده بازار در الجزاير تشكيل جلسه مي‌دهند.
هنوز مشخص نيست كه اين سازمان اين اجلاس چه تصميمي خواهد گرفت. براي آكاهي از مواضع كشورمان و شرايط بازار با محمد علي خطيبي نماينده ايران در اوپك به برخي سوالات در مورد اجلاس پاسخ داده است.

*******
*غلامحسين نوذري وزيرنفت جمهوري اسلامي ايران از ضرورت كاهش توليد اوپك تا 2 ميليون بشكه سخن گفته است. علاوه براين در اظهارت ديگري قميت واقعي نفت را بيش از 100 دلار دانسته است. آيا اين موضع رسمي ايران است؟
- ايشان در مورد قيمت نظر درستي داشته اند و قيمت واقعي و ارزش نفت به عنوان يك كالا را بيان كردند. اين نظر به يك زمان خاص مربوط نمي‌شود و يك بحث اصولي است كه ارزش واقعي نفت خام بيش از ارزشي است كه در بازار دادو ستد مي‌شود. در مورد كاهش توليد نيز يك ديگاه كارشناسي براين است كه ميزان عرضه در بازار بالا است و دليل آن افزايش ميزان ذخيره سازي در كشورهاي مصرف كننده 52 روز به 56 روز است. اين افزايش از وجود مازاد عرضه حكايت دارد و بايد توليد كنندگان با كاهش توليد از ادامه افزايش ذخيره سازي جلوگيري كنند. ميزان كاهش بايد بين 8/1 تا 2 ميليون بشكه در بازار كاهش يابد. البته 2 ميليون بشكه كاهشي است كه آثار قوي‌تري بر كاهش ذخيره سازي خواهد داشت. بنابراين موضع وزيرنفت كشورمان از يك پشتوانه كارشناسي قابل قبولي برخوردار است.
*ايران رئيس كميته نظارت بربازار نفت اوپك است. آيا اين نظر كميته نظارت اوپك نيست؟
- خير اين موضع ايران است. كميته نظارت براوپك وظايف وسيع‌تري دارد كه بررسي بازار و عرضه و تقاضا و توليد كشورهاي عضو وغيرعضو است.اين كميته پس از ارائه گزارش دبيرخانه و دبيركل و ارائه نظرات اعضاي كميته جمع‌بندي خودرا به اجلاس ارائه مي كند. وزيرنفت كشورمان در اين جلسه موضع رسمي كميته نظارت را ارائه مي‌كند و نظر كميته هنوز تنظيم و جمع‌بندي نشده است.
* اين تصور وجود دارد كه اوپك در اجلاس الجزاير به‌طور قطع توليد نفت را كاهش خواهد ؟
- هنوز هيچ اظهار نظر رسمي نمي‌توان كرد. بسياري از اعضاء با كاهش توليد موافقند ولي نظر اوپك با اجماع همه اعضاء به دست مي‌آيد و اين مسئله‌اي است كه پيش‌بيني تصميم اوپك را دشوار مي‌كند. برخي اعضاء با وجود موافقت با كاهش توليد خواهان بررسي تاثير كاهش قبلي و تعهد اعضاء به اين كاهش هستند. در اجلاس قاهره نيز به همين دليل تصميم قاطعي اتخاذ نشد كه اين بررسي بايد انجام ‌مي‌شد و آمارهي لازم در آن زمان آماده نبود.
*اين موضع آيا از اختلاف ميان اعضاء ناشي مي‌شود ؟
- خير اين تقابل نيست. همه در اين شرايط زيان مي‌بينند. كسي از قيمت‌هاي جاري بازار سود نمي‌كند. تاكيد يكي از اعضاء اوپك براي بررسي بازار پس از كاهش قبلي براي رفع مشكلات و موانع در راه تصميم گيري اوپك است تا نقش موثرتري در بازار داشته باشيم. اين به معناي مخالفت با اقدام موثر اوپك نيست. البته تاكنون آمارهاي به دست آمده از تعهد 70 درصدي اعضاء اوپك به‌سهميه تعيين شده حكايت دارد و اين با توجه به سوابق قبلي از هماهنگي بسيار بالا ميان اعضاء خبر مي‌دهد.
* توجه به شرايط اقتصادي جهان اوپك به تنهايي قادر است كه در بازار نفت نقش موثري داشته باشد؟
همواره عوامل متعددي در بازار نقش دارند. امروز كاهش تقاضا عامل اصلي كاهش قيمت است.
اما در شرايطي هم كه قيمت‌ها بالا بود اوپك از عوامل ديگر بويژه دلالان نفت در غرب و بورس بازها رنج‌مي‌برد.
اين گروه خريد هاي كاذب انجام ميدهند و به سرعت در حال تغيير موضع هستند و درآن زمان عامل افزايش شديد قيمت بودند و امروز هم با هجوم براي فروش ذخاير باعث كاهش قميت شده اند. نقش مخرب بورس بازاها را در هردو شرايط ما مي‌بينيم. من اميدوارم كه در كشورهاي مصرف كننده براي اين مشكل يك چاره‌اي انديشيده شود و فعاليت آنان محدود شود.

سه‌شنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۷

اوپك خواهان تحميل قيمت خاصي به بازار نيست

اوپك قيمت خاصي را براي بازار در نظر ندارد ولي سطح قيمت‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه مناسب با سرمايه‌گذاري‌اي انجام‌شده توسط كشورهاي توليد كننده باشد.
عبدالله البدری دبيركل اوپك درگفت‌وگوي اختصاصي در پاسخ به اينكه قيمت قابل قبول براي اوپك چيست گفت: ما خواهان تحميل يك قيمت خاص به بازار نيستيم ولي قيمت بايد حداقل 75 ،هشتاد و يا بيشتر باشد تا كشورهاي توليد كننده درآمدكافي براي تامين نياز اتباع خود،سرمايه‌گذراي‌هاي توسعه‌اي و انجام طرح‌هاي نفتي اندوخته كنند.
وي خطرنشان كرد: مهمترين درآمد كشورهاي توليدكننده از صادرات نفت تامين مي‌شود و قيمت‌هاي پايين انگيزه صادرات را از آنان صلب مي‌كند.
وي علت اصلي كاهش قيمت نفت را بحران اقتصادي فراگير جهاني كه دامنه آن به همه كشورها رسيده عنوان كرد و گفت: اين بحران 3ماه است كه ادامه دارد و اميدوارم تا حداكثر9ماه آينده خاتمه يابد و شرايط براي توليدكنندگان چه اعضاي اوپك و چه شركت‌هاي بين‌المللي نفت عادي شود.
وي دراين باره كه شركت‌هاي بين‌المللي نفت دراين شرايط واكنشي و موضع مشخصي اعلام نكرده‌اند، گفت: سرمايه‌گذاري‌هاي اين شركت‌ها كاهش يافته و همه اين شركت‌ها بودجه‌ هاي توسعه‌اي خودرا كاهش داده‌اند.
وي در مورد ميزان كاهش توليد اوپك در اجلاس الجزاير تاكيد كرد: هنوز مشخص نيست كه چه ميزان توليد اوپك كاهش مي‌يابد ولي بايد اوپك در اين مورد اقدام كند.
ادامه كاهش قيمت نفت
كاهش قيمت نفت ديروز ادامه يافت و بارديگر به زير50 دلار رسيد.
هربشكه نفت خام سبك آمريكا ديروز 38/49 دلار معامله شد.
قيمت نفت خام ايران نيز براساس گزارش شركت ملي نفت در ماه نوامبر حدود 19 دلار کاهش داشت.
هر بشکه نفت خام صادراتي ايران در اين ماه 48 دلار و 76 سنت معامله شد.
بهای سبد نفتی اوپک نيز روز دوشنبه یک دلار و 65 سنت کاهش يافت و هر بشکه 45 دلار و 57 سنت دادوستد شد.

پنجشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۷

اقتصاد فرومي پاشد

اين تيتر براي شرايط امروز اقتصاد كشور كمي خوشبينانه است.
فروپاشي كمترين چيزي است كه مي توان از روند جاري در اقتصاد ايران تحت تاثير تحولات جهان انتظار داشت. متاسفانه با تغييراتي كه در بانك مركزي داده شد هيچ آمار دقيقي از روند آمارهاي اقتصادي در دست نيست. آنچه مسلم است سياست تزريق پول در 3 سال اخير و شرايطي كه اين روزها با كاهش قيمت نفت پيش آمده كسري مالي بزرگي را پس از آن همه ولخرجي‌ها نويد مي دهد. شرايط بدتر نيز خواهد شد و دليل آن اين است كه مديران كم تجربه و فاقد صلاحيت لازم در اين شرايط ناگوار سكان اقتصاد ما را درست دارند.بنا براين ابعاد فاجعه‌اي كه رخ مي دهد فراتر از تصور است. ولي بايد اميدوار بود و خوشبين و به همين دليل تيتر خوشبينانه اين است. اقتصاد فرومي‌پاشد. چيزي كه در سيماي اقتصاد آمريكا تصور مي كنيم در واقع آواري است كه برسرخومان فرومي‌آيد. البته با توجه به شناختي كه از برخي از مسئولان فعلي دارم و بخصوص رئيس محترم جمهوري همه اين رويدادها از سرناآگاهي نيست. اغلب رويدادها آگاهانه و به عمد با پيگري رخ داده و هدفمند است. چيزي كه دنبال مي‌شود قابل توضيح نيست. اما خلاصه و در يك كلمه براي جيفه دنياست.
كاري كه از راه‌هاي عاقلانه نيز قابل دسترسي بود ولي به دليل ناتواني و كم دانشي سنگلاخ ترين مسيرها انتخاب شده است. اين است كه شرايط اقتصاد به دهه 60 بازگشته است. كساني كه در آن زمان تجربه مديريت داشته اشند اين تشابه را بايد درك كنند. اما زمان اين رويداد كمي با شرايط جهاني هماهنگ نيست و اين تضاد شديد و ملتهب شك‌ غير قابل تحملي به جامعه وارد مي كند كه امواج آن ماه‌هاي آينده به ساحل جامعه در شهرها مي رسد.

دوشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۷

التقاط تئوری و قانون توسط رئیس جمهور

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی در مراسم معارفه طهماسب مظاهری رئیس‌کل قبلی و محمود بهمنی رئیس کل جدید بانک مرکزی سخنی گفت که باید با دقت به آن توجه کرد: وی تاکید کرده که "مدل ما در نظام بانكي بايد بر اساس اصل 44 قانون اساسي كه تئوري اقتصاد اسلامي ماست طراحي شود و بايد با توجه به اين اصل برنامه‌ريزي كنيم"

رئیس جمهور محترم متاسفانه با التقاط چند مطلب نتیجه ای غلط گرفته اند که باید با سرعت آن را اصلاح کرد. نخست اینکه اصل 44 قانون اساسی تکمله ای دارد که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده و این اصل را به نوعی اصلاح کرده‌است. و امروز به‌صورت قانون دولت موظف به اجرای آن است.

این قانونی است که همه مقامات دولت چه مخالف و چه موافق آن باید آن را در دستور کار خود قرار دهند. بنابراین قانونی تصویب شده و ابلاغ شده که باید اجرا شود. انی قانون می‌تواند مبنای یک تئوری سازی اقتصادی باشد که هنوز هیچ تئوری مشخص و روشنی برای آن تعریف نشده است. برخی پس از ابلاغ این سیاست‌ها تاکید کردند که با ابلاغ این مصوبه پایان سوسیالیسم دراقتصاد ایران است ولی همانگونه که از سخنان رئیس محترم جمهوری برداشت می‌توان کرد درواقع این قانون به نوعی سوسیالیسم نیز می‌تواند منجر شود.

بنابراین تئوری اقتصادی که آقای رئیس جمهور از اصل 44 و سیاست‌های ابلاغی که تحت عنوان اصل 44 شناخته می‌شود برداشت می‌کنند باید روشن شود. این قوانین تئوری نیست وباید اجرا شوند. حال باید انتظار کشید و مشاهده کرد شنید که تئوری اقتصادی که آقای احمدی نژاد از از اصل 44 برداشت کرده‌اند برای مردم به صورت دقیق روشن شود و بدانیم که این تئوری چیست.

شنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۷

پز وزیر به آمارهایی که جایگاهی ندارد


وزير ارتباطات گفته براساس اعلام مركز آمار جهاني اينترنت، ايران در ميان 20 كشور داراي بالاترين تعداد كاربران اينترنتي، رتبه 17 را به‌خود اختصاص داده است

براساس ديدگاه اتحاديه مخابرات جهاني، دسترسي به ارتباطات مناسب  با قيمت ارزان و با كيفيت بالا از حقوق اساسي بشر محسوب مي‌شود.

با وجود اينكه ايران با توجه به شرايط اقتصادي از درآمدهاي فراوان نفتي برخوردار است و جمعيت بالايي دارد كه در خاورميانه پرجمعيت‌ترين كشور محسوب مي‌شود، بازار مخابرات ايران از رشد مطلوبي برخوردار نيست. اين امر از بررسي كيفيت و توان رقابتي شركت‌هاي ايراني قابل قياس است.

در حال حاضر شركت‌هايي از كويت، قطر و غيره در مزايده اپراتور سوم ايران شركت كرده‌اند ولي در ايران هنوز توان خدماتي شركت‌ها در سطح بين‌المللي قابل رقابت نيست.

در عين حال كيفيت خدمات در اكثر بخش‌ها از جمله ارتباطات سيار و خدمات اينترنتي از اكثر كشورها عقب‌تر است. در جهان امروز با‌توجه به عرضه فناوري‌هاي بسيار جديد و كارآمد كيفيت خدمات  دربرابركميت اهميت بيشتري دارد.

برخلاف اين شرايط، در ايران هنوز آمارهاي كمي اهميت دارد. ايران درميان47 كشوري كه بالاترين سرعت اينترنت را ارائه مي‌‌دهند هيچ جايي ندارد.

ايران به لحاظ ضريب نفوذ اينترنت با 34/9درصد از متوسط جهان كه 21/9درصد است بالاتر است ولي جايگاهي در‌ميان 47 كشور نخست ندارد.

مهم‌ترين آماري كه در‌اين ميان قابل توجه است اين است كه در ‌خاورميانه، ايران از ‌نظر ضريب نفوذ بعد از امارات متحده عربي با 34/8درصد، كويت 32/6درصد و قطر 32 درصد، با 27/5درصد ايستاده است.

این ماه برای چه کسی می‌تابد؟

پرونده صادرات گاز ایران به امارات بار‌دیگر به یک موضوع مهم خبری در ایران تبدیل شده است و دلیل آن پایان ناموفق مذاکرات مدیرعامل شرکت کرسنت در تهران است.

این ماجرا که حدود 10 سال سابقه تاریخی دارد و 7 سال است که قراردادی که میان طرفین امضا‌ء شده به دلیل برخی افشاگری‌ها در مورد قیمت گاز مورد توافق اجرایی نشده است به یک ابهام بزرگ تبدیل شده است.

یک نگاه به این ماجرا نشان می‌دهدکه در این مدت ایران چه به دست آورده است. این قرارداد مانند هر‌قرارداد نفتی در کشور امضاء شده و درآن در مورد قیمت توافق شده و امکان بازنگری قیمت نیز در آن وجود داشته است. در عین حال قیمت در یک دوره ثابت و پس از مدتی براساس یک روش قیمتی که براساس قیمت دیگر انواع انرژی تعیین می شد قیمت تغییر می‌کرد.

گاز صادراتی از میدانی تامین می‌شود که میان ایران و یک امیرنشین امارات متحده مشترک است و به اعتقاد برخی کارشناسان اقتصادی ترین سرمایه‌گذاری در این میدان صادرات آن به امیرنشین های خلیج فارس است.

این امر در قرارداد امضاء شده با امارات در 7 سال پیش بخوبی مورد توجه بوده و در زمان امضای قرارداد قیمت مناسب بوده است. ولی پس از مدتی با تغییر قیمت انرژی این قیمت به تدریج به سطح پایین تر از سطح معقول رسیده است.

اجرای این قرارداد با انتشار برخی گزارش‌های نامشخص و هدفمند متوقف شد. بارها مذاکراتی میان ایران و امارات انجام شد تا این قرارداد بار‌دیگر با اصلاح قیمت اجرا شود. ولی هنوز به نتیجه نرسیده است.

اخرین دور مذاکرات هفته دوم شهریور در تهران برگزار شد و با افشاگری‌های مجدد این قرارداد به شرایط گذشته بازگشت. مشخص نیست که این قرارداد به کجا می‌انجامد.

حال این سوال مطرح است که در این فرازو‌نشیب ها چه به دست آورده‌ایم؟ میدان مشترک سلمان هنوز بلاتکلیف است. سال گذشته براساس مصوبه دولت بودجه ای برای توسعه آن اختصاص یافت ولی مشخص نیست که این اقدام به کجا کشیده است. با اجرایی نشدن طرح توسعه این میدان منابع ثروت ملی ما توسط یک شریک دیگر درحال استخراج است و سرمایه‌های ملی ایران به باد می‌رود.

شرکت کرسنت و دانا گاز که هنگام مذاکره با ایران و عقد قرارداد شرکت کوچکی بود که یکی از ایراد‌هایی که به قرارداد وارد می‌شد این بود که چرا با این شرکت وارد مذاکره و عقد قرارداد شده ایم به یک شرکت بزرگ و مهم تامین گاز در منطقه تبدیل شده است. این شرکت در طول این مدت که مقدمه آن امضای قرارداد با ایران بود با فعالیت‌هایی که کره و با بهره برداری صحیح از موقعیتی که به دست آورده است به یک شرکت مهم در اقتصاد منطقه تبدیل شده و‌امروز در خرید گاز از عراق مصر و برخی دیگر کشورها فعال است. ارزش سهام این شرکت در بورس‌های بین‌المللی در دسترس همه هست و در دسترس همه است. در مقابل سوال این است که ما چه به دست آورده‌ایم. ما بجز یک اختلاف دیرپا و بدون منطق مشخص و روشن که هنوز مشخص نیست که به چه دلیل و با چه هدفی شکل گرفته و منابعی که از حدود 7 سال پیش در حال برداشت از سوی یک رقیب دیگر است چیز دیگر کسب کرده ایم.

این رویداد ها در ایران هیچ منطقی را دنبال نمی‌کند و‌مشخص نیست که و چه کسانی از این رویداد‌ها سود‌می برند. شکی نیست که کسانی از این ماجرا سود می‌برند. پس باید پرسید که این ماه crescent))برای چه کسی می‌تابد؟

جمعه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۷

اجلاس اخیر اوپک،کاهش تولید یا کاهش مازاد تولید

اجلاس اخیر اوپک شاید نخستین اجلاس این سازمان است که با تلاش ایران تولید نفت اکاهش یافت. این یک موفقیت برای ایران است . هرچند کاهش واقعی از سهمیه‌های مازاد کاهش یافته ولی نشانه‌ای از یک دیپلماسی موفق توسط وزارت نفت است. با وجود این تلاش اما برخی گزارش‌ها پس از اجلاس از اعلام موضع جدیدی از سوی عربستان سعودی حکایت دارد که این کشور از اجرای مصوبه به عنوان یک تصمیم جمعی خود‌داری کرده‌است. علاوه بر‌اینکه یک عضو هیات عربستان سعودی به گزارش نیویورک تایمز که نامش اعلام نشده از اجرایی شدن تصمیم اوپک در صورت مناسب بودن شرایط بازار خبر‌داده است. علاوه براین گزارش دیگری نیز حاکی است که عربستان اعلام کرده‌است که تا زمانیکه دیگر اعضاء که بیش از سهمیه خود نفت تولید می‌کنند عرضه را کاهش ندهند این کشور به عرضه نفت خود که حدود 500 هزار بشکه بیش از‌سهمیه این‌کشور است ادامه می‌دهد.

غلامحسین نوذری وزیر‌نفت پس از اجلاس اوپک در گفت‌وگویی با خبرنگاران جزئیات رویداد را تشریح کرده است. علاوه براین برخی مسایل حاشیه مذاکرات کرسنت برای صادرات گاز به امارات و اعلام همکاری روسیه با اوپک نیز در این گفت‌وگو مطرح شد. به لحاظ اهمیت مسئله مشروح این گفت‌وگو  از نظر خوانندگان می‌گذرد.

غلامحسین نوذری وزیر‌نفت پس از اجلاس اوپک در گفت‌وگویی با خبرنگاران جزئیات رویداد را تشریح کرده است. علاوه براین برخی مسایل حاشیه مذاکرات کرسنت برای صادرات گاز به امارات و اعلام همکاری روسیه با اوپک نیز در این گفت‌وگو مطرح شد. به لحاظ اهمیت مسئله مشروح این گفت‌وگو  از نظر خوانندگان می‌گذرد.

 

××××××

× ایران رئیس کمیته نظارت بر بازار اوپک است و برخی گزارش‌ها از افزایش حدود 4 میلیون بشکه خبر می دهند. چه کشورهایی سهمیه‌های تعیین شده را رعایت نمی‌کنند؟

- هر‌کشوری از اعضای اوپک با توجه به افزایش قیمت نفت هر‌میزان نفتی که توانست تولید کند به بازار عرضه کرد. این موجب رسیدن سقف تولید اوپک به 6/32  میلیون بشکه شد. این یعنی حدود 400 هزار بشکه افزایش تولید نه 4 میلیون بشکه. برخی کشورها اگر بگردیم به سهمیه‌های واقعی عدد‌ها و رقم بطور کلی تغییر می‌کند.

×تصمیمی که اوپک گرفت کمی ابهام دارد. چه میزان کاهش تولید رخ‌داده و این کاهش از سقف تولید بوده یا مازاد تولید؟

 این تصمیم یعنی کاهش تولید. تصمیم اوپک به معنی بازگشت به سقف تولید سپتامبر سال گذشته است. با جمع بندی که ما داشتیم حدود 570 تا 580 هزار بشکه کاهش رخ‌خواهد داد. البته این آمارها براساس منابع مختلف و ثانویه محاسبه شده است. ولی آنچه رخ ‌داده است یک علامت به بازار نفت خام است که اوپک به شرایط بازار حساسیت دارد.

× امروز نیویورک تایمز‌به نقل از یک منبع عضو هیات عربستان سعودی در اوپک اعلام کرده که عربستان به شرایط بازار نگاه می‌کندو به توصیه‌ای که اوپک داشته امکان دارد عمل نکنیم. درعین حال با توجه به اینکه به سوی زمستان می رویم و تقاضا انتظار می رود که افزایش خواهد یافت آیا کاهش تولید توجیه دارد؟

- عدد ها و رقم ها نشان می‌دهد که کاهش عرضه در بازار نیست و بازار به سمت ذخیره سازی می‌رود و این قیمت را تحت تاثیر قرار میدهد. من اظهار نظر را در مورد عربستان که می فرمایید ندیده‌ام ولی در جلسه جمع‌بندی وزرای عضو این بود که باید این کاهش انجام شود.

×‌هیچ اختلاف نظری بین اعضای اوپک نبود. برخی گزارش‌ها با این عنوان منتشر می شد که در اوپک بازها وعقاب‌ها در‌مقابل هم قرار گرفته‌اند؟

ـ از بدو ورود برخی رسانه‌ها تلاش می کردند یک قطب بندی نشان دهند. من گفتم که بازار با مازاد عرضه موجه است و وزیر‌نفت عربستان از مناسب بودن عرضه سخن گفت. بعد از این برای مثال سی ان ان مدت چند دقیقه در مورد این اظهار نظر تحلیل می‌کردند که حال با این مواضع چه رخ‌خواهد داد. حتی برخی رسانه‌ها که شاهد بودند جلسه اوپک کمی به‌طول انجامید پیش از پایان جلسه این گونه تحلیل کردند که شرایط تولید اوپک تغییری نکرده است.

تمام تلاش ها براین بود که اوپک به جمع بندی نمی رسد و به دنبال دامن زدن به یک اختلاف بودند و وزرا را در مواضع خود به مقابله تشویق کنند. ولی در جلسه ما بحث طولانی داشتیم و به دنبال شیوه‌ای بودیم که به بازار علامتی بده‌ایم که اوپک نسبت به شرایط بازار حساس است.

× در‌واقع این تصمیم نشان می‌دهد که اوپک در مورد نزدیک شدن به زمستان و شرایطی که موجب افزایش تقاضا می‌شود نیز توجه داشته است؟

- بله همه شرایط و عوامل بررسی شد در جلسه و این تصمیم گرفته شد.

× موضع ونزوئلا کمی عحیب بود این کشور پیش از این وقت و بی‌وقت خواهان کاهش تولید می شد ولی پیش از این جلسه سکوت کرده بود؟

- بله ونزوئلا موضع رسانه‌ای نگرفته بود ولی در جلسه پس از اظهارت من موضع گرفت و از پیش‌نهاد ما حمایت جدی کرد.

× پیش بینی شما از شرایط و چشم انداز قیمت نفت چیست؟

- اوپک تصمیم خودرا گرفته و حساسیت خودرا نسبت به بازار نشان داده است. هنوز زود است که نسبت تاثیر آن اظهار نظر کرد.

× سهمیه تولیدما در اوپک چه میزان است؟

- منابع ثانویه از 5 تا 6 مبع اعلام می شود که اپک برآوردی از آنها دارد. این بحثی طولانی است و میان بما و اوپک و ونزوئلا بوده وهست. تولید ما براساس سپتامبر 817/3 اوپک اعلام کرده است که ما تولید داشته ایم.

× در جولای اعلام شده که 900/3 میلیون بشکه است؟

- بله اعلام شده که ما حدود 100 هزار بشکه تخلف داشته ایم.

این براساس منابع ثانویه اعلام شده که بدون توجه به توان پالایشگاه‌های ما است. منابع ثانویه افزایش ظرفیت پالا‌یشی ما را در‌نظر نمی‌گیرند. برای مثال ما چند هفته ای است که تولید پالا‌یشگاه بندرعباس را حدود 60 هزار بشکه افزایش داده‌ایم.

به همین دلیل و اختلاف‌هایی که وجود دارد در اوپک قرار شده که کمیته‌ای تشکیل شود و در‌این مورد تصمیم گیری کندو به این اختلاف نظر که ناشی از منابع ثانویه است پایان یابد.

× در مورد حضور معاون نخست وزیر روسیه در اجلاس اوپک که بی سابقه بوده است کمی توضیح می‌دهید. برخی نزدیکی ورسیه به اوپک را ناشی از تشدید اختلاف‌ها با غرب قلمداد کرده اند؟

- در اوپک نیز تحلیل های مشابهی بود. در‌واقع این گفته می شد که شرکت روسیه در حد معاون نخست وزیر یک کار کاملا سیاسی بود و بی سابقه. دعوت اوپک معمولا از وزاری نفت و انرژی است. یا وزیر حاضر می شود و یا معاونین وزارتخانه و یا سفرای کشورهایی که دعودت شده بودند در اجلاس شرکت می کرد.

شرکت روسیه متنی که قرات شد و چندین محور اساسی که خواهان همکاری نزدیکتر با اوپک شده بود حرکتی بود که سیاسی به نظر می رسید.

اما اعلام آمادگی روسیه که تفاهم نامه‌ای امضا‌ء کند و جزئیات آن را نیز در متنی که قرآت کردند اعلام کردند به عنوان یک تولید کننده بزرگ و صادر کننده بزرگ اهمیت دارد.

× سال‌ها اوپک به دنبال برقراری یک مذاکرات منظم با روسیه و دیگر تولید‌کنندگان و صادر‌کنندگان غیر عضو اوپک بود ولی این کشور از آن مسئله استقبال نمی‌کرد. آیا یک دلیل دیگر این اقدام نگرانی از کاهش قیمت نفت نیست؟

ـ به هرحال نفت بالای 100 دلار مورد توجه تولید کنندگان و صادرکنندگان است. بحث‌هایی که از سوی معاون نخست وزیر روسیه مطرح شد برای همکاری نزدیک تر با اوپک بود که مطرح کرد.

× چرا عضو اوپک نمی شود؟

- این را باید از آنان سوال کرد. همیشه این بحث بین اعضای اوپک و غیر عضو اوپک بوده است. گذشته را که مرور می‌کنم این مسئله قابل تشخیص است که، وقتی قیمت ها کاهش می یافت تولید‌کنندگان بزرگ غیر اوپک از همکاری برای ثبات بازار و بهبود قیمت‌ها سرباز می‌زدند. آن‌ها کار خودشان را انجام می‌دادند و اوپک هم ناچار بود به تنهایی از سهم خودش از تولید و عرضه به بازار بکاهد. این بحث قیمت و تولید بحث طولانی مدتی بوده بین اوپک و غیر اوپک. این فضای جدید نشان می‌دهد که تولید‌کنندگان غیر عضو اوپک  به احتمال زیاد علاقمند‌ند که قیمت را تقویت کنند.

برای مثال وزیر‌نفت مصر هم دعوت شده بود ور در اجلاس شرکت داشت. وی نیز بحث افزایش هزینه های تولید را مطرح کرد که تولید نفت را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. این اظهارات هم یک همراهی با اوپک بود.

ما باید به عنوان یک تولیدکننده بزرگ از همکاری و همراهی دیگر تولید کنند‌گان بزرگ استقبال کنیم.

× توضیحی در مورد ارقامی که به عنوان حد اقل قیمت مورد نظر اوپک اعلام می‌شود می فرمایید. برخی منابع از 80 دلار به عنوان قیمت مورد نظر اوپک که به ظاهر از طرف عربستان اعلام شده و 100 دلار که از سوی منابع ایرانی عنوان شده است خبرداده‌اند؟

- ما هیچ قیمتی به عنوان سقف قیمتی برای اوپک اعلام نکردیم.آنچه که ما اعلام کردیم این بود‌که قیمت باید به نحوی باشد که انگیزه سرمایه گذاری ایجاد کند. تلاش بسیاری می‌شد که قیمت مشخصی از سوی اعضاء اوپک اعلام شود. قیمت 100 دلار کف قیمتی است که با توجه به سرمایه گذاری‌های انجام شده نیاز به واکنش دارد تا امنیت تولید تضمین شود.

× آیا با توجه به هزینه‌های تولید در مناطقی که هزینه بالایی برای استخراج نفت انجام می‌شود کاهش قیمت نفت به زیر 100 دلار برای این تولید کنند‌گان که در کشورهای بزرگ مصرف کننده انجام شده قابل قبول است؟

- رقم دقیقی درمورد هزینه تولید در مناطقی که کیفیت و ظرفیت تولید کم است وجود ندارد. اما چیزی که

مصرف کنند‌گان واقعی و نهایی از مالیاتی که در کشورهای بزرگ مصرف کننده دریافت‌می شود زیان می بینند. مالیاتی که درصدی گرفته می شود در زمانی که هر‌بشکه نفت 30 دلار بود دریافت می شد و زمانیکه قیمت به 130 دلار هم رسید همان میزان مالیات دریافت می شد. درآمدهای ناشی از این مالیات در سال 2008 موجود نیست ولی از 2003 تا 2007 چیزی حدود 2هزارو 30 میلیارد تومان از مصرف کنندگان در کشورهای بزرگ مصرف کننده مالیات دریافت کرده‌اند. این حجم درآمد از درآمد کشورهای تولید کننده بیشتر بوده است. 

مذاکرات کرسنت ونقش کردان

پاسخ‌های نوذری به دلایل حضور کردان در مذاکرات کرسنت.

غلامحسین نوذری وزیرنفت بعد‌ازظهر پنجشنبه در جمع خبرنگاران در مورد مسایل پیش آمده در مورد و شایعات و خبرهای و اعتراض‌های مختلفی و متفاوتی که در مورد مذاکرات صادرات گاز ایران به امارات موسوم به کرسنت توضیحاتی داد.

این متن کامل این گفت‌وگو.

×××××

× در مورد مذاکرات صادرات گاز به امارات متحده عربی برخی اعتراض‌ها مطرح شده است و اینکه این مذاکرات چرا در وزارت کشور توسط آقای کردان و در غیاب شما انجام شده است؟

- من توضیحی بدهم که قضیه کمی روشن شود. آقای کردان به عنوان رئیس هیات مدیره شرکت صادرات گاز این کار را از ابتدای که آمدند و مسئولیت هیات مدیره را پذیرفتند کار را من به ایشان سپردم. به عنوان رئیس هیات مدیره شرکت صادرات گاز ایشان کار را شروع کردند. چندین جلسه داشتند. در این جلسه ها مواضع کاملا روشن بود. مسئله کاملان روشن بود و دستور‌کاری هم که من برای مذاکرات مشخص کرده بودم پیگیری شد. اصل مسئله مذاکرات قیمت گاز صادراتی است و اصلاح آن. کارشناسان این بخش که سال‌ها این مذاکرات را ادامه داده بودند ادامه یافت و تا زمانی‌که آقای کردان در وزارت نفت بود این کار ادامه داشت و پیشرفت‌هایی شده بود ولی هنوز به نقطه مطلوب نرسیده بود. ایشان مرتب گزارش‌های لازم را به من میدادند و هنوز مذاکرات ادامه داشت. ایشان وزیرکشور هستند ولی هنوز عضو کار‌گروه ویژه نفت هستند مثل آقای برقه‌ای و برخی دیگر افراد که عضو هستند.

×اما ایشان با رفتن به وزارت نفت دیگر عضو این گروه و مسئولیتی در وزارت نفت ندارند؟

اعضای کار‌گروه مبنای کارشان عضویت در وزارت نفت نیست. ولی به هرحال من به طور کامل در جریان مذاکرات بودم. قرار بود مذاکرات در وزارت نفت انجام شود. من و آقای چشن ساز مدیرعامل شرکت ملی نفت هم شرکت داشته باشیم. ولی زمان مذاکرات مصادف شد با سفر من به وین برای شرکت در اجلاس اوپک. و در این شرایط بود که جلسه در وزارت کشور تشکیل شد.

× جلسه مذاکرا ت فقط یک جلسه نبوده بلکه چند جلسه برگزار شده و جلسه‌هایی که بوده تا چند روز پس از ورود آقای کردان به وزارت کشور و در زمان حضور شما  در تهران و پیش از سفر شما برای شرکت در جلسه اوپک بوده است؟

قرار براین بوده که قرارداد را که امضاء می شود ما با شیم. چندین جلسه انجام شده بود و تغییر تیم مذاکره کننده و کسی که تیم را هدایت می کرد برای رسیدن به نقطه مطلوب صلاح نبود.

×آقای رحیمی هم عضو کار‌گروه هستند یا قرار‌است عضو شوند؟

- من از حضور آقای رحیمی اطلاعی ندارم. ایشان عضو کار‌گروه نفت نیستند.

× ولی آقای کردان برای حضور شان به عضویت در کار‌گروه نفتی اشاره‌ای نکرده‌اند؟

 - تصمیم بنده برای ادامه کار توسط ایشان براین اساس بود که حاصل مذاکرات باید به کار‌گروه ارائه شود و پس از تصمیم کار‌گروه به آقای رئیس جمهوری ارائه می‌شود و تصمیم  در مورد صادرات گاز به امارات تصمیم بزرگی است. قرارداد کرسنت علاوه بر‌اینکه یک کار تجاری است ابعاد سیاسی اقتصادی روابط دو‌کشور را می‌تواند متاثر کند و هر‌جمع بندی که وزارت نفت هم برسد باید  به استحضار ریاست جمهوری برسد و تصمیم نهایی را ایشان و یا کمیته‌ای که ایشان مشخص می‌کند و یا سران سه قوه بگیرند.

×به نظر شما آقای کردان باید مذاکرات را ادامه دهد؟

- من باید گزارش مذاکرات اخیر را ببینم هنوز من نمی‌دانم مذاکرات به چه مرحله‌ای رسیده است. بعد از مطالعه نتیجه مذاکرات تصمیم  خواهم گرفت.

× تصمیم در مورد تغییر مسئول مذاکرات زیاد مهم نیست و در وزارت نفت افراد کارشناس وجود ندارد. در مذاکرات خط لوله صلح هم مدام مسئول مذاکرات تغییر کرده است؟

 - نه در مذاکرات خط لوله صلح مدام مدیر مذاکرات تغییر نکرده است. پس از رفتن آقای نژاد‌حسینیان آقای غنیمی فرد به این مسئولیت گمارده شدند و هنوز ادامه می‌دهند که با مسئولیت فعلی ایشان هم ارتباطی ندارد.

× در مورد قیمت توافقی نشده است. برخی گزارش ها زا جمله مطلبی که از سوی آقای کردان منتشر شده است از 5 برابر افزایش سخن گفت شده است؟

- هنوز هیچ قیمتی نهایی نشده و من در جریان نیستم که قمیتی نهایی شده باشد. هر تفاهمی انجام شود بنده تا منافع ملی کشور تامین نشود مذاکرات را ملاک تصمیم نخواهم دانست.

× آقای کردان هنوز رئیس هیات مدیره شرکت صادرات گاز هستند؟

- خیر.

× برخی گزارش‌ها حاکی است که آقای کردان از نمایندگی رئیس جمهوری در مذاکرات کرسنت کنارگذاشته شده است؟

- من تازه از سفر آمده ام و در این مورد خبری ندیده‌ام باید بررسی کنم.

× ابهام مذاکره کنند‌گان ترکیه در مورد قراردادهای نفتی به کجا رسیده است؟

برداشت ترک ها در مورد قراردادهای بیع متقابل روشن نبود و در مذاکراتی که در مورد قرارداد‌ها داشتم با آنان توضیح دادم و آن ها توجیه شدند. علاوه براین قرار‌شده بیایند و درمورد قراردادهای بیع متقابل جدید به طور کامل توجیه شوند.

×  مدیرعامل شرکت آلمانی ای‌اون اعلام کرده که اجرای طرح نابوکو بدون حضور ایران توجیه اقتصادی ندارد و ابراز تمایل کرده که با حضور ایران در‌این طرح این طرح که هزینه‌های اجرای آن به دلیل افزایش قیمت آهن تا 9/7 میلیارد یورو افزایش یافته اقتصادی شود؟

- من در حاشیه اوپک مذاکراتی با مدیران عامل شرکت انی ایتالیا، ای اون «آلمان و او ام وی اطریش داشتم. این شرکت‌ها و شرکت‌های دیگری که به دنبال اجرای طرح صادرات نابوکو هستند رسما اعلام کردند که بدون ایران نمی‌توان طرح را اجرا کرد. در این مذاکرات آن‌ها علاقه‌مندی خود‌را برای همکاری بیشتر و تشکیل تیم مشترک برای پیگیری طرح نابوکو اعلام کردند.علاوه براین شرکت گاز آلمانی ای اون اعلام آمادگی کرد که در ایران ال‌ان‌جی و مراحل توسعه پارس جنوبی از جمله مرحله 12 همکاری و مشارکت کند.

 

چهارشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۷

و اما از یارانه مخابرات


داوود زارعیان مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران گفت: با اجرای طرح تحول اقتصادی یارانه دولت در بخش مخابرات نیز حذف خواهد شد.برخلاف بیانات مدیرکل محترم روابط عمومی مخابرات ایران هیچ یارانه ای در‌واقع به مردم در بخش مخابرات پرداخت نمی‌شود.

 مخابرات پرسود ترین فعالیت در همه جهان است و درایران نیز همواره این بخش قلک دولت بوده است و پس از وزارت نفت پردرآمد ترین وزارتخانه بوده است. متاسفانه مدیریت ناکارآمد دولتی این بخش ار به معنای واقعی فشل کرده است.بخصوص در سه سال اخیر. یارانه‌ای که به ظاهر پرداخت می‌شود اگر فناوری‌های جدید در این بخش بکارگرفته شود از نرخ‌هایی که امروز مخابرات ایران با قیمت‌بالا و کیفیت نامناسب به مردم ارائه می‌کند درصورت وجود رقابت و فعال بودن شرکت‌های خصوصی در این بخش از سطح بالایی برخوردار بود.خدمات مخابرات از نظر کیفیت و کمیت در ایران بسیار عقب تر از کشورهای همتراز ایران است و متاسفانه دلیل اصلی آن حضور دولت در این بخش است که امید است که دولت در این بخش هرچه سریعتر حضور خود را کاهش دهد. نهاد دولت در‌ایران متاسفانه به ترمز توسعه تبدیل شده و در بخش‌های گوناگون ازجمله مخابرات به شکل غیر قابل انکاری به مانع توسعه تبدیل شده است.

اگر توسعه مخارات در کشور به معنای واقعی رخ‌داده بود و امکان بهره برداری گسترده از شکه انترنت با سرعت بالا فراهم شده بو امروز بخش تجارت الکترونیک به معنای واقعی در ایران راه‌اندازی شده بود و درآمد فراوانی از این بخش نصیب کشور می‌شد.

متاسفانه در این زمینه‌ها کیفت‌های لازم مورد توجه نیست و سطح کیفی خدمات بسیار پایین و ناچیزاست.

جای تاسف دارد که این خدمات با یارانه نیز ارائه‌می‌شود. متاسفانه ناکارآمدی در بخش‌های گوناگون به زیان اقتصادی منجرشده و این مسئله به عنوان یارانه بردوش مردم گذاشته می‌شود. متاسفانه هنوز خدمات ارزش افزوده در این بخش‌ها راه‌اندزی نشده و امیدی نیز به راه‌اندازی‌آنها نیز نیست و تا زمانیکه انحصار شدید و غیرکارشناسی دولتی در این بخش ادامه دارد نمی‌توان امید داشت که خدمات در این زمینه بهبود یابد و اقتصاد کشور از پرسود ترین بخش خدماتی خود محروم خواهد بود.

در بسیاری از بخش‌های اقتصادی کشور به دلیل ناکارآمدی اقتصادی که ناشی از انحصار دولتی است بنگاه‌ها به ورشکستگی دچارند و دولت باید هزینه‌آنان را از جیب مردم و از  درآمدهای ارزی به پردازد. متاسفانه این ناکارآمدی نیز به عنوان یارانه عنوان می‌شود و به حساب مردم گذاشته می‌شود. اگر چنین است پس باید به‌ دولت برای هرنفر هرماه بیش از یک‌صدهزارتوان بپردازد و بنابراین دیگر کسی لازم نیست کار کند و همه باید استراحت مطلق پیشه کنند. هر‌چیزی یارانه نیست و نباید پولی که دولت بابت زیان فعالیت شرکت‌ها می‌پردازد یارانه محسوب کرد. اگر بازار مخابرات رقابتی بود مغزهای این مدیران در میان چرخ‌دنه رقابت خمیر شده بود و یا از این سطح نادانی کمی فراتر می رفت.

دوشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۷

مشکلات مالی ایران خودرو و حقوق اساسی بشر


شرکت ایران خودرو یکی از تولید کنندگان خودرو در ایران که نیمی از بازار ایران را به صورت انحصاری به همراه شرکت سایپا در اختیار دارد اعلام کرده که با مشکل مالی مواجه است.
شرکتی که روزگاری قلک دولت بود امروز به دلیل رشد ناهمگون با اقتصاد جهانی و کشور و ضرورت‌های بازار زیرفشار قرادارد. این مشکل دامن شرکت سایپا رانیز خواهد گرفت. دیر یازود بازار خودرو ایران درمقابل سیل تحولات اقتصادی جهان باید تحول را بپذیرد. رشد صنعت خودرو درجهان نجومی است و بازار داخلی با حرکت لاکپشتی سال‌ها است در فضای انحصاری که دارد تلاش می‌کند خودرا به گردپای تولیدکنندگان بزرگ این صنعت درجهان برساند.
متاسفانه هیچ عقل سلیمی از خود نمی پرسد که آیا ممکن است کسی که نمی داند با کسی که میداند برابر باشد. حتی بالاتر آیا کسی که نمی داند می تواند از کسی که میداند پیشی گیرد. ما در ایران به ظاهر و در تبلیغات اعلام کرده‌ایم که مسلمانیم و دولت اسلامی داریم ولی عقل و منطق ساده را نمی پذیریم. آیا انصاف حکم می کند که کسانی که در جهان تلاش کرده و تجربه و فناوری‌های بالایی را ایجاد کرده‌اند با کسانی که تنها با کپی کردن این کارها بدون هیچ تلاشی وتنها با برخورداری از درآمدهای ارزی فروش نفت و برخورداری از یک بازار انحصاری نام خود‌را تولید کننده خودرو گذاشته‌اند در‌حالیکه این کارخانه‌ها در استانداردهای موجود و حتی چند سال پیش صنعت خودرو‌جهان باید تولیدات خود‌را تعطیل کنند برابرند. آیا خبر بروز بحران در صنعت خودرو ایران عجیب است.
این رویدادی است که باید رخ دهد و راهی نیست. وزارت صنایع با پرداخت پول‌های باد‌آورده حساب ذخیره ارزی می‌تواند برای مدتی این رویداد را بار‌دیگر به تاخیر اندازد ولی واقعیت این است که تولیدات این صنایع که ملی و ایرانی است باید جمع شوند. زمانی‌که کارخانه روور انگلیس به عنوان بزرگترین و پرسابقه ترین خودروساز جهان جمع آوری شد زنگ خطر برای بچه‌های لوسی که در‌داخل ایران مدعی هستند خودرو تولید می‌کنند به صدا درآمد.
راهی نیست باید این صنعت به کاروان صنعت خودرو‌جهان به پیوندد و هزینه‌آن را بپردازد. با صدای بلند باید فریاد زد که دیگر نمی‌توانید درهای بازار کشور را بندید و خودرو تولید کنید و دلخوش کنید که تولیدکننده‌اید. مصرف سوخت، الودگی هوا و محیط زیست، ایمنی و خطری که جان مردم را به خطر انداخته است و کسی به داد مرگ نزدیکی که صاحبان خودرو در ایران را تهدید می کند نمی گذارد این سیاست ادامه یابد. برخی سازمان های مربوط به سازمان ملل و نهادهای مردمی بین‌آلمللی این روزها می گویند برخورداری از آب و ارتباطات خوب و ارزان از حقوق اساسی بشر است. روزهایی نیز نزدیک است که گفته شود برخورداری از خودرو ایمن، دوست محیط زیست و ... نیز از حقوق اساسی بشر است.
چندی پیش درگیری لفظی بین وزیرصنایع و رئیس ستاد مدیریت حمل‌ونقل و مصرف سوخت در‌گرفت که وی از بالا بودن آمارهای تصادف منجر به فوت خودروهای داخلی سخن گفته بود ولی وزیر‌صنایع اعلام کرد که ایمنی خودروها ربطی به پلیس ندارد. جالب است که بدانیم بیشترین تصادف منجر به مرگ با خودرویی رخ می‌دهد که رقیب ایران خودرو،سایپا تولید می‌کند و پراید نام‌دارد. ولی این درگیری به ظاهر برای تامین بودجه انتخابات ریاست جمهوری‌آینده به سود برخی از مسئولان ختم به خیر‌شد. ولی آیا صاحبان خودرو فکری نباید به حال خودشان بکنند و خواهان حقوق اساسی خویش شوند.
شاید روزی این دو کارخانه مانند کارخانه‌های تولید سیگار در‌آمریکا مجبور شوند زیان‌ خسارت‌هایی که در طول چند دهه به جان و‌مال مردم زده‌اند بپردازند.

جمعه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۷

تبلیغات شاخص‌های اقتصادی را تغییرنمی‌دهد

معاون وزير‌اقتصاد و دارايي و رئيس سازمان خصوصي‌سازي‌ اعلام كرد: سهم دولت به كمتر از 50 درصد در اقتصاد كشور كاهش يافته است و به تبع‌آن سهم بخش خصوصي و تعاون بيش از 50 درصد است.وي درحالي اين سخنان را بيان كرده است كه همه شرايط اقتصادي و روند سرمايه‌گذاري‌هاي 3 سال اخير در كشور از رشد حضور دولت در اقتصاد حكايت دارد.

کرد زنگنه كه پيش از اين روند بارها رشد دولت را سريع‌تر از روند خصوصي‌سازي‌ اعلام كرده بود در مصاحبه با مهر با اين توجيه كه يك سوم دارايي‌هاي دولت ظرف 3 سال گذشته واگذار شده است گفت: كل دارايي‌هاي دولت حدود 110 تا 120 ميليارد دلار بود كه در 3 سال گذشته حدود 40 ميليارد دلار آن واگذار شده است. این که به‌گونه‌ای تبلیغ کنیم که در اقتصاد ایران که همه چیز دولتی است و در 3 سال اخیر دولتی ترنزی شده است سهم دولت در اقتصاد کاهش یافته تغیری در اقتصاد ما رخ‌نمی‌دهد.

وي بدون توضيح بیشتر و ارائه شاخص‌های واقعی اقتصاد در اين مورد كه 40ميليارد دلار درآمد دولت از فروش اين ميزان سهام در كجاي اقتصاد كشور هزينه شده و اين ميزان سرمايه‌گذاري بخش خصوصي در حال حاضر كجاست با حساب و معادله ساده‌اي كه ارائه كرده است نتيجه گرفت: سهم دولت در اقتصاد هم‌اكنون به كمتر از 50 درصد رسيده است.

این روزها شاهد هستیم که اعتراض‌هايي به روند خصوصي‌سازي‌ وارد می‌شود و دلیل آن نیز این است که شرکت‌ها و دارایی‌های دولتی عمومي‌سازي يا شبه‌‌دولتي‌سازي شده است.واگذاري ها در این مدت بیشتر به سازمان‌هايي مانند تامين اجتماعي و بازنشستگي كشوري انجام شده است.

علاوه بر اين، در چار‌چوب واگذاري‌هاي سهام عدالت نيز مديريت اين شركت‌ها دولتي باقي مي‌ماند و اين واگذاري‌ها در‌واقع به منبعي براي پرداخت رانت به شركت‌ها و سهامداران عدالت تبديل مي‌شود و باز به کاهش سهم دولت در اقتصاد و کارآمدی اقتصادی شرکت‌ها که هدف اصلی خصوصی سازی است نیز منجر نمی‌شود.

نكته مهم‌تر اينكه كاهش سهم دولت به‌صورت حسابداري از كاهش واقعي نقش آن حكايت ندارد. دولت در شرايط جاري بزرگ‌ترين بنگاه‌دار در اقتصاد كشور است و به‌جاي سياستگذاري در تصديگري به شكل وسيع مشاركت دارد.

به هر حال شرایطی که امروز بر اقتصاد كشور حاکم است با توجه به ادامه حصور دولت در امور ریز ودرشت اقتصادی مانند قيمت‌گذاري، انحصار توليد و توزيع، سرمايه‌گذاري و مواردي از اين قبيل همچنان به‌صورت غالب دولتي است. دولت به ظاهر با تبلیغات قصد دارد کالایی را به مخاطبان به فروشد که روشن است تنها عوام را می فریبد.

چهارشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۷

کاهش قیمت نفت ادامه دارد نگرانی جدی است

این روزهای شاهد هستیم که قمیت نفت روند نزولی دارد و کم کم که قیمت به کمتر از 100 دلار نزدیک می‌شود نگرانی‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود. همه مانند مسئولان ما نرگرن نیستند چون درایران با درآمد نفت بیش از اندازه ولخرجی شده و اگر طبق پیش بینی ها این روند ادامه یابد و قیمت از 100دلار کمی پایین تر بیاید قیمت نفت ایران هم از 70 تا 80 دلار کمتر می شود و وضع اقصاد کمی تا قسمتی ابری می‌شود.
به نظر نمی رسد که روند کاهش قیمت متوقف شود. حداقل تا پایان اتخابات آمریکا ادامه می یابد. این یعنی حدود یک سال و این مدت اقتصاد ایران روه به صفر و زیرصفر میل می کند. بنابراین نباید نگرن بود؟ تورم که آرام وآرام بالا می رود کسری بودجه هم که می رود بیشتر شود و نگرانی جایی ندارد. این همه طبیعی است و شاید برای تقویت عقل لازم باشد. البته تا سرمان به سنگ نخورد عاقل نمی شویم.

چهارشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۸۷

داد دبیرکل اتحادیه جهانی مخابرات هم از خدمات موبایل در آمد

×باید هزینه ها کاهش یابد. نه تنها هزینه تلفن همراه بلکه هزینه ‌های اینترنت و تماس‌های بین‌المللی نیز باید کاهش یابد.
من در تهران شاهد بودم که تماس‌های ناموفق بسیاری توسط موبایل داشتم
حمدون توره دبیرکل اتحادیه جهانی مخابرات دیروز در حاشیه چهارمین سمپوزیوم بین‌المللی مخابرات که از سوی مرکز تحقیقات مخابرات ایران برگزار شد با اعلام این مطلب افزود: کیفیت خدمات مخابراتی در ایران در کنار توسعه کمی باید افزایش یابد.
وی از برگزاری مزایده اپراتور سوم تلفن همراه در ایران ابراز رضایت کرد و تاکید کرد افزایش رقابت در بازار ارتباطات ایران یک عامل کلیدی افزایش کیفیت است.
وی با اشاره به اینکه استانداردهای بین‌المللی در ایران رعایت می‌شود و اگر این معیارها رعایت نمی‌شد امکان تماس‌های بین‌المللی در ایران با دیگر کشورها وجود نداشت گفت: معیار‌های اتحادیه جهانی مخابرات در مورد توسعه شاخص‌ها در ایران و استاندارد‌های تدوین شده از سوی این سازمان بین‌المللی توصیه‌ای است و ما نمی‌توانیم کشورها را مجبور کنیم که این معیارها را رعایت کنند.
توره تاکید کرد کیفیت خدمات اهمیت دارد و در ایران تعداد دست‌رسی به تلفن‌، اینترنت و غیره افزایش یافته و مرحله بعد توسعه کیفیت این خدمات است.
وی كفت: از عوامل مهم توسعه کیفیت، افزایش رقابت است و خوب است که در‌ایران اپراتور سوم در راه است. ما از ارائه‌دهندگان خدمات مخابراتی می‌خواهیم که تنها کمیت پوشش را‌افزایش ندهند بلکه کیفیت خدمات و تعداد تماس‌های ناموفق را نیز کاهش دهند.
من تجربه شخصی داشتم که در تهران در خودرو تماس‌های من قطع می شد و این نباید رخ دهد. علاوه براین باید هزینه ها کاهش یابد. نه تنها هزینه تلفن همراه بلکه هزینه اینترنت و تماس‌های بین‌المللی نیز باید کاهش یابد.
به نظر سازمان جهانی مخابرات دسترسی به ارتباطات حقوق اساسی بشر است. این شامل دسترسی به ارتباطات نیست بلکه ارتباطات سهل‌ و اقتصادی است. این امر در شرایطی که جامعه جهانی به‌سوی جامعه مبنی بر ‌دانش ارتباطات حرکت می‌کند ارتباطات نقش اساسی در همه بخش‌های اجتماع دارد و ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه انسان‌ها به امکانات ارتباطی قابل قبول دست‌رسی داشته باشند و این مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است.
توره تاکید کرد این سازمان جهان از سازمان‌های تنظیم مقررات کشورها از جمله در ایران برای نظارت بر بازار مخابرات و ارتباطات حمایت می‌کند و این سازمان باید مستقل و از توان لازم برای این نظارت برخوردار باشد.

یکشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۸۷

صد سالگي نفت؛ گاز مجاني يا توسعه؟

سال‌ها برنامه‌ريزي غلط و محروم كردن اهالي يك منطقه از حقوق خود با چه بهايي قابل جبران است.
يك ‌سال بهره‌برداري از گاز مجاني؟
اين وعده غلامحسين نوذري به مردم مسجد سليمان در صدمين سال بهره برداري از نخستين چاه نفت در ايران بود. آيا سال‌ها بي‌توجهي به اين منطقه و بهره‌مند نبودن آنان از ذخايري كه زير‌پايشان است با يك‌سال گاز مجاني جبران مي‌شود يا بر درد و رنج مردم اين منطقه مي‌افزايد؟!
متأسفانه سياست‌هاي عوام‌گرايانه واگيردار است و نمي‌توان از آن گريخت. گاز‌مجاني سال‌ها است مردم كشور‌ ما را بهره‌مند مي‌كند. نه تنها گاز، بلكه بنزين و نفت مجاني و بسياري از يارانه‌هاي متعدد مشخص نيست با چه هدفي پرداخت مي‌شود.
اگر گاز مجاني خوب بود چرا تراز مصرف گاز كشور هر‌سال از شرايط ناگوارتري برخوردار و مشكلات انرژي كشور بيشتر مي‌شود. آيا بهتر‌نيست براي مردم ساكن مسجد سليمان به‌جاي يك‌سال گازمجاني گاز با قيمت واقعي محاسبه‌ اما تعهد داده مي‌شد كه درآمد حاصل از فروش اين گاز صرف توسعه اين منطقه شود.
احداث پالايشگاه گاز در مسجد سليمان، پايان دادن به اتلاف گاز اين منطقه و توليد مواد ارزشمند از آن كار مثبتي است، اما پيشنهاد مديرعامل شركت ملي گاز ايران مبني بر اشتراك پذيري ۲۰ هزار مشترك به‌طور رايگان تا پايان سال ۸۸ در مسجد سليمان تا چه حد منطقي به‌نظر رسيده و آيا در حال حاضر كشور با بحران توليد گاز مواجه نيست؟!
در شرايطي كه در زمستان امسال به‌طور قطع با كمبود گاز در برخي شهرها مواجه هستيم و همه مسئولان كشور براين امر واقف هستند كه بايد هزينه گاز در كشور واقعي شودتا هزينه توسعه آن به دست آيد، مصرف با گام‌هاي بلند‌تر از توليد پيش نرود و هزينه‌هاي واقعي گاز محاسبه شود، چرا بايد باز به مصرف مجاني گاز دامن زد؟
آيا بهتر نبود كه به ۲۰ هزار مردم مسجدسليمان وعده داده مي‌شد كه هزينه مصرف گاز آنان واقعي محاسبه شده و همه در‌آمد آن صرف توسعه همان منطقه مي‌شود؟!
از ديگر پيشنهادهايي كه وزير نفت با آن موافقت كرده است، واگذاري انشعاب رايگان گاز مصرفي به خانوارهاي زير پوشش سازمان تامين اجتماعي و كميته امداد مسجدسليمان است. اين‌كه چه تعداد خانوار در اين منطقه تحت پوشش كميته امداد بوده يا از خدمات تامين اجتماعي بهره‌مند هستند، بسيار روشن است.
به راحتي مي‌توان اين آمار را به دست آورد و خانوارهايي كه به‌واقع توان كار نداشته و نيازمند حمايت هستند را مشخص كرد. اما نكته اساسي آن است كه اشتباهات گذشته را در مسجد سليمان تكرار نكنيم.
همچنين غلامحسين نوذري در مراسم بهره برداري از پالايشگاه مسجد سليمان، هدف از گشايش اين پالايشگاه را بهره‌مندي مردم اين منطقه از نعمت گاز و افزايش توجيه اقتصادي براي ايجاد صنايع انرژي بر در مسجد سليمان اعلام كرده است.
پرسش مطرح اين است كه آيا در سالروز بهره‌برداري از نخستين چاه نفت در كشور، بهتر نبود كه براي كمك به محرومان منطقه كلنگ احداث چند كارخانه با توجيه اقتصادي به زمين زده شده و براي جوانان امروز و فرداي مسجد سليمان وعده زندگي بهتر و نه يك ‌سال گاز مجاني داده مي‌شد.
علاوه براين وزير نفت از انعقاد قرارداد توسعه ميدان نفتي مسجد سليمان خبر داده و گفته است، طبق اين قرارداد نفت توليدي از اين ميدان از روزانه 4 هزار بشكه به روزانه ۲۵ هزار بشكه افزايش خواهد يافت. اما مشخص نيست در مرحله اجراي اين وعده‌ها آيا گاز مجاني، عملي خواهد شد؟!

پياز‌داغ سياست و تورم


دست اندرکاران اقتصاد و كارشناسان مي‌دانند هر تحولي در بخش اقتصاد ناشي از عوامل اصلي و زيربنايي اقتصاد است ولي وزير بازرگاني اين تورم را ناشي از سياست و توطئه مي‌داند.
اقتصاد و كارشناسان مي‌دانند هر تحولي در بخش اقتصاد ناشي از عوامل اصلي و زيربنايي اقتصاد است ولي وزير بازرگاني اين تورم را ناشي از سياست و توطئه مي‌داند.وي در اظهاراتي در جمع خبرنگاران با تاكيد براينكه رشد نقدينگي در كشور هيچ سالي طبق برنامه نبوده است، گفت: مديريت رواني در تحريك مسئله تورم مؤثر بوده است.
مسعود ميركاظمي در توضيح دلايل تورم و مشكلات ناشي از آن كه بسياري از افراد جامعه به‌طور روزمره آثار آن را در زندگي خويش درك مي‌كنند تلاش كرد تا رشد نقدينگي را عامل دست چندم در تورم نشان دهد و بر تاثير توطئه و سياست بر تورم تاكيد كند.
وي با اشاره به اينكه طبق آمار برنامه سوم توسعه (83 ـ 1379) متوسط پيش‌بيني شده براي نقدينگي 4/16 درصد بوده، عنوان كرده كه عملكرد حاكي از تحقق رشد 9/28 درصد نقدينگي است.
وي رشد بي‌سابقه نقدينگي در3 سال فعاليت دولت نهم را كه از سوي برخي كارشناسان در تاريخ كشور بي‌سابقه خوانده شده، طبيعي دانسته است.به گفته ميركاظمي رشد نقدينگي پيش‌بيني شده براي سال اول برنامه چهارم توسعه (در سال 84) 24 درصد بوده كه در عمل 34 درصد محقق شده است. براساس همين آمار در سال 85 متوسط نقدينگي 22 درصد پيش‌بيني شده كه عملكرد 39 درصد و در سال 86 نيز پيش‌بيني 20 درصد بوده كه در عمل رقم 7/27 درصدي را نشان مي‌دهد. وي مي‌افزايد: عملكردها نشان مي‌دهد رشد نقدينگي كه يكي از مولفه‌هاي افزايش تقاضا محسوب مي‌شود، هيچ‌گاه تحت كنترل نبوده است.
تورم
وزير بازرگاني بدون اشاره به تاثير رشد نقدينگي در تورم، مي‌افزايد: رشد تورم به 3 بخش كلي فشار هزينه، تقاضا و مشكلات ساختاري مربوط مي‌شود. زماني كه نرخ تورم از سوي بانك مركزي اعلام مي‌شود در واقع مجموعه‌اي از شاخص‌هاي تاثيرگذار شامل كالا، خدمات و انرژي را در نظر مي‌گيرد. وي‌مي‌گويد: مقايسه نرخ تورم در سال‌هاي 86 ـ 1357 نشان مي‌دهد كه اين نرخ بين 10، 11 تا 49 درصد با فرمول ثابت محاسبه در نوسان بوده و ساختار اقتصادي كشور همواره با اين مشكلات دست به گريبان بوده است.
اين در حالي است كه تورم در حالت طبيعي در كشورهاي در حال توسعه بين 8 تا 9 درصد بوده است. مير كاظمي با اشاره به اينكه از سال 84 به بعد نوسان نرخ تورم نسبت به سال‌هاي قبل كمتر بوده است، تاكيد كرده است: دليل اصلي تورم وجود اشكال در ساختار اقتصادي است اما گاهي مواقع پياز داغ سياسي آن زياد شده و بر همين اساس نيز معتقدم مديريت رواني در تحريك اين موضوع نقش مؤثري ايفا مي‌كند.بي‌شك وزير بازرگاني به‌عنوان يك مسئول دولت نهم، نبايد خود و همكارانش را در دولت عامل تورم بداند. او بايد تلاش كند تا افكار عمومي را به سوي عوامل ديگري به‌عنوان محكوم اصلي هدايت كند.
اين شرايط با اعلام آمارهاي نادرست از روند اقتصاد تشديد شده و كسي نيست كه تبليغات بي‌پايان مخالف با روند جاري اقتصاد را كه از سوي مراجع مسئول منتشر مي‌شود، متوقف كند.وقتي رئيس‌كل سابق گمرك در مراسم توديع خود تاكيد مي‌كند كه براي انتشار آمارهاي مثبت از روند اقتصاد تحت فشار بوده است اين سخنان به‌خوبي نشان مي‌دهد كه ديدگاه‌هاي وزير بازرگاني از چه دست سخناني است.

پيامك فارسي و وزارت ارتباطات



با وجود مشكلات فني و فقدان توجيه اقتصادي در بازار خدمات ارتباطات سيار در شرايطي كه اين بازار هر روز در حال تحول بوده كشورهاي مختلف جهان خدمات متفاوت و گوناگوني را ارائه مي‌كنند.
خبرگزاري فارس در گزارشي با حمايت از افزايش قيمت پيامك انگليسي و كاهش تعرفه پيامك فارسي، از موفقيت اين طرح وزارت ارتباطات خبر داده است.
در اين گزارش با اشاره به انتقاداتي كه از سوي برخي كارشناسان غير وابسته به دولت و رسانه‌هاي تخصصي و عمومي به اين اقدام صورت گرفته، تاكيد شده است؛ با وجود ديدگاه مخالفان تصميم دولت در زمينه افزايش بهاي پيامك لاتين و كاهش بهاي پيامك فارسي، امسال حدود83 ميليون پيامك از مجموع 103ميليون پيامك مشتركان در نيمه شعبان فارسي بوده كه اين امر از موفق بودن طرح دولت حكايت دارد.
اين تصميم دولت كه از منطق خاصي برخوردار است بدون توجه به گوناگوني خدمات در شبكه تلفن سيار اتخاذ شده چرا كه متأسفانه اين موضوع در ايران هنوز در انحصار دولت بوده و تنها يك شركت خصوصي و يك شركت تعاوني به‌صورت محدود با يكديگر رقابت مي‌كنند. اين در حالي است كه حتي وجود حداقل 4شركت ارائه دهنده خدمات تلفن همراه مانند افغانستان، مي‌توانست مشخص كند كه راه‌هاي بهتري فارغ از اينگونه تصميم‌گيري‌هاي آني و غير‌كارشناسي براي توسعه زبان فارسي وجود دارد.
در اسفند ماه سال گذشته وزير ارتباطات اعلام كرد، براي گسترش و توسعه زبان فارسي در فضاي پيامك در شبكه تلفن همراه، تصميم به گران كردن پيامك لاتين و ارزان شدن پيامك فارسي گرفته شده است. در همان زمان ناموفق بودن اين امر مشخص بود اما با توجه به‌اين‌كه بيشتر پيامك‌هاي ارسالي دولتي بوده و شبكه دولتي براساس بخشنامه موظف شده تا پيامك‌هاي خود را به فارسي ارسال كند، طبيعي است كه در آمار‌ها تغيير محسوسي صورت نگيرد. اما درصورت وجود رقابت در اين بازار، به‌طور قطع ضعف استدلال دولت مشخص است.
در اين گزارش اشاره‌اي نشده كه ارسال اين پيامك‌ها تا چه ميزان به‌دليل نبود نرم‌افزار فارسي در گوشي‌ها، ناموفق بوده و موجب اتلاف دارايي اين شركت‌ها شده است. درصورت وجود شفافيت و بررسي كارشناسي مشخص خواهد شد كه اين سياست تا‌چه حد موفق بوده است. با توجه به اينكه بيشتر فعاليت‌هاي اين بخش هنوز دولتي و وابسته به تصميم‌هاي دولت بوده و فعالان اين بخش به‌دليل نگراني از همكاري‌ها و قرارداد‌هايي كه با دولت دارند به‌راحتي حاضر به اظهار نظر در اين زمينه نيستند، بررسي دقيق اين مسئله و بسياري از مسائل در شبكه تلفن همراه كشور عملي نيست.

سه‌شنبه، مرداد ۲۹، ۱۳۸۷

آزاد‌سازي‌ و خصوصي‌سازي‌ راه حل مشكل خاموشي

خاموشي برق به‌عنوان يك پديده جديد در تابستان امسال وارد زندگي مردم شهر‌ها و روستاها شد.
اين پديده كه مدت‌ها به فراموشي سپرده شده بود از اواسط تابستان امسال حضور خود‌را با خاموشي‌هاي پراكنده اعلام كرد و به تدريج منجر به اعلام برنامه‌هاي خاموشي از سوي وزارت نيرو شد. امروز در پايان تابستان قرار‌داريم و خاموشي‌ها روبه‌‌‌كاهش است. با خنك‌ترشدن هوا توقف خاموشي‌هاي برق، طبيعي است ولي نبايد اين مسئله را فراموش كرد. امروز برخي فناوري‌ها نياز حياتي همه ساكنان در شهر‌ها و روستاهاست. اما آيا بايد با كاهش يا افزايش دما در اين خدمات كمبودي احساس شود. در‌همه كشور‌ها تغييرات جوي به‌طور معمول در خدمات مورد نياز ساكنان شهر‌ها و روستاها تاثير مي‌گذارد.

اين تغييرات ناشي از نوسان بازار اين خدمات است. انرژي از مهم‌ترين نيازهاي همه انسان‌هاست و اين نياز با پرداخت هزينه‌هاي مربوطه دراختيار آنان قرارمي‌گيرد. دولت‌ها نيز به‌طور معمول دخالت اندكي در‌اين زمينه دارند و بخش خصوصي اين خدمات را به متقاضيان عرضه مي‌كنند. تغييرات جوي موجب افزايش يا كاهش تقاضا مي‌شود و اين امر به تغيير‌قيمت خدمات شركت‌هاي ارائه دهنده خدمات مي‌شود. بازار خدمات نيز تحت‌تأثير عرضه و تقاضا تنظيم مي‌شود و رقابت موجود ميان شركت‌ها به سرمايه‌گذاري‌ها براي توسعه توليد يا خدمات مي‌انجامد.

در ايران اما همه خدمات در مورد انرژي از جمله برق در دست دولت است. دولت با پيش‌بيني رشد مصرف، همه ساله براي افزايش توليد و خدمات مربوطه برنامه‌ريزي مي‌كند. اين امر از برنامه سوم به بعد با توجه به سياست‌هايي كه در سطح دولت طراحي شده بود تغيير كرد و دولت موظف شد‌تا با آزاد‌سازي‌ بازار توليد برق، امكان سرمايه‌گذاري بخش خصوصي را فراهم كند.

سرمايه‌گذاري بخش خصوصي به ضرورت تامين تضمين‌هاي لازم براي بازگشت سرمايه‌ و سود بخش خصوصي علاقه‌مند در‌اين زمينه نياز داشت. علاوه براين، بايد تضمين‌هاي لازم براي خريد برق توليدي يا تضمين تحويل سوخت و خدمات مورد نياز بستگي داشت. متأسفانه با وجود اهميت اين موضوع تامين ضرورت‌هاي اوليه براي آزادسازي اين بازار و ارائه تضمين‌هاي لازم براي جذب سرمايه‌ها در اين بخش از سرعت لازم و مورد‌نياز برخوردار نبوده و نيست.

دولت ديگر مجاز به توسعه اين بخش‌ها نيست ولي هنوز زمينه‌هاي لازم براي حضور بخش خصوصي در‌اين زمينه فراهم نشده است. امروز تعداد معدودي نيروگاه خصوصي در كشور احداث شده و هيچ‌يك با ظرفيت كامل كار نمي‌كنند و سرمايه‌گذاري‌ها به سطح مورد نياز و پيش‌بيني شده در برنامه نرسيده است. اين امر ناشي از فقدان توان بخش خصوصي نيست بلكه ناشي از فقدان تمايل دولت به آزاد‌سازي‌ اين بازار و فراهم كردن شرايط حضور بخش خصوصي است.

همه ساله بايد بين 8 تا 10 درصد در اين بخش براي افزايش توليد برق سرمايه‌گذاري شود و اين درحالي است كه ايران مزيت‌هاي لازم براي سرمايه‌گذاري و توليد برق و صادرات نيز دارد. متأسفانه درحال حاضر با وجود خاموشي‌هايي كه شاهد آن هستيم هنوز تصميم‌گيري براي واگذاري نيروگاه‌هاي موجود و احداث نيروگاه‌هاي جديد با تاخير درحال انجام است. اگر بازار برق در‌كشور آزاد نشود همه ساله بايد در‌انتظار مشكلات بازار برق كشور بود. اين امر حتي به فصل خاصي نيز بستگي ندارد و به‌دليل وجود مشكلات مشابه در ديگر بازارهاي انرژي كشور مانند گاز و فراورده‌هاي نفتي نمي‌توان به رشد پايدار اين بخش اميدوار بود.

توسعه دولتي در بخش برق در كشور به بن بست رسيده است. بايد هرچه سريع‌تر با فراهم شدن نيازهاي بخش خصوصي امكان توسعه خصوصي صنعت برق كشور فراهم شود. درغيراين‌صورت سال‌هاي بعد نيز مشكلات تامين برق در كشور ادامه خواهد يافت.

دوشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۷

بيماري جامعه ما

تا کنون انجمن صنفی روزنامه نگاران کارکرد‌های مفیدی داشته و توانسته هرچند لنگ‌لنگان تفکر سازمان‌یافتگی را به پیش ببرد و در مسیر خود تا کنون موانع بسیاری را پشت سر‌گذاشته است.
ضعف تشکیلات و سازمان مشکل اساسی و بی‌چون‌وچرای جامعه امروز ایران است. اگر یک معضل باشد که به عنوان مادر بیماری‌های این جامعه بنامیم آن را بی سازمانی یا بی سامانی باید نامید.
تا‌زمانیکه در همه بخش‌ها چه فرهنگی و اجتماعی و چه سیاسی و اقتصادی ساختارهای سازمان یافته و تشکل‌های فعالان آن بخش‌ها در کشور شکل نگیرد نمی‌توان به آینده‌ای روشن چشم دوخت و‌باید همواره در یک چرخه باطل به دور خود بگردیم.
تشکیلات و سازمان‌هایی که به معنای واقعی برآیند روز همه توان جامعه باشند در کشور ما وجود ندارد. برای رسیدن به این شرایط هم زمان و هم کار طولانی باید انجام شود. گام‌های نخست با مشکلاتی مواجه خواهد بود و نباید نا‌امید شد. راهی که به ایجاد تشکل‌های شکل گرفته از نیازهای مردم طی‌شود بسیار سنگلاخ است. برای رسیدن به این هدف باید هزینه بسیاری پرداخت و ضرورت اعتماد به ساختارهای سازمان یافته را به همه آموخت. به گونه‌ای که هم بدانیم که یک تشکل ضامن تحقق برآیند خواسته عموم است و نه ضامن تحقق همه خواسته‌ها.
در هرجامعه‌ای برخی گروه‌های چه به ضرورت و چه به دلیل شرایط تاریخی پیش‌تازند. این پیش‌تازی باید با توجه به تجربیات گذشته و سیاست‌هایی نرم به موفقیت بیانجامد تا راه برای دیگران گشوده شود. روزنامه‌نگاران عناصری پیش‌تازند و طبیعی است که سازمان و تشکل صنفی در این گروه بیش و پیش از دیگر گروه‌ها شکل گیرد. بی‌شک برای نتیجه گرفتن از آن باید تلاش و هزینه پرداخت و هزینه نیز متناسب با دست‌آوردی است که کسب می‌شود.
تا کنون انجمن صنفی روزنامه نگاران کارکرد‌های مفیدی داشته و توانسته هرچند لنگ‌لنگان تفکر سازمان‌یافتگی را به پیش ببرد و در مسیر خود تا کنون موانع بسیاری را پشت سر‌گذاشته است. امروز به دلیل سابقه 11 ساله هر مانعی نمی‌تواند این حرکت را متوقف کند. تعداد کثیری از روزنامه‌نگاران به هر ترتیب به این تشکل پیوسته‌اند و جمعیت کثیری هستند که باید حداقل خواسته‌های اجتماعی و‌صنفی خویش را در چارچوب این تشکل کسب کنند. این امر محقق شدنی است. تجربه گذشته و راه طی شده این را فریاد می‌کند. شاید سیاست که این روزها سایه سنگین‌تری از گذشته بر همه شئون جامعه انداخته است نتواند تشکل مستقل را بپذیرد ولی راهی نیست و چنین ساختاری پایدار تر از آن است که بتوان آن را متوقف کرد. به دلیل پایداری این حرکت امروز باید بدانیم که تداوم این حرکت بیش از کیفیت آن ارزش دارد، باید بر این امر پای‌فشرد.
جامعه آینده ما باید با چنگ زدن به تفکر آزاد سازی در همه بخش‌ها چه اقتصاد و چه سیاست از رسانه‌های توانمند و رها از هرگونه قید‌وبند برخوردار باشد. رسیدن به این هدف ضرو‌رتی است که باید از اکنون برای آن برنامه ریزی کرد. یک نهاد و یا فرد زمانی می‌تواند با تمرکز قدرت از شکل‌گیری جامعه متکثر جلوگیری کند که سه عنصر را در اختیار تام و‌تمام خود داشته باشد این سه عنصر به طور خلاصه در پول، اطلاعات و زور خلاصه می شود. تا‌زمانیکه این سه عنصر در یک نهاد متمرکز است نمی‌توان به توسعه سازمان و سازمان‌یافتگی جامعه و تکثر قدرت امید داشت.
در این میان اطلاعات یکی از این سه عنصر است که آزاد سازی آن برعهده رسانه‌ها و روزنامه نگاران است همه تلاش و نیروی ما باید در راه تلاش برای آزاد سازی این بخش مهم از عناصر تکثر قدرت در جامعه باشد. مهمترین وظیفه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایجاد شرایطی است که گامی به این سو‌برداشته شود و حفظ این نهاد و‌تشکل دریچه‌ای است گشوده براین هدف.

شنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۸۷

دولت متهم اصلی



صف‌های طولانی در مقابل پمپ‌ بنزین‌ها بی‌سابقه نیست. در هر شرایطی که تقاضا برای سفر افزایش یابد صف در مقابل پمپ های بنزین ایجاد می‌شود و این در هر کشوری ممکن است رخ دهد. اگرچه تشکیل صف برای خرید بنزین عادی است، ولی در کشور‌ما به عنوان یکی از بزرگترین دارندگان ذخیره نفت خام و در‌آغاز صد ساله دوم عمر صنعت نفت جای سوال دارد.
مشکل امروز تراکم صف در مقابل پمپ بنزین‌ها در ایران به عوامل متعددی بستگی دارد که هر کس در‌هر مقامی این عامل را با منافع خود سنجیده و نتیجه‌گیری می‌کند. بخشی نگری درد اصلی اقتصاد ایران است که موجب می‌شود هیچ معضلی از جمله معضل عرضه سوخت در مراکز فروش که در همه‌جای جهان یک موضوع عادی است و اگر برای آن هم صف تشکیل شود کسی یقه دولت را نمی‌گیرد ناشی از این عادت دیرینه در اقتصاد ایران است. این عادت این تصور را ایجاد می‌کند که به ظاهر افراد تصمیم گیر در این زمینه خود مراکز خرید سوخت جداگانه دارند و افراد وابسته و نزدیکان آنان از این پمپ بنزین‌ها سوخت خود را تامین‌می کنند.
ولی چنین نیست بلکه همه افراد منافع کوتاه مدت خویش را می‌نگرند و به حل معضل از ریشه نمی‌اندیشند. دلیل آن هم این است که حل ریشه‌ای کاری‌است جمعی و از یک دولت و یا دو دولت ساخته نیست و‌به کار مداوم و پیگیر چند دولت نیاز دارد.
جای تعجب دارد که چرا در کشور ما حل ریشه‌ای مشکلات مورد توجه نیست. این بی‌توجهی اگر درکشور‌های با‌سابقه سیاست‌های حزبی رخ‌میداد شاید قابل پذیرش بود. ولی چرا این اتفاق در کشور‌ما رخ‌می‌دهد که هر‌دولتی افتخار‌ش این است که به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست و بدهی به کسی ندارد که بپردازد.
حال و با این مقدمه اگر از دست‌اندکاران این بخش سوال شود که مشکل چیست برخی مشکلات صف را ناشی از سهمیه بندی می‌دانند، برخی ناشی از نبود قطعات که به قطع فعالیت برخی پمپ‌ها منجر شده است و‌یا حتی کم‌بودن حقوق کارکنان جایگاه‌‌ها و غیره.
اما مسئله این است که فعالیت در کار عرضه سوخت در ایران کاری اقتصادی نیست و کاری است که مدیریت کلان آن در اختیار دولت است و راه حل آن حذف دولت از این بخش است. هر‌راه‌حلی بجز این مسئله مشکل را حل نمی‌کند و بر مشکلات می افزاید. نبا‌براین اگر دولت در‌ایران خواهان حل مشکل صف در مقابل پمپ های بنزین است باید از همین امروز برای خروج از بازار عرضه سوخت برنامه خود‌را اعلام کند. ولی متاسفانه هیچ کس در دولت و در نهاد‌های مربوطه در این مورد قدمی برنمی‌دارد و‌همچنان به راه‌های غیر از این اندیشیده می‌شود.
درحال حاضر معضل ناشی از این است که جایگاه عرضه سوخت بنزین در مقابل میزان هر خودرو کم است سا‌ل‌ها است که دولت در شهرهای بزرگ برای احداث پمپ بنزین یارانه کلانی می دهد ولی کسی حاضر نیست وارد این میدان شود. متناسب نبودن درآمد این کار با زمینی که باید به‌ این کار اختصاص داد مانع توسعه کار پمپ بنزین‌داری است.
امروز شاهد هستیم که کار توسعه پمپ‌های گاز نیز در‌کشور به همین مشکل بر‌خورده و با وجود‌تاکید بر خصوصی بودن این توسعه همه ساله شاهد دخالت بیشتر دولت در این زمینه هستیم. دولت باید کار را به مردم و موسسه‌های ملی وا‌گذارد و هر کس با تعریف و توجیه اقتصادی به فعالیت اقتصادی مورد علاقه خود بپردازد ولی این عملی نیست که دولت پی گیری کند. به همین دلیل در آینده شاهد خواهیم بود که معضل دیگری در کشور ایجاد شود و آن پمپ‌های عرضه گاز است. که یا ایمنی ندارند و یا تعداد آن‌ها با میزان خودروها متناسب نیست.
معضل صف های بنزین که گریبان نسل امروز را گرفته است ناشی از سیاست‌های غلط گذشته است و کسی نیست که بتوان این معضل را به گردان وی انداخت. بله هیچ متهمی بجز دولت وجود ندارد. دولت متهم اصلی این امر است. ولی گر برای تامین منافع بخشی بخواهیم اظهار نظر کنیم و از دست‌اندرکاران این مسئله بخواهیم سخنی بگویند متهم‌های فراوان می‌توان یافت و عوامل متعدد. البته این نوع برخورد ساده است و برای همه قابل فهم تر و وعده به آینده نیز نمی‌دهد بلکه متهم مشخص است و راه‌حل هم ساده ولی مشکل حل نمی شود و نسل امروز یا نسل بعد باید بهای این ساده‌نگری را بپردازد. در‌واقع این کار مانند چاه حاج میرزا آغاسی اگر مشکل صف بنزین را حل نکند برخی مشکلات اشخاص و یا گروه‌های خاص را حل‌می‌کند.
امروز شاهد هستیم که دولت اعلام کرده است که یارانه‌ها را حذف خواهد کرد و این کار را نیز از یارانه انرژی آغاز می ‌کند. این اقدام اگر اجرا شود یک گام برای حل بسیاری از مشکلات اقتصاد ایران از جمله صف مقابل پمپ‌های عرضه سوخت است.
با واقعی شدن قیمت بنزین تقاضای آن نیز واقعی می‌شود و اقتصاد عرضه بنزین براساس ضرورت‌های اقتصادی شکل می‌گیرد. ولی جای سوال این است که آیا دولت قصد دارد این سیاست‌را اجرایی کند. آیا این سیاست براساس اهداف مشخص اقتصادی و اجتماعی طراحی شده است یا تنها با هدف خاص و برای تامین منافع خاص.
اگر هدف اصلاح اقتصاد ایران باشد و جراحی بزرگی که وعده داده شده عملی شود می‌توان به حذف دولت از بازار عرضه سوخت و حل مشکل صف در مقابل پمپ بنزین ها امیدوار بود. حذف یارانه سوخت نیاز به حذف و خصوصی سازی کامل بخش تولید آن نیز دارد. حال باید منتظر شد و دید که دولت در پایان سال چهارم فعالیت خود که اگر روند به شکل غیر طبیعی سال‌های گذشته ادامه یابد و برای بار‌دوم مطمئن نباشد که انتخاب می‌شود این کار را پی‌می‌گیرد. و یا این‌کار را پی‌می‌گیرد تا دور بعدی انتخاب شود. به اعتقاد بسیاری این مسئله به میزانی مهم است که اگر کسی اجرای آن را به انتخاب مجدد خود موکول کند قابل پذیرش است. حال باید منتظر بود که دولت پای خود‌را از بازار سوخت کنار می‌کشد یانه و دست از سر کارهای روزمره مردم برمی‌دارد یا خیر این مسئله برای روشن شدن و درک این مسئله که تصمیم دولت معطوف به اراده است زمان طولانی نیاز ندارد. دولت در یک‌سالی که پیش رو دارد وقت کافی برای نشان دادن تصمیم و اراده مصمم خود دارد. اگر‌نه باید شاهد بود که صف و مشکل آن همچنان ادامه یابد و هر‌سال به شکل جدید و سخت‌تری چهره خود را نمایان کند.

پنجشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۷

طرح های استانی پدیده جدید

طرح های استانی پدیده جدیدی است که با تشکیل دولت نهم در فضای سیاسی کشور مطرح شد. این واژه در‌واقع توصیف کننده طرح‌هایی است که در سفرهای استانی دولت و جلسه‌هایی که در هر استان تشکیل می‌شود تصویب و با اختصاص بودجه از منابع مختلفی که در اختیار دولت است به اجرا در می‌آید.
دولت نهم تا کنون در همه استان‌ها جلسه‌هایی تشکیل داده است و در سال جاری دو دوم این جلسه‌ها آغاز شده است.
دولت برای شفاف سازی تصمیم‌هایی که برای اجرای طرح‌ها در هراستان گرفته است هرازگاه هیات‌های خبری را به برخی استان‌ها اعزام می کند تا این طرح‌ها را پیگیری و افکار عمومی از میزان پیشرفت و یا تاخیری که دارند آگاه نماید.
در یکی از سفرهای استانی از این نوع که به استان کهکیلویه و بویراحمد انجام شد تعدادی از طرح‌هایی که در سفر های استانی دولت نهم مورد تصویب و اجرایی شده بود توسط خبرنگاران متعددی از رسانه‌های گوناگون بازدید شد.
در این بازدید که از اغلب طرح‌های استان دیدار‌هایی انجام شد یک واقعیت اساسی به چشم می‌خورد حاکم نبودن یک تفکر و اندیشه متشکل و سازمان یافته در پس این طرح ها بود.
به نظر می رسد بسیاری از طرح‌های استانی تنها برای جلب رضایت و حمایت برخی گروه‌ها و طبقات به اجرا در آمده و به بازده و ارزیابی اقتصادی و کارایی آن در اقتصاد منطقه و کشور توجه نشده است.
یکی از معضلات اقتصادی و سیاسی در کشور‌ما همواره طرح‌های بوده که بازده اقتصادی نداشته و تنها برای تامین خواسته‌ برخی افراد به اجرا درمی آیند. متاسفانه این روند در اقتصاد ما از گذشته ادامه داشته و همواره عامل این تصمیم‌ها بطور معمول نمایندگان مردم در استان‌ها بوده‌اند. این روند همواره از سوی سازمان برنامه و بودجه سابق با مقاومت‌هایی مواجه‌می شد و با تاخیردر‌تامین بودجه مواجه می شد و این روند معضل طرح‌های نیمه‌کاره در کشور را به‌وجود آورد. این مسئله موجب شد که برنامه چهارم بر آغاز نشده طرح‌های جدید در کشور تا خاتمه یافتن طرح‌های نیمه‌کاره گذشته تاکید شود. حتی در برنامه چهارم تاکید شد همه طرح‌های نیمه‌کاره ارزیابی شوند و طرح‌‌هایی با اختصاص بودجه تکمیل شوند که از بازده اقتصادی بیشتری نیز برخوردار باشند.
بارها از زبان مسئولان کشور شنیده ایم که در کشور فرودگاه‌های بسیاری ساخته شده ولی هیچکدام به جز 2تا3 فرودگاه اقتصادی نیست. در‌واقع این فرودگاه‌ها با سرمایه‌های فراوانی ساخته شده در‌حالیکه هیچ توجه نشده که آیا این استان‌ها و یا شهرها متقاضی سفر با هواپیما دارند یا نه. در عین حال باید توجه کرد که صرف بودجه برای ساخت فرودگاه در این شهرها و یا استان‌ها در حالی صورت گرفته که طرح‌های بسیار مهمتر و اقتصادی تری در این شهرها و یا استان‌ها بوده که از بازده اقتصادی بیشتری برخوردار بوده که اگر به‌موقع خاتمه می‌یافت با افزایش کارآمدی اقتصادی به پیشرفت اقتصاد منطقه کمک می کرد و زمینه ایجاد رفاه بیشتر اقتصادی منطقه را فراهم‌ می‌کرد و امکان اقتصادی شدن احداث فرودگاه آن منطقه را نیز فراهم می‌کرد.
اختصاص ناکارآمد بودجه

متاسفانه اختصاص ناکارآمد بودجه در طرح‌های ملی و‌استانی از معضلاتی است که در اقتصاد ایران وجود دارد و در چارچوب برنامه سفرهای استانی دولت نهم و طرح‌هایی که در استان کهکیلویه و بویراحمد به اجرا درآمده این معضل به‌شدت رنج می‌برد. این طرح ها اغلب هیچ مطالعات اقتصادی را نداشته و از منابع بودجه‌ای متنوعی برخوردار است که مشخص نیست این منابع مالی به چه دلیل به این طرح ها اختصاص داده شده است.
منابع مالی از 2 درصد درآمد نفت برای استان‌های نفت خیز،بودجه استانی،بودجه سفر‌استانی و بودجه ریاست‌ جمهوری و غیره تامین‌ شده بود. این طرح‌ها نیز از تنوع زیاد وی حتی بی هدف نیز بود. بر ای مثال در یکی از مناطق استان کهکیلویه و بویراحمد از طرح گاز رسانی به اجرا درآمده بود که این منطقه از آب آشامیدنی سالم برخوردار نبود. این امر برای برنامه ریزی منطقه‌ای همواره باید مورد توجه باشد که طرح‌های زیربنایی بیش از طرح های غیرزیربنایی مورد توجه قرار گیرد. در‌منطقه یادشده که از مناطق گرمسیر کشور است تامین آب آشامیدنی سالم بیش از تامین گاز از اهمیت رفاهی برخوردار بود ولی متاسفانه بدون توجه به نیاز ساکنان منطقه به اجرای طرح‌هایی روی آورده شده بود که نیاز اساسی را تامین نمی‌کرد.
مسئله مهم در تضمین اولویت اجرای طرح ها این است که نقش بخش خصوصی در طرح ها بیش از نهاد‌های دولتی باشد. در این شرایط است که می‌توان امیدوار بود‌که طرح‌هایی در هر‌منطقه به اجرا درآید که از بازده اقتصادی بالاتری برخوردار است. طرح‌های دارای توجیه اقتصادی با ایجاد ارزش افزوده و انباشت سرمایه در مناطق مختلف امکان توسعه پایدار و رشد کارآمد اقتصادی را تضمین می‌کند.
انباشت سرمایه با اجرای طرح‌های با بازده اقتصادی می تواند موجب تامین بودجه اجرای طرح‌های دیگر با ارزش افزوده کمتر را فراهم کند. علاوه براین در اجرای طرح‌ها باید فرصت‌ها و مزیت‌های منطقه را نیز در نظر گرفت. متاسفانه در اکثر طرح‌هایی که در استان کهکیلویه و بویراحمد در جلسه‌های استانی دولت به تصویب رسیده و در دست اجرا است اولویت‌های اقتصادی و نیاز منطقه مورد توجه قرار نگرفته است. شاید مسئولان منطقه و دولت خواهان ارائه هریک از طرح‌ها و تشریح هریک از این طرح ها به‌صورت جداگانه و مشخص باشند ولی متاسفانه اغلب طرح‌ها از توجیه و‌مطالعه کافی برخوردار نیست. در‌واقع مشکل ناشی از این است که استان ‌ها از اختیار کافی و ساختار لازم برای تصمیم‌‌گیری در مورد نیازهای خود در اجرای طرح‌ها برخوردار نیستند.
اگرچه با حذف سازمان مدیریت در تخصیص بودجه‌ها این تصور ایجاد شده بود‌که با حذف این مانع تصمیم‌گیری در مورد تخصیص بودجه در ساختار دولتی بهبود می یابد ولی با این وجود شاهد هستیم که هنوز نظام تصمیم گیری در کشور به شکل سابق و از مرکز و از طریق دولت مرکزی اتخاذ می‌شود. این امر در‌واقع نشان می‌دهد که تصمیم‌سازی درکشور باید از سطح منطقه‌ای بیشتری برخوردار شود و این امر باید تنها به نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی واگذار نشود و به نمایندگان شورای شهر‌هاو شهرداران و فروانداران و استانداران بیش از پیش واگذار شود. درواقع ادارات برنامه و بودجه در ساختار گذشته می‌توانستند در کارشناسی تر شدن تصمیم‌ها بیش‌تر موثر باشند. اگر ساختار سابق با توجه به تجربیات گذشته ادارات سازمان برنامه و بودجه استان‌ها ادامه می‌یافت احتمال تصمیم گیری‌های تخصصی تر و کارشناسی‌تر بیشتر بود. بنابراین اگر دولت قصد دارد تصمیم سازی در اجرای طرح‌های استانی از تاثیر عمیق تری در اقتصاد هر‌منطقه برخوردار باشد باید نقش خود‌را در این زمینه کاهش دهد.
هرچه که منابع منطقه در تصمیم گیری نقش بیشتری داشته باشد امید به تصمیم‌های کارآمدتر و‌موثرتر در توسعه منطقه‌ای بیشتر‌می‌شود. در استان کهکیلویه و بویراحمد یک معضل بزرگ وجود دارد که سال‌ها برای حل آن تصمیم گرفته شده است ولی این امر با تاخیر طولانی هنوز خاتمه نیافته است.
این استان از جاده‌های خوب و کارآمد برای ارتباط با مناطق مختلف استان و با مناطق اقتصادی منطقه برخوردار نیست. طرح احداث جاده‌های مهم این منطقه که علاوه بر تحول جدی در اقتصاد استان نقش موثری در اقتصاد ملی نیز دارد از سال‌ها قبل آغاز شده است که آغاز این طرح‌ها به 20 سال پیش نیز باز‌می‌گردد هنوز به‌پایان نرسیده است.
این طرح از ابتدای کار دولت نهم با اختصاص بودجه قرار بود که تا پایان سال 86 به‌پایان برسد ولی خاتمه نیافته و در حال حاضر با بدهی دولت به پیمان‌کاران که معادل 6 میلیارد تومان برآورد می‌شود رنج‌می‌برد.
این درحالی است که بیش از 6 میلیارد تومان به طرح‌های کوچک استان اختصاص داده شده است و طرح جاده اصلی استان که به تحول جدی و اساسی در اقتصاد منطقه منجر‌ می‌شود هنوز نیمه‌کاره است.
ناکارآمدی تصمیم سازی در استان‌ها شاید یکی از دلایل اصلی این امر است. درعین‌حال تلاش دولت برای تمرکز تصمیم گیری نیز به‌ این ناکار‌آمدی دامن زده است.
ضعف تصمیم‌گیری در استان‌ و بی‌توجهی به توان‌موجود در استان که شامل نیروی انسانی و توان مالی و اجرایی است موجب شده که توسعه مطلوب در منطقه رخ ندهد . بی شک این امر با توجه به توان مدیریت استانی در هر‌منطقه متفاوت است.

پنجشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۶

آنتن

اسناد قديمي برخي عبرت آموز است .البته اگر كسي ببيند و بفهمد.شايد كساني ديده باشند آنتن راديوها را بر بام برخي خانه هاي قديمي . اين آنتن ها بسيار بزرگ و قابل رويت از بسيار دور دست بود. ولي به تدريج با كوچك شدن اندازه راديوها اندازه آنتن ها نيز كوچك شد و غير قابل رويت. اين سند نشان مي دهد كه براي داشتن راديو در ايران مجوز نيز صارد مي شده است . دارنده اين برگه بايد پس از فروش و واگذاري دستگاه راديو بايد مدرك و مجوز داشتن راديو را به مراجع دولتي تسليم كند. اين ها نشانه هاي تاثير تكنولوژي برزندگي ماست. اگر از ابتدا براي داشتن راديو مجوزي دريافت نمي شد واين سنت دخالت دولت در امور شخصي به سنت تبديل نمي شد شايد امروز ما هم با نياز به مجوز براي برخي كارها موجه نبوديم. سنتي است اين مجوز دادن و گرفتن كه مخالف تكنولوژي است و اجازه نمي دهد كه همگاني و عمومي شود.اي تكنولوژي ....ما به همين دليل است، از انچه كه بايد و شايد از پيشرفت فني و عملي و اقتصادي عقب تر از آنچه كه بايدباشيم هستيم. يعني ديرتر به شرايطي كه آنتن ها كوچك مي شوند مي رسيم. اين مسئله است كه موجب مي شود رشد و توسعه اجتماعي و فرهنگي و غيره كند شود و بصورت فراگير و همه جانبه رخ ندهد.د