یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۵

سرنوشت بنزين در سال آينده


ترديد ها ادامه دارد
اگر چه سهم قيمت در مديريت مصرف مهمترين عامل است ولي اعمال سياست هاي يارانه اي در ايرن در مورد بسياري از كالاها از جمله انرژي موجب شده تا مصرف روندي غير قابل كنترل داشته باشد و نگراني از آثار تورمي تصميم گيري در مورد قيمت اعمال سياست هاي معقول را در اين بخش‌ دشوار كند. اين شرايط موجب شده تا تصميم‌‌گيران از نزديك شدن به بحث قيمت خود داري كنند و بيش از هرچيز به ديگر اهرم‌ها از جمله تشويق به توسعه حمل و نقل شهري، گاز سوز كردن خودروها روي آورند. آنچه مسلم است هزينه يارانه سوخت بويژه بنزين در كشور به ميزاني در حال رشد است كه ديگر امكان ادامه اين شرايط وجود ندارد. فشار مالي ناشي از هزينه يارانه سوخت موجب شده تا دولت توجه خاص و ويژه اي به بنزين در لايحه بوجه و ارايه راه كارهاي مختلف حول دو محور توسعه حمل و نقل و كاهش سهم بنزين در حمل و نقل براي بيرون رفتن از اين مشكل داشته باشد.
مصرف انواع انرژي در ايران يك معضل است ولي بنزين با توجه به فشار مالي كه بر بودجه هاي سالانه وارد مي كند بيش از ديگر انواع انرژي مورد توجه قرار دارد. البته در صورت عدم توجه و برنامه ريزي اين فرآورده‌ها نيز مانند بنزين دچار مشكل مشابه مي شوند.
آمار مصرف
براساس آمار هاي موجود99 درصد بنزین موتور در ايران در بخش حمل و نقل مصرف می شود. سهم بنزين در كل مصرف انرژي كشور در سال 1381، 4/11 درصد و سهم آن در مجموع مصرف فرآورده هاي نفتي 4/24 درصد بوده است.
دلايل عمده مصرف بالاي این فرآورده در‌ ايران پایین بودن قیمت، فرسودگی خودروها، بالا بودن مصرف خودروها، افزایش تعداد خودرو و فقدان يك الگوی مصرف است. اين شريط موجب شده تا هر سال با سرعت نرخ مصرف بنزين در كشور افزایش يابد. براساس آمارها مصرف این فرآورده از 7/10 میلیون لیتر در سال 1355 با متوسط رشد سالانه 1/6 درصد ( حدود سه برابر رشد جهانی این فرآورده) به 5/50 میلیون لیتر در سال 1381 رسیده است.
مقایسه مصرف سرانه بنزین موتور با سرانه تولید ناخالص داخلی نشان می دهد که در سال 1355 مصرف سرانه بنزین به ازاء هر نفر 116 لیتر و سرانه تولید ناخالص داخلی در همین سال 994 هزار ریال بوده است. در حالی که در سال 1379 مصرف سرانه بنزین به ازاء هر نفر به 224 لیتر افزایش و سرانه تولید ناخالص داخلی به 811 هزار ریال (4/18 درصد کاهش) تنزل كرده است. بنابراين مصرف بنزین در ايران در طول سالهاي اخير ارزش افزوده چندانی ایجاد ننموده و بیشتر به صورت غیر مولد به مصرف شده است.
براساس آمارهاي شش‌ماهه سال 85 و مقايسه آن با سال84 نشان مي دهد كه سياست هاي اعمال شده نتوانسته مصرف را كنترل و هدايت كند. در صورت ادامه شرايط موجود در سال آينده و براساس پيش بيني كار شناسان بايد حد اقل 6 ميليارد دلار بنزين وارد شود تا نياز مصرف كشور تامين شود. اين درحالي است كه بخش نامشخصي از اين واردات نيز به كشورهاي همسايه قاچاق ميشود.
براساس آمار منتشر شده از سوي شركت پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي مقايسه توليد واردات و مصرف بنزين موتور در شش ماهه نخست سالهاي 83 و 84 و 85 حاكي است كه در سال 83 توليد، واردات و مصرف بنزين به ترتيب 40، 5/21 و 9/60 ميليون ليتر در سال 84 نيز اين سه متغير 5/41، 9/21و 4/67 و در سال 85 اين نسبت 7/43، 4/24و4/74 ميليون ليتر بوده است.
آمار ياد شده نشان ميدهد كه توليد در سال 85 نسبت به سالهاي مورد برسي 3/5 درصد رشد داشته و واردات نيز 4/11 درصد و مصرف نيز از رشد 4/10 درصدي برخوردار بوده است. رشد ده درصدي كه در سال‌هاي اخير ادامه دارد در هيچ كشوري مشابه ندارد و اگر اين ميزان مصرف بنزين نقش كار آمدي در توليد و اقتصاد كشور داشت ميتوانست مايه افتخار و مباهات باشد ولي متاسفانه مصرف اين فرآورده با ارزش كه از آن مي توان محصولات با ارزش افزوده بالاي پتروشيمي توليد كرد در اقتصاد ايران دود ميشود.
يك معضل در اقتصاد ايران اختصاص بيشترين يارانه‌ها به بخش‌هايي است كه كمترين نقش را در توليد ناخالص ملي و ايجاد ارزش افزوده اقتصادي دارند. براساس يك اصل ثابت همواره كشاورزي و خدمات بيشترين نقش را در توليد ناخالص ملي و ايجاد ارزش افزوده در‌اقتصاد هر كشوري دارد بنابراين هرگونه امتياز و خاصه خرجي و رانت در اين بخش ها ميتواند قابل توجيه باشد ولي در ايران اين امر معكوس عمل ميشود و بيشترين سوبسيد ها به بخش انرژي داده ميشود كه كمترين نقش را در ايجاد ارزش افزوده در اقتصاد و توليد ناخالص داخلي دارد.
نگاهي به قيمت فرآورده هاي نفتي در كشورهاي منطقه بخوبي نشان ميدهد كه قيمت هاي جاري درايران هيچ توجيهي ندارد و تنها اتلاف منابع اقتصادي كشور به نفع اقتصاد كشورهاي همسايه و تشويق قاچاق است.
براساس قيمت هاي سال جاري در كشورهاي همسايه كشورمان نرخ بنزين در افغانستان، آذربايجان، نخجوان، پاكستان، تركيه و كردستان عراق به ترتيب 540 تومان، 180 تومان، 320 تومان، 850 تومان، 1800 تومان و 800 تومان است. قيمت نفت گاز نيز دراين كشورها نيز به ترتيب 430 تومان، 350تومان، 320 تومان، 420 تومان، 600 تومان، 1200 تومان و 450 تومان است. اگرچه اين قميت ها بايد با هزينه زندگي و درآمد افراد نيز مقايسه شود ولي بهر حال اين نرخ ها نشان ميدهد كه شرايط جاري در ايران شرايط مناسب و قابل دفاعي نيست و بايد تغيير كند. يك راه حل قابل دفاع پرداخت مستقيم يارانه به افراد است كه در صورت وجود اراده‌اي جدي بي شك قابل اجرا است.
راه‌کار‌‌‌‌‌‌‌های بودجه86
در لایحه بودجه سال 86 راه‌‌کارهایی برای صرفه جویی و مصرف بهینه انرژی پیش بینی شده است. توسعه حمل و نقل عمومی با پرداخت يارانه هاي ارزان قيمت براي ايجاد شبكه هاي حمل و نقل مسافر، توسعه حمل و نقل ریلی، گازسوز‌‌‌‌‌‌ ‌کردن خودروها، کاهش تبخیر بنزین از مخازن و تانکر‌‌‌های حمل بنزین ، تشویق تولید و ترویج وسایل نفت و گاز سوز کم مصرف و تشویق تولید و ترویج تجهیزات برقی کم مصرف ، از جمله اهدافی است که در لايحه پيش بيني شده است. نگاه يكپارچه به مسئله انرژي در اين لايحه يك نكته مثبت است و به ضرورت يك نگاه جامع به مسئله انرژي در اقتصاد كشور تاكيد دارد. در عين حال تكرار تبصره 13 در‌لايحه پيشنهادي قانون بودجه سال 1386 كشور نشانه مي دهد كه معضل انرژي بويژه معضل بزرگ بنزين در اقتصاد ايران ادامه دارد و تصميم گيري در مورد اتلاف بخش عظيمي از منابع مادي كشور بدون هيچ بازدهي واقعي در اقتصاد در چارچوب يارانه سوخت همچنان در سال آينده يك بحث داغ خواهد بود.
ويژگي اصلي كه در لايحه بودجه سال 86 و لايحه موازي كه تحت عنوان توسعه حمل و نقل عمومي از سوي دولت ارايه شده است تاكيد بر سهميه بندي بنزين است. بجز اين تفاوت همه مواردي كه در لايحه دولت ارايه شده همه ساله در بودجه هاي سالانه تكرار شده است. به رغم اين امر بايد توجه كرد كه هزينه يارانه بنزين و ديگر انواع سوخت در كشور به ميزاني در حال رشد است كه ديگر امكان ادامه آن وجود ندارد. بي شك اين شرايط موجب مي شود تا دولت در سال آينده توجه خاص و ويژه اي به مصوبات نمايندگان مجلس در قانون بودجه و راه كارهايي كه در آن براي برون رفت از اين مشكل ارايه مي دهند داشته باشد. راه حل‌هايي كه دولت در لايحه ارايه كرده است هيچ يك الزام آور نيست و دولت را حتي در مورد سهميه بندي مختار دانسته است. هيچ زمان بندي مشخصي براي اين اقدام ارايه نشده ولي با توجه به عدم ارايه بودجه كافي براي واردات بنزين به نظر ميرسد كه دولت از سه ماهه دوم و يا شش ماهه دوم سال 86 قصد اعمال سهميه بندي را دارد.
بهترين راه حل افزايش قيمت
حسين آفريده عضو كميسيون انرژي مجلس از مصوبه كميسيون تلفيق از حركت كميسيون براي تصويب قيمت 150 تومان حمايت ميكند و تاكيد ميكند، نمي توانيم به هدر دادن منابع كشور ادامه دهيم و بايد در اين زمينه كار كرد. وي خاطر نشان ميكند كه البته افزايش قيمت يك رويكرد براي كنترل مصرف است و بهتر از وضع موجود است. وي در عين حال تاكيد ميكند البته بهترين راه اين است كه قيمت واقعي شود و بيش از 150 تومان باشد و يارانه را بطور مستقيم به مردم بدهيم. به گفته آفريده پرداخت مسقيم يارانه و عرضه بنزين به قيمت واقعي كه 400 تا 500 تومان است و پرداخت سوبسيد به صورت مستقيم به همه مردم بهترين راه است و لي متاسفانه اراده آن وجود ندارد و به همين دليل مورد توجه قرار نمي گيرد. به اعتقاد وي اين امر عملي است و فقدان اراده واقعي براي روي آوردن به اين سياست موجب عدم توجه به آن شده است. وي در اين زمينه كه افزايش قيمت به 150 تومان به افزايش قميت كالا و خدمات منجر نمي شود گفت: در دوسال اخير كه قيمت بنزين ثابت نگهداشته شد و مجلس آن را تصويب كرد تورم افزايش يافت و مانع رشد تورم نشد و حتي به اعتقاد من بالا تر از نرخ رشد سال هاي قبل بود. بنابراين تورم اجتناب ناپذير است و بهتر است كه براي بنزين هم يك تصميم جدي گرفته شود و از تلف شدن منابع عمومي جلوگيري شود. وي در پايان تاكيد كرد التبه مصوبه كميسيون تلفيق به بحث بنزين پايان نداده و بايد كه در صحن علني مطرح شود و درصورت تصويب افزايش قيمت دولت باز بايد سهميه بندي و افزايش قيمت براي مصارف بالا را اعمال كند تا از واردات بيشتر جلوگيري گردد.
راه دولت كمترين هزينه
كمترين هزينه در راه حل دولت
دراين زمينه احمد توكلي رييس مركز پژوهش هاي مجلس نيز در مطلبي كه در اين زمينه منتشر كرده است ضمن حمايت از پيشنهاد دولت در لايحه بودجه و با اشاره به اينكه در سال آينده اگر هیچ مشکلي براي واردات نداشتیم و همه نیاز مصرف را در داخل تولید می‌‌‌کردیم و هزینه تولید نیز برای ما صفر بود، باز تنها به دلیل آثار مخرب روند جاري باید مصرف مهار شود. مي افزايد، از ميان راه هايي كه براي كنترل مصرف وجود دارد افزایش قیمت تنها در شرايطي موثر است که بسيار بالا باشد كه آثار تورمی کمرشکن و شديدي دارد.
وي محدودیت های ترافیکی، محدودیت خرید خودرو، محدودیت خرید بنزین یا به عبارت دیگر سهمیه بندی سوخت را از ديگر راه هاي مهار مصرف اعلام ميكند و مي افزايد، موثرترین روش ها در وضعیت کشور ما سهمیه بندی همراه با گشایش است.
توكلي مي افزايد، چون سهمیه بندی تولید داخلی کفاف زندگی روزمره حداقلی را هم نمی دهد، باید برای 2-3 سال به مقداری واردات تن دهیم. در سال 1386 دولت این مقدار را به نصف سال 1385 کاهش داده است.
بدین ترتیب حدود 60 میلیون لیتر توزیع روزانه خواهد بود، در برابر 74 میلیون لیتر سال 1385. با این مقدار بنزین و برآوردی که سازمان بهینه سازی سوخت انجام داده است تمامی وسایل حمل و نقل عمومی، حتی سواری های مسافر‌‌کش، پس از شناسایی، مصرف تقریباً معمول خویش را دریافت می کنند و برای خودروهای شخصی نیز ماهی حدود 90-100 لیتر در ماه اختصاص می یابد.
به اعتقاد وي در این صورت واردات نصف می شود، اگر قیمت را هر سال 20 تومان اضافه کنیم، از یارانه تقریباً 25 درصد کاسته می شود و به همین نسبت از بی عدالتی دور می شویم، با کاهش تردد خودروهای شخصی، بازدهی وسایل حمل و نقل عمومی به سرعت بالا می رود، منابع جدیدی برای بهبود و افزایش شبکه عمومی حمل و نقل به دست می آید.
وي تاكيد ميكند اين سه عامل اخیر ما را به عدالت نزدیک می سازد. چرا که بهره‌مندان از شبکه عمومی، عامه مردم اند. طی دو ، سه سالی که این روش اعمال می شود با تعقیب سیاستهای غیر قیمتی کالای جانشین بنزین توسعه می یابد. در این صورت آزادسازی قیمت هم اثر تورمی کمتری دارد و هم اثر افزایش قیمت در کاهش مصرف چشمگیر خواهد شد.
وي درعين حال بروز برخي مشكلات را در صورت اجراي اين طرح مورد توجه قرار ميدهد و مي افزايد، راه حل بی هزینه وجود ندارد. باید به دنبال کم هزینه ترین راه حل بود. بايد بطور موقت دو سه سال سختی بر طبقات متوسط به بالا را بپذیریم تا وقتی نرخ سوخت را به بازار می‌سپاریم، آنها راحت باشند و اکثریت نیز به سختی نیافتند.
راه تلفيقي
راه سوم و ميانه پيش نهاد رولت و مصوبه كميسيون تلفيق نيز از سوي برخي نمايندگان مطرح شده كه از آن ميان مضانعلي صادق زاده عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي عقيده دارد كه براي بنزين بايد راه حل مناسبي ارايه شود كه هم مصرف كاهش يابد و هم واردات مهارشود. يك روش سهميه بندي و عرضه بنزين با قيمت 80 تومان است كه عرضه بنزين وارداتي به قميت واقعي است. روش ديگر افزايش قيمت متناسب با تورم است. درحال حاضر قيمت بنزين از آب معدني دركشور كمتر است و اين هم باعث مصرف بالا شده و هم باعث قاچاق اين محصول ميشود. اينكه قيمت افزايش يابد و تا 150 تومان بدون سهميه بندي يك راه حل است ولي مشكل مصرف و قاچاق را حل نميكند. قيمت بنزين و ديگر فرآورده ها در كشور هاي همسايه ما بسيار بالاتر از اين قيمت‌ها‌ است. بنابراين تنها افزايش قميت به 150 تومان نمي تواند باعث حذف واردات و كاهش مصرف شود. صادق زاده مي افزايد بايد راه ميانه و كارشناسي تري ارايه شود كه ميتواند تلفيقي از پيش نهاد دولت و مصوبه كميسيون تلفيق مجلس باشد. با افزايش قيمت به ميزاني كه قابل قبول باشد و فشار بر مردم وارد نكند بايد سهميه بندي نيز اعمال شود و درصورت ضرورت واردات نيز با قيمت بالا و در سطح قيمت هاي واقعي به مصرف‌كنندگان عرضه شود. با بكار گيري كارت هوشمند سوخت اين كار ميتواند از مديريت مناسبي برخوردار باشد و مديريت مصرف نيز اعمال شود. اين امر همانگونه كه در لايحه بود جه پيش بيني شده بايد با توسعه حمل‌ونقل عمومي و توسعه مترو و ديگر امكانات عمومي حمل و نقل بايد پشتيباني شود.
در اين زمينه محمد قمي عضو ديگر كميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي نيز از با تاكيد برضرورت حل مشكل بنزين در سال آينده مي افزايد نبايد يارانه بنزين ادامه يابد و همه بايد از آن بهره‌مند شوند. روش جاري عادلانه نيست و بايد يارانه براي توسعه حمل و نقل عمومي هزينه شود و كسانيكه بيشتر مصرف مي كنند بايد هزينه بيشتري بپردازند و قيمت براي آنان واقعي باشد. به گفته وي بايد قميت واقعي منطقي شود و در مقابل حقوق كارمندان و كارگران نيز افزايش يابد. بايد ضمن حركت بسوي قيمت واقعي حقوق طبقات كم در آمد نيز افزايش يابد در عين حال بايد هزينه بيشتري براي حمل و نقل عمومي اختصاص داده شود. اين امر بايد بصورت جدي پيگيري شود و حل مشكل بنزين نبايد به تاخير بيافتد.
قمي درعين حال در مقابل اين سوال كه در مقابل دوپيش نهاد مطرح در مجلس شامل پيش نهاد دولت و پيش نهاد تصويب شده در كميسيون تلفيق كدام در شرايط موجود در مجلس بيشتر طرفدار دارد تاكيد ميكند كه پيش نهاد كميسيون تلفيق قابل قبول تراست. اين درحالي است كه گفته ميشود كه برخي از اعضاي كميسيون تلفيق درپي جمع آوري امضاء براي طرح مجدد مسئله بنزين در كميسيون تلفيق هستند. اصغر‌گرا‌نمايه‌پور عضو كميسيون تلفيق ديروز با اعلام اين خبر خاطر نشان كرد به نظر ميرسد تعداد امضاء مورد نياز براي طرح مجدد اين موضوع به 15 امضاء‌برسد و مسئله بنزين بارديگر در كميسيون تلفيق مطرح شود. طرفداران اين امر در تلاش هستند تا با طرح مجدد بنزين با پيشنهاد دولت را جايگزين مصوبه اخير كنند.
ترديد ها‌يي كه ادامه دارد
با توجه به قاطع نبودن پيشنهادهاي دولت در لايحه بودجه و ترديد‌هايي كه در خصوص اجراي آن‌‌‌ها وجود دارد از جمله مشكل گازسوز كردن خودرو‌ها از رده خارج كردن خودرو هاي فرسوده اعمال سهميه بندي و كارت هوشمند و اعمال قيمت دوگانه بنزين وجود دارد به نظر ميرسد كه برنامه ريزي براي تغيير روند مصرف بنزين در‌ايران در سال آينده نيز به نحو غير موثري ادامه يابد. اگر برخلاف روند گذشته كه هر‌سال با حداقل 10 درصدي مصرف مواجه بوده‌ايم اين روند با سياست هاي پيش بيني شده حداقل متوقف شود آن را بايد يك گام به پيش قلمداد كرد.
براي مثال در بودجه سال 85 بر توليد 280 دستگاه خودرو گازسوز در داخل تاكيد شده بود كه اين رقم هنوز محقق نشده است. در حاليكه در بودجه سال آينده اين ميزان تا حدود دو‌برابر افزايش يافته است. بنابراين به نظر نمي رسد آثار فرآيند پيچيده مهندسي معكوس مصرف بنزين در ايران بسادگي و با مصوبات قانوني اجرايي و به نحو موثري در اقتصاد مشاهده شود.
با توجه به بودجه سال 86 آنچه قطعي به نظر مي‌رسد، افزايش تقاضا براي استفاده از خودروهاي كم مصرف است. كه توليد داخلي توان تامين تقاضا را ندارد و بايد در انتظار افزايش قيمت خودرو هاي كم مصرف باشيم.
علاوه براين با توجه به ترديد نمايندگان مجلس در تصميم گيري در مورد بنزين كه پيش نهادهاي متفاوت و مصوبات متضاد بر آن دلالت دارد به نظر نمي رسد راه حل قاطعي براي مشكل بنزين ارايه شود..

سه‌شنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۵


چشم انداز آينده
تنش های مربوط به برنامه اتمی ايران تاثيری نامطلوب بر سرمايه گذاری خصوصی به جا گذاشت و نرخ بيکاری همچنان بالاست.
صندوق بين‌المللی پول در گزارشي كه بي بي سي منتشر كرده می گويد که پس از تنزل نرخ تورم به زير 7 درصد در آوريل 2006 (فروردين و ارديبهشت 1385) نرخ 12 ماهه آن در ماه های اخير (آذر تا دی) به تقريبا 16 درصد رسيده است. اينكه زماني تورم به هفت درصد رسيده و براساس كدام آمار معلوم نيست ولي از رسيدن تورم به 16 درصد كه در اواخر سال و اوايل سال آينده بيشتر نيز ميشود بي شك درست است.
توجه به افزايش هزينه از محل درآمد نفت همچنان و تاثير آن بر توانايی بانک مرکزی ايران را برای تحقق اهداف پولی و كنترل تورم از مسايلي است كه در دو سال اخير بسيار قابل توجه است و اعتياد دولت به در آمد نفتي را افزايش داده است. در واقع دولت در ايران همه ناتواني ها و نا كامي ها را با پول نفت جبران ميكند و معلوم نيست كه ضعف و توانش چيست. همه سياستمداران ناتوانند و ناتوان ترينشان از نفت بيشتر استفاده مي كند. اصولا بايد نفت را از اختيار سياستمداران خارج كرد و اجازه نداد كه با آن هرچه كه ميتوانند انجام دهند. پول نفت بايد صرف كار هايي شود كه آثار آن دراز مدت و سود طولاني دارد صرف پول نفت در سرمايه گذاري هاي خارجي و هزينه كردن آن براي آموزش و پرورش و ... متاسفانه منافع شخصي افراد كه به خيك سياست بند كرده اند نمي گذارد نفت نفش واقعي و موثر در اقتصاد داشته باشد. همين نفت باعث شده كه صندوق در گزارش خود بنويسد بهبود شاخص های خارجی در سال 1384 ادامه يافت. مازاد حساب تجاری ايران از 25/1 درصد در سال 1383 به 5/7 درصد توليد ناخالص ملی در حال حاضر افزايش يافته است که منعکس کننده قيمت بالای نفت و عملکرد قوی صادرات غيرنفتی است. صادرات ما بيشتر نفتي است و امروز اگر صادرات وابسته به نفت را از صادرات غير نفتي كم كنند ديگر چيزي نمي ماند.
توصيه هايي كه صندوق كرده است توصيه هايي است كه ساده و قابل فهم است ولي جرات و توان اجراي آن وجود ندارد. معلوم نيست كه عاقبت بايد با اين اقتصاد فشل چه كرد. و عاقبت روند مخرب فقر و فساد و ... كي متوقف مي شود.
صندوق خواستار برچيده شدن تدريجی يارانه ها، ضمن حفاظت نسبی از طبقات محروم شده و از طرح های مقامات برای مهار مخارج دولت استقبال کرده ولي اين طرح ها كي عملي ميشود خدا ميداند چون مهار خرج در دولت بسيار دشوار است / ولتي كه بسيار خرج ميكند و خرج را دوست دارد بويژه از جيب مردم.
بودجه نويسي دارد نقش خود را به عنوان ابزار اصلی سياست مالی از دست مي دهد و تصميم گيري هاي آني براساس ديد گاه هاي مردم كه از نامه هاي آنان استخراج شده موجب شده كه سياست پرداخت و گدا نوازي رشد كند بنابراين پرهيز از توسل مکرر به حساب ذخيره ارزي دشوار است و به همين دليل برداشت از آن به افزايش قيمت نفت در بودجه تبديل شده و در بودجه سال جاري نيز تلاش شد تا با ترفند هايي به رقم بالايي برسد و خواهد رسيد. آنچه مسلم است در شرايط جاري برای تامين مالی مخارج دولت نهم راهي جز اين نيست.
يك نكته مهم در خواست براي افزايش آگاهی عمومی نسبت به اهميت اصلاحات اقتصادي است كه براي اجرای آنها ضروری است و طبيعي است كه اگر آگاهي عمومي باشد خيلي از مشكلات حل است و متاسفانه ابزار هاي اطلاع رساني در ايران درست بكار گرفته نمي شود و در واقع مشكل اصلي مردم و توده هاي هستند كه درهمه حال در حال ناليدن از وضع خويش هستند. در واقع رضايت از زندگي وجود ندارد و همه مشكلات از اين نقطه آغاز ميشود.

چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۵

تاريخ



كشورما درشرايط امروز به شكل هماهنگ و درتعاملي غير قابل تصور بسوي يك فاجعه پيش ميرود و به نظر نمي رسد كه كسي و گروهي بتواند اين روند را متوقف كند.
به ظاهر يك اختلاف سليقه و تقابل محدود در جريان است ولي درواقع يك مسئله اصلي و اساسي ميان غرب به رهبري آمريكا با ايران درحال پي ريزي است. اين برنامه با بكار گيري تجربيات دوران جنگ سرد درحال اجرايي شدن است. از هنگام فروپاشي اتحاد جماهيرشوروي قابل پيش بيني بود كه قدرت بيكران نظامي آمريكا نمي تواند بي حاصل رهاشود. اينكه فضايي براي نيروهاي ديگري در جهان ايجاد شود تا به قدرت تبديل شوند وتوان ونفوذ آمريكا كاسته شود هيچ جايگاهي ندارد و روند مشابه جنگ سرد پي گرفته ميشود كه امروزشاهدش هستيم. آمريكا با توان نظامي خود وبكارگيري آن درحال شكل دهي به روند امور در جهان است. آمريكا نمي تواند تمايل داشته باشد كه در يك روند طبيعي در نظام جهاني جابجايي قدرت رخدهد. در گذشته دورقدرت هاي بزرگ جهان در يك روند طبيعي پس از چند سال به نحوي طبيعي دچار پيري و فرسودگي شده و قدرت هاي جديد و جوان با تهاجم نظامي جايگزين آنان ميشدند. يعني قدرتي مانند روم يا ايران در يك دوره تارخي در تقابل با اقوام ديگر به تدريج ضعيف شده و سرنگون ميشدند. حتي در دوره هاي جديد شاهد سقوط و كاهش نقوذ قدرت هايي مانند امپراتوري انگليس و آلمان و غيره پس از دو جنگ جهاني بوديم. اين رويداد ها به تجربه اي براي غرب تبديل شده و امروز امريكا به عنوان عصاره تجربه جهان درحال حفظ هژموني خويش است. سياست پيش دستي يك سياست تعرف شده بر اساس اين تجربيات است.آمريكا ديگر انتظار نمي كشد تا قدرت هاي مدعي به به او حمله كنند. بلكه با احساس خطر به سراق منبع خطر ميرود. امروز و در جريان اين فرايند شاهد دو رويداد بيسابقه درنظام جهاني بوديم و آمريكا با همكار ي محدود همپيمانان ديگر خود دو نظام حكومتي را در افغانستان و عراق سرنگون كرد و جايگزين كرد.
درجريان جنگ آمريكا با عراق و در افغانستان اروپا يا درواقع ناتو از توان نظامي كافي برخوردار نبود و نمي توانست با ارتش آمريكا هماهنگ و هم عرض وارد نبرد شود. يك برنامه ريزي براي نوسازي ارتش اروپايي ناتو تدارك ديده شد و به تدريج اين ارتش در عراق و افغانستان وارد عمل شد و به تجهيزات جديد مجهز شد و توان بكار گيري فناوري هاي نوين نظامي را يافت. امروز پس از چند سال اروپا نيز از توان كافي برخوردارشده و با توان نظامي ميتواند بخشي از وظايف خودرا در جهان ايفا كند و به اين ترتيب كار دستكاري تاريخ كه از پس از يازده سپتامبر آغاز شده بود با قدرت نظامي ادامه دارد و بايد ديد كه چه رخ خواهد داد.
نقطه عطفي تاريخي در جريان است كه نمي توان امروز اهميت آن را دانست و بايد درآينده به ارزيابي آن پرداخت. يك انقلاب تاريخ ساز در جريان است. تاريخ سازي كه دريك دوره درتاريخ با اختراع مسلسل رخداد و بخش عمده اي از چهان به تسخيرغرب درآمد.
تاريخ چيز خوبي است اگر از آن بهره گرفت.

سه‌شنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۵

نفت و تحولات پيش رو نگاهي به گذشته درآغاز سال 2007 ميلادي


اشاره : نفت در دوران جنگ سرد برگ برنده غرب در برابر جهان كمونيست بود و علاوه برهزينه هاي رقابت تسليحاتي عدم دسترسي به نفت و انرژي ارزان و مطمئن يك نقطه ضعف اتحاد جماهير شوروي سابق بود كه شتاب رشد اقتصاد كشورهاي بلوك شرق را مي كاست و به فروپاشي اين بلوك كمك كرد. با پايان جنگ سرد انتظار براي كاهش نقش نفت سياست و كاربرد سياسي آن دراقتصاد كشورها كه اميدي در قلب علاقه مندان به توسعه كشورهاي توليدكننده نفت بود به ياس مبدل شد. امروزهمچنان نفت با دامه نقش سياسي خود نقش موثر خودرا درتحولات آينده جهان حفظ كرده است. به نظر ميرسد اين نقش به دلاليل مختلف از جمله خلاء قدرت در جهان بيش از گذشته شده است. مقاله حاضرنگاهي دارد به اين تحولات.


****
بازارنفت در پنج سال اخيربه دلايل مختلف قيمت‌هاي بالايي را تجربه كرد. اين شريط براي كشورهاي توليد كننده نفت درآمد هاي بيشتري را ارمغان آورد و براي مصرف كنندگان تورم و سياست‌هاي محدود كننده مصرف سوخت.
مشكل اساسي بازارنفت دراين دوره نابرابري بين عرضه و تقاضا بود. دراوايل دهه نود كاهش قيمت نفت خام به سطح بسيارپاييني به كاهش سرمايه گذاري در صنعت نفت جهان منجرشد. چند سال بعد اين كاهش سرمايه گذاري ها به كاهش ظرفيت مازاد توليد منجر شد و قيمت نفت روند روبه افزايش خود را به همين دليل آغازكرد. پيش از اين بازار نفت همواره با توان بلقوه مازاد توليد قابل توجهي دربرخي كشورهاي توليد كننده نفت مواجه بود ودر بازارنفت به عنوان يك عامل اطمينان بخش براي مصرف كنندگان نفت عمل ميكرد.
علاوه براين بحراني كه به تعادل شكننده ميان عرضه و تقاضا در بازارنفت منجر شد يك دليل ديگر نيز داشت وآن ناآرامي طولاني و درازمدت در منطقه خليج فارس بود كه چند جنگ را درپي داشت كه آثار آن هنوز ادامه دارد. بروزجنگ هاي طولاني وشرايط بحراني به كاهش سرمايه گذاري در بخش نفت خاورميانه كه بطورطبيعي يك منبع بي بديل نفت درجهان است منجرشد.
كاهش ظرفيت مازاد توليد نفت ونگراني هاي ناشي ازآن مصرف كنندگان را بسوي سرمايه گذاري درمناطقي كه تاپيش ازاين كمترمورد توجه بودند و توسعه آن‌ها هزينه بالايي داشت تشويق كرد. كشورهاي آفريقايي و روسيه دراين دوره مورد توجه شركت هاي بزرگ نفتي قرارگرفتند. اين رويكرد بجز در آفريقا به نتايج مطلوبي منجر نشد. درآفريقا منابع نفتي مناسب با هزينه هاي بالا توسعه يافت و به مرحله توليد رسيد.
بسياري ازكشورهاي آفريقايي هنوز مورد توجه كشورهاي مصرف كننده نفت هستند ولي همچنان خاورميانه با منابع بزرگ و با هزينه توسعه ارزان مهمترين منبع تامين انرژي جهان است.
دراين دوره روسيه نيز به رغم منابع قابل توجه نفتي با يك چرخش سياسي همه اميدهاي مصرف كنندگان را براي تبديل شدن به يك منبع باثبات تامين انرژي از ميان برد. روسيه كه پس از فروپاشي به مركزي براي سرمايه گذاري‌هاي وسيع شركت هاي بزرگ غربي در بخش انرژي تبديل شد. ولي امروز اين روند معكوس شده و شركت هاي نفتي سهم خود را به شركت هاي دولتي مي فروشند. اين روند سال گذشته ميلادي شدت گرفت. تحولات پيش گفته اميدي كه براي جايگزيني روسيه و كشورهاي جمهوري سابق شوروي سابق براي تبديل شدن به يك جايگزين مناسب براي كشورهاي منطقه خاورميانه بوجود آورده بود از بين برد. بي ثباتي سياسي و تحولات مديريتي در اين كشورها امنيت انرژي در كشورهاي مصرف كننده را در معرض تهديد قرارداده است.اين شرايط با رويداد قطع گاز صادراتي روسيه به اوكراين از جمهوري هاي سابق اين كشوربه اوج خود رسيد. كشورهاي اروپايي كه در دوران كمونيسم به رغم مخالفت هاي آمريكا از سخاوتمندي روسيه برخورداربودند وهيچ نگراني از قطع گاز و بحران انرژي نداشتند در دوران پيوستن روسيه به جهان آزاد با نگراني هاي شديدي از اين جانب روبروشده اند. با روي كار آمدن ولاديميرپوتين كشورهاي جهان درواقع چهره جديدي از روسيه ديدند كه با سياست مستقل و متكي به عوامل سابق حزب كمونيست درتلاش كسب سهمي از تحولات قدرت در جهان است. پوتين براي كاهش سرافكندگي هاي ناشي از فروپاشي و كسب حمايت هاي اقشار وسيعي از مردم اين كشور كه هنوز در آرزوي دوران ثبات حكومت كمونيستي هستند با لغو خصوصي سازي هاي دوران يلتسين از سرمايه گذاري كشورهاي غربي در صنايع نفت و گاز اين كشور جلوگيري كرد. پوتين حتي در روزهاي اخير با دست يازيدن به رويكردهاي دوران كمونيسم به قتل مخالفان در كشورهاي غربي با روشهاي عجيب و غيرقابل تصور دست يازيد. اين رويكردها كشور روسيه را به يك مركزبي ثبات براي سرمايه گذاري تبديل كرده است. مرگ نيازاف رييس جمهور دائمي تركمنستان درآستانه سال تو ميلادي چهره ديگري از اين عدم امنيت سرمايه گذاري است. اين رويداد به نحو چمگيرتري بي ثباتي دراين منطقه را به نمايش گذاشت. همه اين تحولات كه تا روزهاي پاياني سال كهنه ميلادي ادامه داشت براهميت نقش خاورميانه و منطقه خليج فارس در آينده انرژي جهان افزوده است.
اتحايه اروپايي به رغم تحولات روسيه و نگرني از سياست هاي اين كشور درسال 2006 دريك گردهمايي مهم با ولاديميرپوتين به توافق هاي مهمي براي تامين امنيت انرژي دست يافتند كه طي آن رهبران اروپايي به عدم دخالت سياست در تامين امنيت انرژي تاكيد كردند. پوتين نيز با استقبال از اين سياست به آنان قول داد كه با عدم توجه به مسايل سياسي انرژي كشورهاي اروپايي تامين شود. به رغم اين توافق ها اولويت وضرورت تنوع منابع تامين انرژي براي كشورهاي اروپايي كاهش نيافته است. اين كشورها به احداث خط لوله اي براي متصل شدن به منابع نفت خاورميانه نياز دارند. خط لوله نابوكو يك آلترناتيو براي تامين امنيت انرژي اين منطقه است كه بدون حضور ايران قابل اتكا نيست. اگر چه دست اندركاران آن تاكيد ميكنند كه بدون شركت ايران نيز اين خط لوله اقتصادي است ولي بي شك اين خط لوله بدون مشاركت ايران ارزش اقتصادي ندارد. اين شرايط بي شك با توجه به تحولات پيش گفته و درروزهاي پاياني سال ميلادي و آغاز سال جديد اراده رهبران كشورهاي بزرگ صنعتي رابراي دست يازيدن به منابع مطمئن انرژي بيش از پيش مصمم كرد.
مالتوس هاي نفتي
فرضيه مالتوس درمورد كاهش منابع غذايي جهان و بروزجنگ جهاني براي تامين غذا با توليد كود شيميايي باطل شد. فناوري هاي جديد و درواقع اتكا به عقل و تجربه بسياري از فرضيه هاي غيرقابل انكار را باطل كرده وخواهد كرد. در سالهاي اخير نگراني از كاهش منابع نفتي كه همه آنها بخش دوم عمرخودرا مي گذرانند و محدوديت منابع نفتي كشف شده جهان با توجه به پيش بيني رشد بي حساب مصرف نگراني از زندگي در جهاني سردو تاريك را درآينده نويد ميداد. ورود چين با جمعيت وسيع به بازار نفت تعادل مصرف درجهان را برهم زد. و بسياري زا كارشناسان نفتي به اين نئوري اعتقاد يافتند كه دوران پيك تولد فرسيده و از اين پس با رشد مصرف و كاهش توليد جهان با دوران بحران انرژي روبرو خواهد شد. ولي همه اين پيش بيني ها با اتكا به تجربه بشر در بكارگيري تكنولوژي در حل بسياري از مشكلات جهان اين نگراني ها را برطرف كرد.
بي شك تكنولوژي هاي جديد امكان برداشت بيشتر از منابع موجود نفت كه دوره دوم عمر خودرا مي گذارنند ومنابع كشف شده را بيش از گذشته فراهم ميكند. اين فناوري ها علاوه براين امكان توليد انرژي هاي جايگزين را نيز فراهم خواهد كرد ولي بطورقطع در دوران جديد با توجه هزينه بكار گيري فناوري هاي جديد قيمت هاي بالاتري را در بازار نفت ايجاب ميكند.
رشد بيسابقه قيمت نفت درسالهاي اخير علاوه بر زمينه سازي تحول در بازار نفت در عين حال تفاوت ارزش واقعي دلار را نيز در طول سالهاي گذشته جبران ميكند. به اعتقاد بسياري از كارشناسان اگرچه قيمت هاي نزديك به نود دلار در بازار نفت ادامه نيافت ولي در صورت فراتر رفتن قيمت تا بيش از يكصد دلار همچنان كاهش ارزش واقعي دلار را در طول سال هاي گذشته جبران نمي كند.
علاوه بر افزايش قيمت براي اصلاح بازار نفت بايد شرايط حاكم در كشور هاي مهم توليد كننده نفت ازجمله كشورهاي خاورميانه بويژه سياست هاي اداره دولتي صنايع نفت تغيير كند. دولتي بودن تاسيسات نفتي موجب كند شدن روند جذب سرمايه گذاري هاي جديد براي توسعه وافزايش توليد و بكار گيري فناوري هاي جديد مي شود. اين مسئله درمناطقي كه دچار مشكلات سياسي و ناآرامي هاي شديد هستند نيزبه خودي خود موجب كاهش سرمايه گذاري مي شود كه منطقه خاورميانه به دليل بي ثباتي پايدار ناشي از تحولات عراق و پرونده هسته اي ايران با موانع بيشتري روبرو است. بنابراين علاوه بر تغيير شرايط سرمايه گذاري بايد ثبات در اين بخش از جهان بيشتر از گذشته مورد توجه باشد.
نفت ارزان يا گران
احمد زكي يماني وزير اسبق نفت عربستان در دوراني كه در اين سمت بود بر سياست نفت ارزان تاكيد داشت ودليل آن را نگراني از حذف سهم نفت از اقتصاد جهان با اقتصادي شدن توليد منابع جايگزين انرژي بجاي نفت مي دانست. وي براي اثبات اين ايده خود براين نكته نيز تاكيد ميكرد كه دوران نوسنگي به دليل كاهش و نبود سنگ تغيير نكرد بلكه جايگزين شدن آهن به حذف سنگ از مركز ثقل توجه بشر منجر شد.
اين استدلال وتلاش براي حفظ سهم اوپك در بازار نفت در يك دوره طولاني برسياست كشور هاي عضو اوپك به دليل جايگاه مهم عربستان حاكم بود ولي با خروج زكي يماني از صحنه اين تفكر نيز به تدريج از صحنه خارج شد ولي جايگاه مهم عربستان در بازار نفت جهان حفظ شد. درواقع يكي از عوامل موثر در تحول در بازار نفت تغيير ديدگاه اوپك در مورد قيمت نفت است. امروز نفت قيمت هاي بي سابقه اي را تجربه ميكند و فاصله ارزش واقعي دلار با تورم دراقتصاد جهان تاحدي جبران شد ولي اين نگراني همچنان باقي است كه قيمت هاي بالا سرمايه گذاري در انرژي هاي جايگزين را افزايش دهد. آيا دور نيست كه به بازار آمدن محصولي مشابه نفت اين كالا از سكه بيافتد. با توجه به اين نگراني و تاكيد اعضاي اوپك قيمت هاي 50 تا 60 دلار قابل قبول ترين قيمت درشرايط امروز است قيمتي كه هم براي توليد كنندگان و هم براي مصرف كنندگان عادلانه است.
آيا اين هدف قابل تحقق است وآيا اعضاي اوپك ميتوانند به يك هماهنگي براي حفظ بازار با 40 درصد توليد نفت جهان دست يابند. اختلافات سياسي ميان اعضاء كه نقطه ضعف اين سازمان در طول دوران فعاليتش بوده است و عدم نفوذ اوپك در كشور هاي عضو براي كنترل توليد وسياست هايي كه در كشورهاي عضو به اجر در مي آيد توان حضور موثر اوپك را دربازار كاهش ميدهد.
بسياري زا كشورهاي عضو با مصرف بالاي داخلي بسوي شرايطي پيش ميروندكه مصرف داخلي از صادرات پيشي ميگيرد.علاوه براين نفوذ اعضا در سازمان برابرنيست وكشورعربستان به عنوان بزرگترين توليد كننده از نظرظرفيت ومنابع از كنترل بالايي در تصميم گيري اين سازمان برخورداراست و در عين حال قيمت هاي بالا در سال هاي اخير وابستگي كشور ها را به درآمد هاي نفتي افزايش داده و توان كنترل بازار را بوسيله اوپك كاهش ميدهد.
نگاهي به شرايط توليد نفت درايران به عنوان يك توليد كننده مهم اوپك نشان ميدهد كه اين سازمان در نقش خود بايد بازنگري كند.كشور ما با در اختيار داشتن ۱۳۰ تا ۱۳۷ ميليارد بشکه نفت خام بعد از عربستان سعودی که دارای ۲۸۰ ميليارد بشکه نفت خام است واز اين لحاظ در مقام دوم جهانی قرار دارد. اين ميزان افزون بر ۱۱ درصد ذخاير مجموع دنيا به شمار می رود، حال آنکه ايران با توليد حدود 4 ميليون بشکه نفت در روز تنها 4 درصد از توليد نفت دنيا را در اختيار دارد. اين درشرايطي است كه روسيه به عنوان يك رقيب اوپك در بازار نفت با در اختيار داشتن 5 درصد از ذخاير مجموع دنيا، بميزان 10 درصد از توليد جهان را در اختيار گرفته که از اين لحاظ بعد از کشور عربستان در مقام دوم توليد نفت در دنيا است.
كاهش قيمت ها
با توجه به اينكه توليد اوپك و ظرفيت مازاد آن بالا نيست انتظار نقش موثر اين سازمان دربازار دور از انتظار است. البته با نگاهي به سرمايه گذاري هاي انجام شده در بخش هاي بالادستي وپايين دستي نفت خام دركشورهاي خاورميانه، بازار درآينده با مخاطره قيمتي بالايي روبرونخواهد شد و حتي برخي منابع قيمت هاي حدود 50 دلار را براي دو تا سه سال آينده دربازار نفت پيش بيني كرده اند.
افزايش قيمت نفت موجب سرمايه گذاري هاي فراواني در بخش بالادستي و پايين دستي نفت در خاورميانه وآفريقا و آمريكا انجام شده است. يك مسئله مهم سرمايه گذاري در بخش پايين دستي كه درسالهاي اخير يكي از عوامل افزايش قيمت به دليل ناكافي بودن توان توليد فرآورده بويژه بنزين در پالايشگاه هاي موجود جهان بود. سرمايه گذاري در بخش توليد فرآورده چه در آمريكا و چه در آسيا آينده مطمئني براي فرآورده هاي نفتي ايجاد كرده كه تاثير اين متغير را در بازار كاهش داده است.
چشم انداز پيش گفته شرايط باثباتي در بازار در اوايل سال جديد ميلادي ايجاد كرد و اين امر به كاهش قيمت نفت پس از چهار سال رشد پي درپي منجرشد، براساس گزارش سازمان بين المللي انرژي ميانگين قيمت نفت در سال 2006 نسبت به سال 2005 به طور متوسط 8/0درصد کاهش یافت. اگر چه قيمت ها هنوز بالاست ولي به نظر ميرسد روند كاهش آن آغاز شده است.قيمت ها از سال 2001 به طور پيوسته افزایش بافت رشد 40 درصدي قيمت ها در سال 2005 بيشترين رشد بود.
يك دليل ديگركاهش رشد تقاضای جهانی نفت خام بود. براساس گزارش سازمان بين المللي انرژي در سال 2006 تقاضاي نفت 1/1 درصد كاهش يافت. تاثير رشد قيمت ها بر كاهش رشد اقتصادي به كاهش تقاضاي نفت منجرشده است. اين شرايط با افزايش ظرفيت مازاد توليد در كشورهاي غير عضواوپك قيمت هاي پايين نفت خام را در اينده بازار جهان نويد ميدهد. اين پيش بيني ها موجب شده كه سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک نيز پس از يك دوره آرامش از سال 2004 به کاهش تولید نفت روي آورند. اين سازمان در آخرين تلاش خود در آغاز سال جديدنيز به كاهش توليد در ماه آينده ميلادي راي داد. با همه شرايط پيش گفته بايد منتظر بود و روند بازار نفت را پي گرفت وديد آيا دوران شيرين نفت گران درسال جديد ميلادي نيزتكرار ميشود.