طرح های استانی پدیده جدیدی است که با تشکیل دولت نهم در فضای سیاسی کشور مطرح شد. این واژه درواقع توصیف کننده طرحهایی است که در سفرهای استانی دولت و جلسههایی که در هر استان تشکیل میشود تصویب و با اختصاص بودجه از منابع مختلفی که در اختیار دولت است به اجرا در میآید.
دولت نهم تا کنون در همه استانها جلسههایی تشکیل داده است و در سال جاری دو دوم این جلسهها آغاز شده است.
دولت برای شفاف سازی تصمیمهایی که برای اجرای طرحها در هراستان گرفته است هرازگاه هیاتهای خبری را به برخی استانها اعزام می کند تا این طرحها را پیگیری و افکار عمومی از میزان پیشرفت و یا تاخیری که دارند آگاه نماید.
در یکی از سفرهای استانی از این نوع که به استان کهکیلویه و بویراحمد انجام شد تعدادی از طرحهایی که در سفر های استانی دولت نهم مورد تصویب و اجرایی شده بود توسط خبرنگاران متعددی از رسانههای گوناگون بازدید شد.
در این بازدید که از اغلب طرحهای استان دیدارهایی انجام شد یک واقعیت اساسی به چشم میخورد حاکم نبودن یک تفکر و اندیشه متشکل و سازمان یافته در پس این طرح ها بود.
به نظر می رسد بسیاری از طرحهای استانی تنها برای جلب رضایت و حمایت برخی گروهها و طبقات به اجرا در آمده و به بازده و ارزیابی اقتصادی و کارایی آن در اقتصاد منطقه و کشور توجه نشده است.
یکی از معضلات اقتصادی و سیاسی در کشورما همواره طرحهای بوده که بازده اقتصادی نداشته و تنها برای تامین خواسته برخی افراد به اجرا درمی آیند. متاسفانه این روند در اقتصاد ما از گذشته ادامه داشته و همواره عامل این تصمیمها بطور معمول نمایندگان مردم در استانها بودهاند. این روند همواره از سوی سازمان برنامه و بودجه سابق با مقاومتهایی مواجهمی شد و با تاخیردرتامین بودجه مواجه می شد و این روند معضل طرحهای نیمهکاره در کشور را بهوجود آورد. این مسئله موجب شد که برنامه چهارم بر آغاز نشده طرحهای جدید در کشور تا خاتمه یافتن طرحهای نیمهکاره گذشته تاکید شود. حتی در برنامه چهارم تاکید شد همه طرحهای نیمهکاره ارزیابی شوند و طرحهایی با اختصاص بودجه تکمیل شوند که از بازده اقتصادی بیشتری نیز برخوردار باشند.
بارها از زبان مسئولان کشور شنیده ایم که در کشور فرودگاههای بسیاری ساخته شده ولی هیچکدام به جز 2تا3 فرودگاه اقتصادی نیست. درواقع این فرودگاهها با سرمایههای فراوانی ساخته شده درحالیکه هیچ توجه نشده که آیا این استانها و یا شهرها متقاضی سفر با هواپیما دارند یا نه. در عین حال باید توجه کرد که صرف بودجه برای ساخت فرودگاه در این شهرها و یا استانها در حالی صورت گرفته که طرحهای بسیار مهمتر و اقتصادی تری در این شهرها و یا استانها بوده که از بازده اقتصادی بیشتری برخوردار بوده که اگر بهموقع خاتمه مییافت با افزایش کارآمدی اقتصادی به پیشرفت اقتصاد منطقه کمک می کرد و زمینه ایجاد رفاه بیشتر اقتصادی منطقه را فراهم میکرد و امکان اقتصادی شدن احداث فرودگاه آن منطقه را نیز فراهم میکرد.
اختصاص ناکارآمد بودجه
متاسفانه اختصاص ناکارآمد بودجه در طرحهای ملی واستانی از معضلاتی است که در اقتصاد ایران وجود دارد و در چارچوب برنامه سفرهای استانی دولت نهم و طرحهایی که در استان کهکیلویه و بویراحمد به اجرا درآمده این معضل بهشدت رنج میبرد. این طرح ها اغلب هیچ مطالعات اقتصادی را نداشته و از منابع بودجهای متنوعی برخوردار است که مشخص نیست این منابع مالی به چه دلیل به این طرح ها اختصاص داده شده است.
منابع مالی از 2 درصد درآمد نفت برای استانهای نفت خیز،بودجه استانی،بودجه سفراستانی و بودجه ریاست جمهوری و غیره تامین شده بود. این طرحها نیز از تنوع زیاد وی حتی بی هدف نیز بود. بر ای مثال در یکی از مناطق استان کهکیلویه و بویراحمد از طرح گاز رسانی به اجرا درآمده بود که این منطقه از آب آشامیدنی سالم برخوردار نبود. این امر برای برنامه ریزی منطقهای همواره باید مورد توجه باشد که طرحهای زیربنایی بیش از طرح های غیرزیربنایی مورد توجه قرار گیرد. درمنطقه یادشده که از مناطق گرمسیر کشور است تامین آب آشامیدنی سالم بیش از تامین گاز از اهمیت رفاهی برخوردار بود ولی متاسفانه بدون توجه به نیاز ساکنان منطقه به اجرای طرحهایی روی آورده شده بود که نیاز اساسی را تامین نمیکرد.
مسئله مهم در تضمین اولویت اجرای طرح ها این است که نقش بخش خصوصی در طرح ها بیش از نهادهای دولتی باشد. در این شرایط است که میتوان امیدوار بودکه طرحهایی در هرمنطقه به اجرا درآید که از بازده اقتصادی بالاتری برخوردار است. طرحهای دارای توجیه اقتصادی با ایجاد ارزش افزوده و انباشت سرمایه در مناطق مختلف امکان توسعه پایدار و رشد کارآمد اقتصادی را تضمین میکند.
انباشت سرمایه با اجرای طرحهای با بازده اقتصادی می تواند موجب تامین بودجه اجرای طرحهای دیگر با ارزش افزوده کمتر را فراهم کند. علاوه براین در اجرای طرحها باید فرصتها و مزیتهای منطقه را نیز در نظر گرفت. متاسفانه در اکثر طرحهایی که در استان کهکیلویه و بویراحمد در جلسههای استانی دولت به تصویب رسیده و در دست اجرا است اولویتهای اقتصادی و نیاز منطقه مورد توجه قرار نگرفته است. شاید مسئولان منطقه و دولت خواهان ارائه هریک از طرحها و تشریح هریک از این طرح ها بهصورت جداگانه و مشخص باشند ولی متاسفانه اغلب طرحها از توجیه ومطالعه کافی برخوردار نیست. درواقع مشکل ناشی از این است که استان ها از اختیار کافی و ساختار لازم برای تصمیمگیری در مورد نیازهای خود در اجرای طرحها برخوردار نیستند.
اگرچه با حذف سازمان مدیریت در تخصیص بودجهها این تصور ایجاد شده بودکه با حذف این مانع تصمیمگیری در مورد تخصیص بودجه در ساختار دولتی بهبود می یابد ولی با این وجود شاهد هستیم که هنوز نظام تصمیم گیری در کشور به شکل سابق و از مرکز و از طریق دولت مرکزی اتخاذ میشود. این امر درواقع نشان میدهد که تصمیمسازی درکشور باید از سطح منطقهای بیشتری برخوردار شود و این امر باید تنها به نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی واگذار نشود و به نمایندگان شورای شهرهاو شهرداران و فروانداران و استانداران بیش از پیش واگذار شود. درواقع ادارات برنامه و بودجه در ساختار گذشته میتوانستند در کارشناسی تر شدن تصمیمها بیشتر موثر باشند. اگر ساختار سابق با توجه به تجربیات گذشته ادارات سازمان برنامه و بودجه استانها ادامه مییافت احتمال تصمیم گیریهای تخصصی تر و کارشناسیتر بیشتر بود. بنابراین اگر دولت قصد دارد تصمیم سازی در اجرای طرحهای استانی از تاثیر عمیق تری در اقتصاد هرمنطقه برخوردار باشد باید نقش خودرا در این زمینه کاهش دهد.
هرچه که منابع منطقه در تصمیم گیری نقش بیشتری داشته باشد امید به تصمیمهای کارآمدتر وموثرتر در توسعه منطقهای بیشترمیشود. در استان کهکیلویه و بویراحمد یک معضل بزرگ وجود دارد که سالها برای حل آن تصمیم گرفته شده است ولی این امر با تاخیر طولانی هنوز خاتمه نیافته است.
این استان از جادههای خوب و کارآمد برای ارتباط با مناطق مختلف استان و با مناطق اقتصادی منطقه برخوردار نیست. طرح احداث جادههای مهم این منطقه که علاوه بر تحول جدی در اقتصاد استان نقش موثری در اقتصاد ملی نیز دارد از سالها قبل آغاز شده است که آغاز این طرحها به 20 سال پیش نیز بازمیگردد هنوز بهپایان نرسیده است.
این طرح از ابتدای کار دولت نهم با اختصاص بودجه قرار بود که تا پایان سال 86 بهپایان برسد ولی خاتمه نیافته و در حال حاضر با بدهی دولت به پیمانکاران که معادل 6 میلیارد تومان برآورد میشود رنجمیبرد.
این درحالی است که بیش از 6 میلیارد تومان به طرحهای کوچک استان اختصاص داده شده است و طرح جاده اصلی استان که به تحول جدی و اساسی در اقتصاد منطقه منجر میشود هنوز نیمهکاره است.
ناکارآمدی تصمیم سازی در استانها شاید یکی از دلایل اصلی این امر است. درعینحال تلاش دولت برای تمرکز تصمیم گیری نیز به این ناکارآمدی دامن زده است.
ضعف تصمیمگیری در استان و بیتوجهی به توانموجود در استان که شامل نیروی انسانی و توان مالی و اجرایی است موجب شده که توسعه مطلوب در منطقه رخ ندهد . بی شک این امر با توجه به توان مدیریت استانی در هرمنطقه متفاوت است.
دولت نهم تا کنون در همه استانها جلسههایی تشکیل داده است و در سال جاری دو دوم این جلسهها آغاز شده است.
دولت برای شفاف سازی تصمیمهایی که برای اجرای طرحها در هراستان گرفته است هرازگاه هیاتهای خبری را به برخی استانها اعزام می کند تا این طرحها را پیگیری و افکار عمومی از میزان پیشرفت و یا تاخیری که دارند آگاه نماید.
در یکی از سفرهای استانی از این نوع که به استان کهکیلویه و بویراحمد انجام شد تعدادی از طرحهایی که در سفر های استانی دولت نهم مورد تصویب و اجرایی شده بود توسط خبرنگاران متعددی از رسانههای گوناگون بازدید شد.
در این بازدید که از اغلب طرحهای استان دیدارهایی انجام شد یک واقعیت اساسی به چشم میخورد حاکم نبودن یک تفکر و اندیشه متشکل و سازمان یافته در پس این طرح ها بود.
به نظر می رسد بسیاری از طرحهای استانی تنها برای جلب رضایت و حمایت برخی گروهها و طبقات به اجرا در آمده و به بازده و ارزیابی اقتصادی و کارایی آن در اقتصاد منطقه و کشور توجه نشده است.
یکی از معضلات اقتصادی و سیاسی در کشورما همواره طرحهای بوده که بازده اقتصادی نداشته و تنها برای تامین خواسته برخی افراد به اجرا درمی آیند. متاسفانه این روند در اقتصاد ما از گذشته ادامه داشته و همواره عامل این تصمیمها بطور معمول نمایندگان مردم در استانها بودهاند. این روند همواره از سوی سازمان برنامه و بودجه سابق با مقاومتهایی مواجهمی شد و با تاخیردرتامین بودجه مواجه می شد و این روند معضل طرحهای نیمهکاره در کشور را بهوجود آورد. این مسئله موجب شد که برنامه چهارم بر آغاز نشده طرحهای جدید در کشور تا خاتمه یافتن طرحهای نیمهکاره گذشته تاکید شود. حتی در برنامه چهارم تاکید شد همه طرحهای نیمهکاره ارزیابی شوند و طرحهایی با اختصاص بودجه تکمیل شوند که از بازده اقتصادی بیشتری نیز برخوردار باشند.
بارها از زبان مسئولان کشور شنیده ایم که در کشور فرودگاههای بسیاری ساخته شده ولی هیچکدام به جز 2تا3 فرودگاه اقتصادی نیست. درواقع این فرودگاهها با سرمایههای فراوانی ساخته شده درحالیکه هیچ توجه نشده که آیا این استانها و یا شهرها متقاضی سفر با هواپیما دارند یا نه. در عین حال باید توجه کرد که صرف بودجه برای ساخت فرودگاه در این شهرها و یا استانها در حالی صورت گرفته که طرحهای بسیار مهمتر و اقتصادی تری در این شهرها و یا استانها بوده که از بازده اقتصادی بیشتری برخوردار بوده که اگر بهموقع خاتمه مییافت با افزایش کارآمدی اقتصادی به پیشرفت اقتصاد منطقه کمک می کرد و زمینه ایجاد رفاه بیشتر اقتصادی منطقه را فراهم میکرد و امکان اقتصادی شدن احداث فرودگاه آن منطقه را نیز فراهم میکرد.
اختصاص ناکارآمد بودجه
متاسفانه اختصاص ناکارآمد بودجه در طرحهای ملی واستانی از معضلاتی است که در اقتصاد ایران وجود دارد و در چارچوب برنامه سفرهای استانی دولت نهم و طرحهایی که در استان کهکیلویه و بویراحمد به اجرا درآمده این معضل بهشدت رنج میبرد. این طرح ها اغلب هیچ مطالعات اقتصادی را نداشته و از منابع بودجهای متنوعی برخوردار است که مشخص نیست این منابع مالی به چه دلیل به این طرح ها اختصاص داده شده است.
منابع مالی از 2 درصد درآمد نفت برای استانهای نفت خیز،بودجه استانی،بودجه سفراستانی و بودجه ریاست جمهوری و غیره تامین شده بود. این طرحها نیز از تنوع زیاد وی حتی بی هدف نیز بود. بر ای مثال در یکی از مناطق استان کهکیلویه و بویراحمد از طرح گاز رسانی به اجرا درآمده بود که این منطقه از آب آشامیدنی سالم برخوردار نبود. این امر برای برنامه ریزی منطقهای همواره باید مورد توجه باشد که طرحهای زیربنایی بیش از طرح های غیرزیربنایی مورد توجه قرار گیرد. درمنطقه یادشده که از مناطق گرمسیر کشور است تامین آب آشامیدنی سالم بیش از تامین گاز از اهمیت رفاهی برخوردار بود ولی متاسفانه بدون توجه به نیاز ساکنان منطقه به اجرای طرحهایی روی آورده شده بود که نیاز اساسی را تامین نمیکرد.
مسئله مهم در تضمین اولویت اجرای طرح ها این است که نقش بخش خصوصی در طرح ها بیش از نهادهای دولتی باشد. در این شرایط است که میتوان امیدوار بودکه طرحهایی در هرمنطقه به اجرا درآید که از بازده اقتصادی بالاتری برخوردار است. طرحهای دارای توجیه اقتصادی با ایجاد ارزش افزوده و انباشت سرمایه در مناطق مختلف امکان توسعه پایدار و رشد کارآمد اقتصادی را تضمین میکند.
انباشت سرمایه با اجرای طرحهای با بازده اقتصادی می تواند موجب تامین بودجه اجرای طرحهای دیگر با ارزش افزوده کمتر را فراهم کند. علاوه براین در اجرای طرحها باید فرصتها و مزیتهای منطقه را نیز در نظر گرفت. متاسفانه در اکثر طرحهایی که در استان کهکیلویه و بویراحمد در جلسههای استانی دولت به تصویب رسیده و در دست اجرا است اولویتهای اقتصادی و نیاز منطقه مورد توجه قرار نگرفته است. شاید مسئولان منطقه و دولت خواهان ارائه هریک از طرحها و تشریح هریک از این طرح ها بهصورت جداگانه و مشخص باشند ولی متاسفانه اغلب طرحها از توجیه ومطالعه کافی برخوردار نیست. درواقع مشکل ناشی از این است که استان ها از اختیار کافی و ساختار لازم برای تصمیمگیری در مورد نیازهای خود در اجرای طرحها برخوردار نیستند.
اگرچه با حذف سازمان مدیریت در تخصیص بودجهها این تصور ایجاد شده بودکه با حذف این مانع تصمیمگیری در مورد تخصیص بودجه در ساختار دولتی بهبود می یابد ولی با این وجود شاهد هستیم که هنوز نظام تصمیم گیری در کشور به شکل سابق و از مرکز و از طریق دولت مرکزی اتخاذ میشود. این امر درواقع نشان میدهد که تصمیمسازی درکشور باید از سطح منطقهای بیشتری برخوردار شود و این امر باید تنها به نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی واگذار نشود و به نمایندگان شورای شهرهاو شهرداران و فروانداران و استانداران بیش از پیش واگذار شود. درواقع ادارات برنامه و بودجه در ساختار گذشته میتوانستند در کارشناسی تر شدن تصمیمها بیشتر موثر باشند. اگر ساختار سابق با توجه به تجربیات گذشته ادارات سازمان برنامه و بودجه استانها ادامه مییافت احتمال تصمیم گیریهای تخصصی تر و کارشناسیتر بیشتر بود. بنابراین اگر دولت قصد دارد تصمیم سازی در اجرای طرحهای استانی از تاثیر عمیق تری در اقتصاد هرمنطقه برخوردار باشد باید نقش خودرا در این زمینه کاهش دهد.
هرچه که منابع منطقه در تصمیم گیری نقش بیشتری داشته باشد امید به تصمیمهای کارآمدتر وموثرتر در توسعه منطقهای بیشترمیشود. در استان کهکیلویه و بویراحمد یک معضل بزرگ وجود دارد که سالها برای حل آن تصمیم گرفته شده است ولی این امر با تاخیر طولانی هنوز خاتمه نیافته است.
این استان از جادههای خوب و کارآمد برای ارتباط با مناطق مختلف استان و با مناطق اقتصادی منطقه برخوردار نیست. طرح احداث جادههای مهم این منطقه که علاوه بر تحول جدی در اقتصاد استان نقش موثری در اقتصاد ملی نیز دارد از سالها قبل آغاز شده است که آغاز این طرحها به 20 سال پیش نیز بازمیگردد هنوز بهپایان نرسیده است.
این طرح از ابتدای کار دولت نهم با اختصاص بودجه قرار بود که تا پایان سال 86 بهپایان برسد ولی خاتمه نیافته و در حال حاضر با بدهی دولت به پیمانکاران که معادل 6 میلیارد تومان برآورد میشود رنجمیبرد.
این درحالی است که بیش از 6 میلیارد تومان به طرحهای کوچک استان اختصاص داده شده است و طرح جاده اصلی استان که به تحول جدی و اساسی در اقتصاد منطقه منجر میشود هنوز نیمهکاره است.
ناکارآمدی تصمیم سازی در استانها شاید یکی از دلایل اصلی این امر است. درعینحال تلاش دولت برای تمرکز تصمیم گیری نیز به این ناکارآمدی دامن زده است.
ضعف تصمیمگیری در استان و بیتوجهی به توانموجود در استان که شامل نیروی انسانی و توان مالی و اجرایی است موجب شده که توسعه مطلوب در منطقه رخ ندهد . بی شک این امر با توجه به توان مدیریت استانی در هرمنطقه متفاوت است.