شنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۹۰
خدا زندان است يا اعدام شده
اعمال و رفتار مقامات حاكم جمهوري اسلامي اين روزها اعلام عملي و رسمي فقدان وجود خداست. البته شايد ما بي خبريم. خدا را زندان كردهاند يا در ميان فهرست اعداميان قاچاق بوده. اگر كسي خدا را ناظر و حاكم بر اعمال و كردارش بداند آنگونه كه برخي از روحانيون حاكم پيش از انقلاب بر منبر بيان ميكردند، برابر نهادن كشته شدگان حوادث رانندگي در فرانسه و اعلام پايمال شدن حقوق انسان در اين كشور و ناديده گرفتن خون كساني كه با برنام ريزي و هزينه دولتي به قتل مي رسند و كساني بابت آن حقوق و اضافه حقوق دريافت كنند چه مفهومي چز اعلام عملي و شهادت به عدم وجود خداست. كساني كه شب را روز ماست را سفيد و دروغ را حق و حق را باطل و چند روز آشوب در انگليس را كه تنها شورش كساني براي غارت است كه هيچ هدف سياسي و يا جتماعي ندارد و در امروز پليس انگليس متهم است كه چرا شدت برخورد ملايمي داشته فقط اعلام رسمي حذف خدا از تفكر حاكمان است. خدا از نظر آنان وجود ندارد. نظمي نيست و هيچ عقل و حساب و كتابي نيست. در چنين منظومه فكري مي توان مرگ نودسالگان آمريكايي را نقض حقوق بشردانست و مرگ كودكان در سوريه را ناديده گرفت. خيلي اعمال و رفتارهاي عجيب تر هم قابل توجيه است. هيچ رفتاري خلاف عقل و منطق و انسانيت و اسلاميت در اين نظم فكري عجيب نيست.
اشتراک در:
پستها (Atom)