وقتي مي بيني كسي در مقابل سيل بنيان كن يا سنگي سهمگين و يا بهمني سنگين بدون ترس و نگراني ايستاده و هرچه مي گويي پدر حضرت آقا بياكنار و كنار نمي آيد طرف يا ديوانه است يا حساب و كتاب خاصي دارد.
مدتهاست بحث ايستادگي و مقاومت در مقابل برنامه تحريمهاي غرب چنين وضعي دارد. هركس كمي عقل در سرداشته باشد مي داند كه پايان كار چيست اما چه منافعي هست كه اين ايستادگي را ايجاب مي كند. مقاومت براي چيزي كه پايانش معلوم است و از همه هزينههاي ميلياردي انجام شده هيچ چيزي چه مادي و چه معنوي حاصل ملت نمي شود چه سودي دارد.
شكي نيست كه سودي هست اما براي افراد خاص و شكل هاي خاص. فقط بايد صبور بود و ديد پايان كار را. كاش مانند فيلمهاي بد كارگردانهاي دوزاري مي شد سرعت حركت نمايش اين ماجرا را تند تر كرد تا زودتر به پايان اين نمايش كمدي تراژيك رسيد.