توماس شيلينگ برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال جاري ميلادي پس از انتشار نامش به عنوان برگزيده كميته نوبل به همراه يك استاد ديگر آمريكايي اسراييلي در اظهاراتي در مورد ايران تا كيد كرد استفاده اصلي سلاح اتمي براي ايران مدارا آمريكا با اين كشور و يا عامل بازدارنده براي اطمينان از عدم حمله نظامي آمريكا يا روسيه است. وي كه به همراه روبرت اومان يك استاد آمريكايي اسراييلي ديگر به دليل نظريه پردازي و نقشي كه در تفهيم و تحليل ستيزه جويي و همكاري از طريق نظريه بازي ها داشته اند در سال 2005 ميلادي جايزه نوبل اقتصاد را در يافت كردند.
به تعبيرشلينگ نظريه بازي ها " علم تعيين رفتار فرد براي تامين حد اكثر بازده براي خويش است " اين رفتار چه در يك بازي شطرنج و يا در جريان مذاكرات يك قرارداد ميتواند رخ دهد.اين امر در مرز هاي رياضيات و علوم اجتماعي قابل توجيه است از اين رو او خودرا يك عالم علوم اجتماعي ميداند و نه يك نظريه پرداز بازي ها.
اهداي جايزه نوبل به اين دو كه در شكل گيري ديدگاه هاي امروز در زمينه منع سلاح هاي اتمي نقش داشته اند و جايزه اي كه همزمان به محمد البرادهاي داده شد نشانه هايي از اهميت مسئله تنش و همكاري جهاني حول خلع سلاح اتمي است. شلينگ مهمترين نقش خود را در شكل دادن انديشه منع سلاح اتمي و راه هاي پرهيز از گسترش سلاح اتمي ميداند . اين ايده نيز كه هيچ ملتي از سلاح اتمي به دليل اينكه حاصل آن به دكترين نابودي دوجانبه منجر ميشود استفاده نخواهد كرد مربوط به شلينگ است.
آيا اين نظريه ها در مورد ايران نيز صادق است و به اين امر كه جمهوري اسلامي در آرزوي همكاري با آمريكا به سلاح اتمي روي آورده است وخواهان تنش زدايي است ميتوان اعتنا كرد. اگر چه چهره و تصوير بيروني اين تنش بسيار آشتي جويانه نيست ولي آنچه كه تجربه جهاني و نظريه هاي شلينگ نشان ميدهد پايان اين راه به تنش زدايي ختم ميشود. اودر كتابي حتي امكان رسيدن دو تن را به يك نقطه مشترك يا به تعبير خودش نقطه كانوني بدون هرگونه تماس و هماهنگي قبلي برسي و نشان داده است كه امكان رسيدن دو طرف يك دعوا بدون هماهنگي قبلي به يك نقطه ارتباطي عملي است.در اين بين زمان و نحوه رسيدن به نقطه كانوني مجهولات اين فرايند است.
بازي اتمي هرچه بازيگران ماهر ترباشند ميتواند حاصل بهتري داشته باشد ولي آنچه كه در ايران به آن توجه نمي شود افراد شايسته و كار آمد است. با حضور احمدي نژاد در راس مديريت اجرايي كشور سطح تجربه عمومي افراد در مناسب دولتي به شدت نزول كرده است و انتظار طبيعي از اين شرايط افزايش تنش و در گيري در كوتاه مدت و رسيدن به استانه جنگ است جنگي كه به رغم همه اظهارات شديد و غيردوستانه اي كه در سياست خارجي جمهوري اسلامي بار ها شاهد آن بوده ايم كه به نتيجه غير منتظره اي منجر ميشود. در اين بازي يك طرف حرفه اي و طرف ديگر تازه كار است طبيعي است كه فرد تازه كار بازنده باشد چراكه اگر نظمي بر اساس حكمت الهي در جهان حاكم باشد نمي توان انتظار داشت يك فرد داراي توانايي هاي بالا با فردي كه توانايي هاي كمتري دارد برابر باشد و چنين چيزي ظلم و دور از حكمت خداوند است. در چنين معادله اي برتري اگر در فرد بي تجربه باشد برتري معنوي و يا اخلاقي و رفتاري خواهد بود.
تجربه جمهوري اسلامي نشان داده كه در بازي هاي منطقه اي و در شرايط برابر و با طرف هايي كه برتري نسبت به ما ندارند به كمترين امتيازها تن داده ايم و از حد اقل حقوق خود برخوردار شده ايم .بنابراين طبيعي است كه در بازي اتمي نيز رويداد مشابهي را بايد انتظار كشيد.چه در شرايطي كه بازيگران حرفه اي تر در دوران دولت قبلي در اين تعامل حضور داشتند و چه در دوران حاضر كه از بازيگران ناتوان تر و غير حرفه اي استفاده شده به نظر ميرسد كه حاصل بازي تفاوتي نميكند تنها در شرايط قبلي شايد در رفتار و اخلاق برترمي شديم وجام اخلاق را كسب ميكرديم .