چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۵

تاريخ



كشورما درشرايط امروز به شكل هماهنگ و درتعاملي غير قابل تصور بسوي يك فاجعه پيش ميرود و به نظر نمي رسد كه كسي و گروهي بتواند اين روند را متوقف كند.
به ظاهر يك اختلاف سليقه و تقابل محدود در جريان است ولي درواقع يك مسئله اصلي و اساسي ميان غرب به رهبري آمريكا با ايران درحال پي ريزي است. اين برنامه با بكار گيري تجربيات دوران جنگ سرد درحال اجرايي شدن است. از هنگام فروپاشي اتحاد جماهيرشوروي قابل پيش بيني بود كه قدرت بيكران نظامي آمريكا نمي تواند بي حاصل رهاشود. اينكه فضايي براي نيروهاي ديگري در جهان ايجاد شود تا به قدرت تبديل شوند وتوان ونفوذ آمريكا كاسته شود هيچ جايگاهي ندارد و روند مشابه جنگ سرد پي گرفته ميشود كه امروزشاهدش هستيم. آمريكا با توان نظامي خود وبكارگيري آن درحال شكل دهي به روند امور در جهان است. آمريكا نمي تواند تمايل داشته باشد كه در يك روند طبيعي در نظام جهاني جابجايي قدرت رخدهد. در گذشته دورقدرت هاي بزرگ جهان در يك روند طبيعي پس از چند سال به نحوي طبيعي دچار پيري و فرسودگي شده و قدرت هاي جديد و جوان با تهاجم نظامي جايگزين آنان ميشدند. يعني قدرتي مانند روم يا ايران در يك دوره تارخي در تقابل با اقوام ديگر به تدريج ضعيف شده و سرنگون ميشدند. حتي در دوره هاي جديد شاهد سقوط و كاهش نقوذ قدرت هايي مانند امپراتوري انگليس و آلمان و غيره پس از دو جنگ جهاني بوديم. اين رويداد ها به تجربه اي براي غرب تبديل شده و امروز امريكا به عنوان عصاره تجربه جهان درحال حفظ هژموني خويش است. سياست پيش دستي يك سياست تعرف شده بر اساس اين تجربيات است.آمريكا ديگر انتظار نمي كشد تا قدرت هاي مدعي به به او حمله كنند. بلكه با احساس خطر به سراق منبع خطر ميرود. امروز و در جريان اين فرايند شاهد دو رويداد بيسابقه درنظام جهاني بوديم و آمريكا با همكار ي محدود همپيمانان ديگر خود دو نظام حكومتي را در افغانستان و عراق سرنگون كرد و جايگزين كرد.
درجريان جنگ آمريكا با عراق و در افغانستان اروپا يا درواقع ناتو از توان نظامي كافي برخوردار نبود و نمي توانست با ارتش آمريكا هماهنگ و هم عرض وارد نبرد شود. يك برنامه ريزي براي نوسازي ارتش اروپايي ناتو تدارك ديده شد و به تدريج اين ارتش در عراق و افغانستان وارد عمل شد و به تجهيزات جديد مجهز شد و توان بكار گيري فناوري هاي نوين نظامي را يافت. امروز پس از چند سال اروپا نيز از توان كافي برخوردارشده و با توان نظامي ميتواند بخشي از وظايف خودرا در جهان ايفا كند و به اين ترتيب كار دستكاري تاريخ كه از پس از يازده سپتامبر آغاز شده بود با قدرت نظامي ادامه دارد و بايد ديد كه چه رخ خواهد داد.
نقطه عطفي تاريخي در جريان است كه نمي توان امروز اهميت آن را دانست و بايد درآينده به ارزيابي آن پرداخت. يك انقلاب تاريخ ساز در جريان است. تاريخ سازي كه دريك دوره درتاريخ با اختراع مسلسل رخداد و بخش عمده اي از چهان به تسخيرغرب درآمد.
تاريخ چيز خوبي است اگر از آن بهره گرفت.

سه‌شنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۵

نفت و تحولات پيش رو نگاهي به گذشته درآغاز سال 2007 ميلادي


اشاره : نفت در دوران جنگ سرد برگ برنده غرب در برابر جهان كمونيست بود و علاوه برهزينه هاي رقابت تسليحاتي عدم دسترسي به نفت و انرژي ارزان و مطمئن يك نقطه ضعف اتحاد جماهير شوروي سابق بود كه شتاب رشد اقتصاد كشورهاي بلوك شرق را مي كاست و به فروپاشي اين بلوك كمك كرد. با پايان جنگ سرد انتظار براي كاهش نقش نفت سياست و كاربرد سياسي آن دراقتصاد كشورها كه اميدي در قلب علاقه مندان به توسعه كشورهاي توليدكننده نفت بود به ياس مبدل شد. امروزهمچنان نفت با دامه نقش سياسي خود نقش موثر خودرا درتحولات آينده جهان حفظ كرده است. به نظر ميرسد اين نقش به دلاليل مختلف از جمله خلاء قدرت در جهان بيش از گذشته شده است. مقاله حاضرنگاهي دارد به اين تحولات.


****
بازارنفت در پنج سال اخيربه دلايل مختلف قيمت‌هاي بالايي را تجربه كرد. اين شريط براي كشورهاي توليد كننده نفت درآمد هاي بيشتري را ارمغان آورد و براي مصرف كنندگان تورم و سياست‌هاي محدود كننده مصرف سوخت.
مشكل اساسي بازارنفت دراين دوره نابرابري بين عرضه و تقاضا بود. دراوايل دهه نود كاهش قيمت نفت خام به سطح بسيارپاييني به كاهش سرمايه گذاري در صنعت نفت جهان منجرشد. چند سال بعد اين كاهش سرمايه گذاري ها به كاهش ظرفيت مازاد توليد منجر شد و قيمت نفت روند روبه افزايش خود را به همين دليل آغازكرد. پيش از اين بازار نفت همواره با توان بلقوه مازاد توليد قابل توجهي دربرخي كشورهاي توليد كننده نفت مواجه بود ودر بازارنفت به عنوان يك عامل اطمينان بخش براي مصرف كنندگان نفت عمل ميكرد.
علاوه براين بحراني كه به تعادل شكننده ميان عرضه و تقاضا در بازارنفت منجر شد يك دليل ديگر نيز داشت وآن ناآرامي طولاني و درازمدت در منطقه خليج فارس بود كه چند جنگ را درپي داشت كه آثار آن هنوز ادامه دارد. بروزجنگ هاي طولاني وشرايط بحراني به كاهش سرمايه گذاري در بخش نفت خاورميانه كه بطورطبيعي يك منبع بي بديل نفت درجهان است منجرشد.
كاهش ظرفيت مازاد توليد نفت ونگراني هاي ناشي ازآن مصرف كنندگان را بسوي سرمايه گذاري درمناطقي كه تاپيش ازاين كمترمورد توجه بودند و توسعه آن‌ها هزينه بالايي داشت تشويق كرد. كشورهاي آفريقايي و روسيه دراين دوره مورد توجه شركت هاي بزرگ نفتي قرارگرفتند. اين رويكرد بجز در آفريقا به نتايج مطلوبي منجر نشد. درآفريقا منابع نفتي مناسب با هزينه هاي بالا توسعه يافت و به مرحله توليد رسيد.
بسياري ازكشورهاي آفريقايي هنوز مورد توجه كشورهاي مصرف كننده نفت هستند ولي همچنان خاورميانه با منابع بزرگ و با هزينه توسعه ارزان مهمترين منبع تامين انرژي جهان است.
دراين دوره روسيه نيز به رغم منابع قابل توجه نفتي با يك چرخش سياسي همه اميدهاي مصرف كنندگان را براي تبديل شدن به يك منبع باثبات تامين انرژي از ميان برد. روسيه كه پس از فروپاشي به مركزي براي سرمايه گذاري‌هاي وسيع شركت هاي بزرگ غربي در بخش انرژي تبديل شد. ولي امروز اين روند معكوس شده و شركت هاي نفتي سهم خود را به شركت هاي دولتي مي فروشند. اين روند سال گذشته ميلادي شدت گرفت. تحولات پيش گفته اميدي كه براي جايگزيني روسيه و كشورهاي جمهوري سابق شوروي سابق براي تبديل شدن به يك جايگزين مناسب براي كشورهاي منطقه خاورميانه بوجود آورده بود از بين برد. بي ثباتي سياسي و تحولات مديريتي در اين كشورها امنيت انرژي در كشورهاي مصرف كننده را در معرض تهديد قرارداده است.اين شرايط با رويداد قطع گاز صادراتي روسيه به اوكراين از جمهوري هاي سابق اين كشوربه اوج خود رسيد. كشورهاي اروپايي كه در دوران كمونيسم به رغم مخالفت هاي آمريكا از سخاوتمندي روسيه برخورداربودند وهيچ نگراني از قطع گاز و بحران انرژي نداشتند در دوران پيوستن روسيه به جهان آزاد با نگراني هاي شديدي از اين جانب روبروشده اند. با روي كار آمدن ولاديميرپوتين كشورهاي جهان درواقع چهره جديدي از روسيه ديدند كه با سياست مستقل و متكي به عوامل سابق حزب كمونيست درتلاش كسب سهمي از تحولات قدرت در جهان است. پوتين براي كاهش سرافكندگي هاي ناشي از فروپاشي و كسب حمايت هاي اقشار وسيعي از مردم اين كشور كه هنوز در آرزوي دوران ثبات حكومت كمونيستي هستند با لغو خصوصي سازي هاي دوران يلتسين از سرمايه گذاري كشورهاي غربي در صنايع نفت و گاز اين كشور جلوگيري كرد. پوتين حتي در روزهاي اخير با دست يازيدن به رويكردهاي دوران كمونيسم به قتل مخالفان در كشورهاي غربي با روشهاي عجيب و غيرقابل تصور دست يازيد. اين رويكردها كشور روسيه را به يك مركزبي ثبات براي سرمايه گذاري تبديل كرده است. مرگ نيازاف رييس جمهور دائمي تركمنستان درآستانه سال تو ميلادي چهره ديگري از اين عدم امنيت سرمايه گذاري است. اين رويداد به نحو چمگيرتري بي ثباتي دراين منطقه را به نمايش گذاشت. همه اين تحولات كه تا روزهاي پاياني سال كهنه ميلادي ادامه داشت براهميت نقش خاورميانه و منطقه خليج فارس در آينده انرژي جهان افزوده است.
اتحايه اروپايي به رغم تحولات روسيه و نگرني از سياست هاي اين كشور درسال 2006 دريك گردهمايي مهم با ولاديميرپوتين به توافق هاي مهمي براي تامين امنيت انرژي دست يافتند كه طي آن رهبران اروپايي به عدم دخالت سياست در تامين امنيت انرژي تاكيد كردند. پوتين نيز با استقبال از اين سياست به آنان قول داد كه با عدم توجه به مسايل سياسي انرژي كشورهاي اروپايي تامين شود. به رغم اين توافق ها اولويت وضرورت تنوع منابع تامين انرژي براي كشورهاي اروپايي كاهش نيافته است. اين كشورها به احداث خط لوله اي براي متصل شدن به منابع نفت خاورميانه نياز دارند. خط لوله نابوكو يك آلترناتيو براي تامين امنيت انرژي اين منطقه است كه بدون حضور ايران قابل اتكا نيست. اگر چه دست اندركاران آن تاكيد ميكنند كه بدون شركت ايران نيز اين خط لوله اقتصادي است ولي بي شك اين خط لوله بدون مشاركت ايران ارزش اقتصادي ندارد. اين شرايط بي شك با توجه به تحولات پيش گفته و درروزهاي پاياني سال ميلادي و آغاز سال جديد اراده رهبران كشورهاي بزرگ صنعتي رابراي دست يازيدن به منابع مطمئن انرژي بيش از پيش مصمم كرد.
مالتوس هاي نفتي
فرضيه مالتوس درمورد كاهش منابع غذايي جهان و بروزجنگ جهاني براي تامين غذا با توليد كود شيميايي باطل شد. فناوري هاي جديد و درواقع اتكا به عقل و تجربه بسياري از فرضيه هاي غيرقابل انكار را باطل كرده وخواهد كرد. در سالهاي اخير نگراني از كاهش منابع نفتي كه همه آنها بخش دوم عمرخودرا مي گذرانند و محدوديت منابع نفتي كشف شده جهان با توجه به پيش بيني رشد بي حساب مصرف نگراني از زندگي در جهاني سردو تاريك را درآينده نويد ميداد. ورود چين با جمعيت وسيع به بازار نفت تعادل مصرف درجهان را برهم زد. و بسياري زا كارشناسان نفتي به اين نئوري اعتقاد يافتند كه دوران پيك تولد فرسيده و از اين پس با رشد مصرف و كاهش توليد جهان با دوران بحران انرژي روبرو خواهد شد. ولي همه اين پيش بيني ها با اتكا به تجربه بشر در بكارگيري تكنولوژي در حل بسياري از مشكلات جهان اين نگراني ها را برطرف كرد.
بي شك تكنولوژي هاي جديد امكان برداشت بيشتر از منابع موجود نفت كه دوره دوم عمر خودرا مي گذارنند ومنابع كشف شده را بيش از گذشته فراهم ميكند. اين فناوري ها علاوه براين امكان توليد انرژي هاي جايگزين را نيز فراهم خواهد كرد ولي بطورقطع در دوران جديد با توجه هزينه بكار گيري فناوري هاي جديد قيمت هاي بالاتري را در بازار نفت ايجاب ميكند.
رشد بيسابقه قيمت نفت درسالهاي اخير علاوه بر زمينه سازي تحول در بازار نفت در عين حال تفاوت ارزش واقعي دلار را نيز در طول سالهاي گذشته جبران ميكند. به اعتقاد بسياري از كارشناسان اگرچه قيمت هاي نزديك به نود دلار در بازار نفت ادامه نيافت ولي در صورت فراتر رفتن قيمت تا بيش از يكصد دلار همچنان كاهش ارزش واقعي دلار را در طول سال هاي گذشته جبران نمي كند.
علاوه بر افزايش قيمت براي اصلاح بازار نفت بايد شرايط حاكم در كشور هاي مهم توليد كننده نفت ازجمله كشورهاي خاورميانه بويژه سياست هاي اداره دولتي صنايع نفت تغيير كند. دولتي بودن تاسيسات نفتي موجب كند شدن روند جذب سرمايه گذاري هاي جديد براي توسعه وافزايش توليد و بكار گيري فناوري هاي جديد مي شود. اين مسئله درمناطقي كه دچار مشكلات سياسي و ناآرامي هاي شديد هستند نيزبه خودي خود موجب كاهش سرمايه گذاري مي شود كه منطقه خاورميانه به دليل بي ثباتي پايدار ناشي از تحولات عراق و پرونده هسته اي ايران با موانع بيشتري روبرو است. بنابراين علاوه بر تغيير شرايط سرمايه گذاري بايد ثبات در اين بخش از جهان بيشتر از گذشته مورد توجه باشد.
نفت ارزان يا گران
احمد زكي يماني وزير اسبق نفت عربستان در دوراني كه در اين سمت بود بر سياست نفت ارزان تاكيد داشت ودليل آن را نگراني از حذف سهم نفت از اقتصاد جهان با اقتصادي شدن توليد منابع جايگزين انرژي بجاي نفت مي دانست. وي براي اثبات اين ايده خود براين نكته نيز تاكيد ميكرد كه دوران نوسنگي به دليل كاهش و نبود سنگ تغيير نكرد بلكه جايگزين شدن آهن به حذف سنگ از مركز ثقل توجه بشر منجر شد.
اين استدلال وتلاش براي حفظ سهم اوپك در بازار نفت در يك دوره طولاني برسياست كشور هاي عضو اوپك به دليل جايگاه مهم عربستان حاكم بود ولي با خروج زكي يماني از صحنه اين تفكر نيز به تدريج از صحنه خارج شد ولي جايگاه مهم عربستان در بازار نفت جهان حفظ شد. درواقع يكي از عوامل موثر در تحول در بازار نفت تغيير ديدگاه اوپك در مورد قيمت نفت است. امروز نفت قيمت هاي بي سابقه اي را تجربه ميكند و فاصله ارزش واقعي دلار با تورم دراقتصاد جهان تاحدي جبران شد ولي اين نگراني همچنان باقي است كه قيمت هاي بالا سرمايه گذاري در انرژي هاي جايگزين را افزايش دهد. آيا دور نيست كه به بازار آمدن محصولي مشابه نفت اين كالا از سكه بيافتد. با توجه به اين نگراني و تاكيد اعضاي اوپك قيمت هاي 50 تا 60 دلار قابل قبول ترين قيمت درشرايط امروز است قيمتي كه هم براي توليد كنندگان و هم براي مصرف كنندگان عادلانه است.
آيا اين هدف قابل تحقق است وآيا اعضاي اوپك ميتوانند به يك هماهنگي براي حفظ بازار با 40 درصد توليد نفت جهان دست يابند. اختلافات سياسي ميان اعضاء كه نقطه ضعف اين سازمان در طول دوران فعاليتش بوده است و عدم نفوذ اوپك در كشور هاي عضو براي كنترل توليد وسياست هايي كه در كشورهاي عضو به اجر در مي آيد توان حضور موثر اوپك را دربازار كاهش ميدهد.
بسياري زا كشورهاي عضو با مصرف بالاي داخلي بسوي شرايطي پيش ميروندكه مصرف داخلي از صادرات پيشي ميگيرد.علاوه براين نفوذ اعضا در سازمان برابرنيست وكشورعربستان به عنوان بزرگترين توليد كننده از نظرظرفيت ومنابع از كنترل بالايي در تصميم گيري اين سازمان برخورداراست و در عين حال قيمت هاي بالا در سال هاي اخير وابستگي كشور ها را به درآمد هاي نفتي افزايش داده و توان كنترل بازار را بوسيله اوپك كاهش ميدهد.
نگاهي به شرايط توليد نفت درايران به عنوان يك توليد كننده مهم اوپك نشان ميدهد كه اين سازمان در نقش خود بايد بازنگري كند.كشور ما با در اختيار داشتن ۱۳۰ تا ۱۳۷ ميليارد بشکه نفت خام بعد از عربستان سعودی که دارای ۲۸۰ ميليارد بشکه نفت خام است واز اين لحاظ در مقام دوم جهانی قرار دارد. اين ميزان افزون بر ۱۱ درصد ذخاير مجموع دنيا به شمار می رود، حال آنکه ايران با توليد حدود 4 ميليون بشکه نفت در روز تنها 4 درصد از توليد نفت دنيا را در اختيار دارد. اين درشرايطي است كه روسيه به عنوان يك رقيب اوپك در بازار نفت با در اختيار داشتن 5 درصد از ذخاير مجموع دنيا، بميزان 10 درصد از توليد جهان را در اختيار گرفته که از اين لحاظ بعد از کشور عربستان در مقام دوم توليد نفت در دنيا است.
كاهش قيمت ها
با توجه به اينكه توليد اوپك و ظرفيت مازاد آن بالا نيست انتظار نقش موثر اين سازمان دربازار دور از انتظار است. البته با نگاهي به سرمايه گذاري هاي انجام شده در بخش هاي بالادستي وپايين دستي نفت خام دركشورهاي خاورميانه، بازار درآينده با مخاطره قيمتي بالايي روبرونخواهد شد و حتي برخي منابع قيمت هاي حدود 50 دلار را براي دو تا سه سال آينده دربازار نفت پيش بيني كرده اند.
افزايش قيمت نفت موجب سرمايه گذاري هاي فراواني در بخش بالادستي و پايين دستي نفت در خاورميانه وآفريقا و آمريكا انجام شده است. يك مسئله مهم سرمايه گذاري در بخش پايين دستي كه درسالهاي اخير يكي از عوامل افزايش قيمت به دليل ناكافي بودن توان توليد فرآورده بويژه بنزين در پالايشگاه هاي موجود جهان بود. سرمايه گذاري در بخش توليد فرآورده چه در آمريكا و چه در آسيا آينده مطمئني براي فرآورده هاي نفتي ايجاد كرده كه تاثير اين متغير را در بازار كاهش داده است.
چشم انداز پيش گفته شرايط باثباتي در بازار در اوايل سال جديد ميلادي ايجاد كرد و اين امر به كاهش قيمت نفت پس از چهار سال رشد پي درپي منجرشد، براساس گزارش سازمان بين المللي انرژي ميانگين قيمت نفت در سال 2006 نسبت به سال 2005 به طور متوسط 8/0درصد کاهش یافت. اگر چه قيمت ها هنوز بالاست ولي به نظر ميرسد روند كاهش آن آغاز شده است.قيمت ها از سال 2001 به طور پيوسته افزایش بافت رشد 40 درصدي قيمت ها در سال 2005 بيشترين رشد بود.
يك دليل ديگركاهش رشد تقاضای جهانی نفت خام بود. براساس گزارش سازمان بين المللي انرژي در سال 2006 تقاضاي نفت 1/1 درصد كاهش يافت. تاثير رشد قيمت ها بر كاهش رشد اقتصادي به كاهش تقاضاي نفت منجرشده است. اين شرايط با افزايش ظرفيت مازاد توليد در كشورهاي غير عضواوپك قيمت هاي پايين نفت خام را در اينده بازار جهان نويد ميدهد. اين پيش بيني ها موجب شده كه سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک نيز پس از يك دوره آرامش از سال 2004 به کاهش تولید نفت روي آورند. اين سازمان در آخرين تلاش خود در آغاز سال جديدنيز به كاهش توليد در ماه آينده ميلادي راي داد. با همه شرايط پيش گفته بايد منتظر بود و روند بازار نفت را پي گرفت وديد آيا دوران شيرين نفت گران درسال جديد ميلادي نيزتكرار ميشود.