تا کنون انجمن صنفی روزنامه نگاران کارکردهای مفیدی داشته و توانسته هرچند لنگلنگان تفکر سازمانیافتگی را به پیش ببرد و در مسیر خود تا کنون موانع بسیاری را پشت سرگذاشته است.
ضعف تشکیلات و سازمان مشکل اساسی و بیچونوچرای جامعه امروز ایران است. اگر یک معضل باشد که به عنوان مادر بیماریهای این جامعه بنامیم آن را بی سازمانی یا بی سامانی باید نامید.
تازمانیکه در همه بخشها چه فرهنگی و اجتماعی و چه سیاسی و اقتصادی ساختارهای سازمان یافته و تشکلهای فعالان آن بخشها در کشور شکل نگیرد نمیتوان به آیندهای روشن چشم دوخت وباید همواره در یک چرخه باطل به دور خود بگردیم.
تشکیلات و سازمانهایی که به معنای واقعی برآیند روز همه توان جامعه باشند در کشور ما وجود ندارد. برای رسیدن به این شرایط هم زمان و هم کار طولانی باید انجام شود. گامهای نخست با مشکلاتی مواجه خواهد بود و نباید ناامید شد. راهی که به ایجاد تشکلهای شکل گرفته از نیازهای مردم طیشود بسیار سنگلاخ است. برای رسیدن به این هدف باید هزینه بسیاری پرداخت و ضرورت اعتماد به ساختارهای سازمان یافته را به همه آموخت. به گونهای که هم بدانیم که یک تشکل ضامن تحقق برآیند خواسته عموم است و نه ضامن تحقق همه خواستهها.
در هرجامعهای برخی گروههای چه به ضرورت و چه به دلیل شرایط تاریخی پیشتازند. این پیشتازی باید با توجه به تجربیات گذشته و سیاستهایی نرم به موفقیت بیانجامد تا راه برای دیگران گشوده شود. روزنامهنگاران عناصری پیشتازند و طبیعی است که سازمان و تشکل صنفی در این گروه بیش و پیش از دیگر گروهها شکل گیرد. بیشک برای نتیجه گرفتن از آن باید تلاش و هزینه پرداخت و هزینه نیز متناسب با دستآوردی است که کسب میشود.
تا کنون انجمن صنفی روزنامه نگاران کارکردهای مفیدی داشته و توانسته هرچند لنگلنگان تفکر سازمانیافتگی را به پیش ببرد و در مسیر خود تا کنون موانع بسیاری را پشت سرگذاشته است. امروز به دلیل سابقه 11 ساله هر مانعی نمیتواند این حرکت را متوقف کند. تعداد کثیری از روزنامهنگاران به هر ترتیب به این تشکل پیوستهاند و جمعیت کثیری هستند که باید حداقل خواستههای اجتماعی وصنفی خویش را در چارچوب این تشکل کسب کنند. این امر محقق شدنی است. تجربه گذشته و راه طی شده این را فریاد میکند. شاید سیاست که این روزها سایه سنگینتری از گذشته بر همه شئون جامعه انداخته است نتواند تشکل مستقل را بپذیرد ولی راهی نیست و چنین ساختاری پایدار تر از آن است که بتوان آن را متوقف کرد. به دلیل پایداری این حرکت امروز باید بدانیم که تداوم این حرکت بیش از کیفیت آن ارزش دارد، باید بر این امر پایفشرد.
جامعه آینده ما باید با چنگ زدن به تفکر آزاد سازی در همه بخشها چه اقتصاد و چه سیاست از رسانههای توانمند و رها از هرگونه قیدوبند برخوردار باشد. رسیدن به این هدف ضرورتی است که باید از اکنون برای آن برنامه ریزی کرد. یک نهاد و یا فرد زمانی میتواند با تمرکز قدرت از شکلگیری جامعه متکثر جلوگیری کند که سه عنصر را در اختیار تام وتمام خود داشته باشد این سه عنصر به طور خلاصه در پول، اطلاعات و زور خلاصه می شود. تازمانیکه این سه عنصر در یک نهاد متمرکز است نمیتوان به توسعه سازمان و سازمانیافتگی جامعه و تکثر قدرت امید داشت.
در این میان اطلاعات یکی از این سه عنصر است که آزاد سازی آن برعهده رسانهها و روزنامه نگاران است همه تلاش و نیروی ما باید در راه تلاش برای آزاد سازی این بخش مهم از عناصر تکثر قدرت در جامعه باشد. مهمترین وظیفه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایجاد شرایطی است که گامی به این سوبرداشته شود و حفظ این نهاد وتشکل دریچهای است گشوده براین هدف.
ضعف تشکیلات و سازمان مشکل اساسی و بیچونوچرای جامعه امروز ایران است. اگر یک معضل باشد که به عنوان مادر بیماریهای این جامعه بنامیم آن را بی سازمانی یا بی سامانی باید نامید.
تازمانیکه در همه بخشها چه فرهنگی و اجتماعی و چه سیاسی و اقتصادی ساختارهای سازمان یافته و تشکلهای فعالان آن بخشها در کشور شکل نگیرد نمیتوان به آیندهای روشن چشم دوخت وباید همواره در یک چرخه باطل به دور خود بگردیم.
تشکیلات و سازمانهایی که به معنای واقعی برآیند روز همه توان جامعه باشند در کشور ما وجود ندارد. برای رسیدن به این شرایط هم زمان و هم کار طولانی باید انجام شود. گامهای نخست با مشکلاتی مواجه خواهد بود و نباید ناامید شد. راهی که به ایجاد تشکلهای شکل گرفته از نیازهای مردم طیشود بسیار سنگلاخ است. برای رسیدن به این هدف باید هزینه بسیاری پرداخت و ضرورت اعتماد به ساختارهای سازمان یافته را به همه آموخت. به گونهای که هم بدانیم که یک تشکل ضامن تحقق برآیند خواسته عموم است و نه ضامن تحقق همه خواستهها.
در هرجامعهای برخی گروههای چه به ضرورت و چه به دلیل شرایط تاریخی پیشتازند. این پیشتازی باید با توجه به تجربیات گذشته و سیاستهایی نرم به موفقیت بیانجامد تا راه برای دیگران گشوده شود. روزنامهنگاران عناصری پیشتازند و طبیعی است که سازمان و تشکل صنفی در این گروه بیش و پیش از دیگر گروهها شکل گیرد. بیشک برای نتیجه گرفتن از آن باید تلاش و هزینه پرداخت و هزینه نیز متناسب با دستآوردی است که کسب میشود.
تا کنون انجمن صنفی روزنامه نگاران کارکردهای مفیدی داشته و توانسته هرچند لنگلنگان تفکر سازمانیافتگی را به پیش ببرد و در مسیر خود تا کنون موانع بسیاری را پشت سرگذاشته است. امروز به دلیل سابقه 11 ساله هر مانعی نمیتواند این حرکت را متوقف کند. تعداد کثیری از روزنامهنگاران به هر ترتیب به این تشکل پیوستهاند و جمعیت کثیری هستند که باید حداقل خواستههای اجتماعی وصنفی خویش را در چارچوب این تشکل کسب کنند. این امر محقق شدنی است. تجربه گذشته و راه طی شده این را فریاد میکند. شاید سیاست که این روزها سایه سنگینتری از گذشته بر همه شئون جامعه انداخته است نتواند تشکل مستقل را بپذیرد ولی راهی نیست و چنین ساختاری پایدار تر از آن است که بتوان آن را متوقف کرد. به دلیل پایداری این حرکت امروز باید بدانیم که تداوم این حرکت بیش از کیفیت آن ارزش دارد، باید بر این امر پایفشرد.
جامعه آینده ما باید با چنگ زدن به تفکر آزاد سازی در همه بخشها چه اقتصاد و چه سیاست از رسانههای توانمند و رها از هرگونه قیدوبند برخوردار باشد. رسیدن به این هدف ضرورتی است که باید از اکنون برای آن برنامه ریزی کرد. یک نهاد و یا فرد زمانی میتواند با تمرکز قدرت از شکلگیری جامعه متکثر جلوگیری کند که سه عنصر را در اختیار تام وتمام خود داشته باشد این سه عنصر به طور خلاصه در پول، اطلاعات و زور خلاصه می شود. تازمانیکه این سه عنصر در یک نهاد متمرکز است نمیتوان به توسعه سازمان و سازمانیافتگی جامعه و تکثر قدرت امید داشت.
در این میان اطلاعات یکی از این سه عنصر است که آزاد سازی آن برعهده رسانهها و روزنامه نگاران است همه تلاش و نیروی ما باید در راه تلاش برای آزاد سازی این بخش مهم از عناصر تکثر قدرت در جامعه باشد. مهمترین وظیفه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایجاد شرایطی است که گامی به این سوبرداشته شود و حفظ این نهاد وتشکل دریچهای است گشوده براین هدف.