نرگس و اقتصاد ايران
نقش موثر و غيرقابل انكاردولت در اقتصاد ودر همه امور روزمره و جزيي زندگي مردم ويژگي است كه در كمترين كشوري قابل مشاهده است.
اين نقش و حضور كارآمد است كه با تغيير و تحول در دولت به تغيير جدي در زندگي روزمره عموم مردم منجر ميشود.
اين ويژگي سالهاست كه اقتصاد ايران را به محل كسب تجربه افراد و گروه هاي مختلف تبديل كرده و موجب شده تا از اتكاي اقتصاد كشور بر پايه هاي باثبات نظري و عملي مورد تاييد همه جلوگيري كند.
اگرچه برنامه هاي پنجساله چنين جايگاهي را در همه امور كشور دارد و اقتصادنيز از آن جدانيست ولي متاسفانه با گذشت سالها و اجراي چهار برنامه پنجساله در كشور و با حضور افراد مختلف در راس دولت برنامه هاي درازمدت سالانه هنوز راهنماي عمل مسئولان اقتصادي نيست و هردولتي با ارايه دلايل متعدد برنامه را نقض كرده و آن را براساس سليقه و خواست خود اجرا ميكند. اين تغيير و بازنويسي برنامه هاي اقتصادي درازمدت متاسفانه رويدادي است كه توجيه قابل قبولي تدارد و بار ها شاهد بوده ايم كه با ناكام گذاشتن اهداف برنامه و كند نمودن روند رشد اقتصاد كشور دست آوردهاي گذشته را نيز در معرض شكست قرار ميدهد.
بي ثباتي تصميم گيري دولت در ايران ناشي از چيست و چرا هيچ برنامه ثابت و مداومي را پي نميگيرد. دولت ها چرا هويت مشخصي ندارند وكارها و اقداماتي را دنبال ميكنند كه دليل آن معلوم نيست و كسي نميداند چرا و به چه دليل پي گرفته ميشود.
رفتاري كه ازدولت در ايران مشاهده ميشود تاحدي شبيه به رفتار محمود شوكت در سريال نرگس است.دولتي كه هم محمود است و هم داراي شوكت يعني هم از تعريف و تمجيد و حمد اتباع كشور برخوردار است و هم از شوكت برخوردار كه شوكت آن نيز ناشي از تلاش ها و يا ويژگي و يا خلاقيتي ناشي نميشود بلكه تنها از درآمدي ناشي ميشود كه از كار وتلاش بدست نيامده و منشاء نامعلوم و ناپايداردرآمد هاي نفتي آن را تامين ميكند. درآمدي كه نوسانات و تحولات اقتصاد ديگر كشورها ويا حوادث سياسي و غيرمرتبط با اقتصاد كشور آن را بالا و پايين ميكند.
طبيعي است كه اين شرايط و كاركرد هاي آن كم يابيش آگاهانه و يا ناخود آگاه در خلاقيت هاي هنري هنرمندان نمود بيابد و با رويكردي قوي و يا ضعيف به شكل هاي هنرمندانه خودرا نشان درهد.
در مقابل اين دولت يا محمود شوكت كساني قراردارند كه از منبع مالي مستقلي برخوردار نيستند و همه با اتكا به دولت در تلاش هستند تا ازبخشي از شوكت و دارايي هاي وي برخوردار شوند.
در چنين شرايطي است كه رفتار ها و اعمال شوكت و وابستگان به وي از هيچ منطقي پيروي نميكند و معلوم نيست كه براي كسب چه چيز در تلاش هستند و برنامه ها و سياست هايي كه دنبال ميكنند براي كسب چه هدف مادي يامعنوي است.
البته برخي اين رفتار ها را ناشي از دخالت عوامل خارجي و يا دخالت بيگانگان ميدانند اگرچه چنين نيست ولي به واقع چه چيزي و چه عاملي باعث ميشود يك پدر اقداماتي انجام دهد كه سعادت و رفاه خود و فرزندانش را بدنبال نداشته باشد.
بخشي را ميتوان به ناآگاهي نسبت داد ولي درآمد هاي بادآورده و داراي مشاء غيرتوليدي و بيش از هرعامل ديگري در اين تصميم ها موثر است .
به واقع فردي كه با تلاش و كوشش به جايگاهي رسيده باشد و در راه رسيدن به اين جايگاه رنج كشيده باشد آن را فداي تصميم هاي نامشخص و پوچ ميكند كه معلوم نيست اگر تحقق يافت چه دست آوردي دارد.
يك اقتصاددان آمريكايي در نوشته اي درمورد آخرين فيلم سوپرمن تاكيد مينكند مشاهده اين فيلم و بسياري فيلم هاي مشابه براي اقتصاد دانان دشوار است و برخي صحنه هاي فيلم بيهوده و از عقل و منطق روز به دور است . وي تاكيد ميكند اينكه فردي با توانايي هاي غير قابل تصور و با ارزش مادي و معنوي فراوان اقداماتي انجام دهد كه هيچ ارزش پايدار ندارد و تنها منافع آن به افراد اندكي ميرسد از جمله مواردي است كه به اين مسئله دامن ميزند. به واقع اگر كسي ميتواند با گوشهايش هرچيزي را در هرنقطه بشنود و يا با چمهايش در زواياي پنهان نفوذ كند و هرچيزي را ببيند چرا از اين توان براي يافتن منابع با ارزش زيرزميني مثل نفت كمك نميگيرد و تنها از اين قدرت استفاده اي محدود ميكند. در واقع اگر سوپر من يا ابر مردي وجود دارد چرا كارهاي سود آور تري انجام نميدهد وي در نوشته خود توصيه كرده بود كه سوپرمن بهتر است براي استفاده بهتر از نيروي خود يك مدير مالي استخدام كند.
درتعبيري مشابه شايد بتوان نقش دولت در ايران را به سوپرمن تعبير كرد كه از قدرت و توانايي بالايي برخوردار است ولي نميداند با اين قدرت چه كند و از آن استقاده درست و سود آوري نميكند.
البته اين مسئله تنها به گردن دولت به معناي عملي نيست بلكه ساختار اداره امور به گونه اي است كه از چنين مسئله اي نميتوان اجتناب كرد. سازمان برنامه يا سازمان مديريت و برنامه ريزي جديد با تلاشي طولاني برنامه اي را ارايه ميدهد و مجلس آن را به نحوي كه صلاح ميداند با اصلاحاتي تصويب ميكند و دولت آن را بگونه اي خود ميپسندد اجرا ميكند . از چنين رندي نميتوان انتظار يك حركت باثبات و قابل پيشبيني داشت.
بسياري از قوانين در زمان دولت هايي تصويب شده كه امروز در قدرت نيستند و شايد با سياستهاي دولت هاي امروزي همخواني ندارد بنابراين طبيعي است كه اين قواني و برنامه ها مورد تاييد دولت تازه نباشد.
در واقع چهارچوبهاي ثابت و شناخته شده كه مورد تاييد دست اندركاران باشد در كشور وجود ندارد و همه در معرض تغيير هستند . طبيعي است كه در چنين شرايطي نميتوان انتظار داشت تا نهاد هاي اقتصادي دركشور از تداوم فعاليت و كستردگي و رشد مناسبي برخودار باشد.
بنابراين طبيعي است كه در اين اقتصاد شاهد اقداماتي باشيم كه مانند نقشه هاي شخصيت سريال محمود شوكت از منطق قابل قبول و اقتصادي برخوردار نباشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر