جمعه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۹۱

كمدي ترين دوران تاريخ

كمدي ترين دوران تاريخ ايران در سال‌هاي اخير مكرر تكرار مي شود.اينكه كسي پس برود و بگويد دارد پيش مي رود تصوير كامل ملانصرالدين است.يك دادوستد سياسي را آنقدر كش مي دهند كه كش پاره مي شود و وقتي تنبان درحال فرو افتادن است همه با عجموله به فكر بند تنبان مي افتند و اصل معامله فراموش مي شود.فقدان توان تصميمگيري در جمهوري اسلامي تازه نيست سنتي است تكراري. در مورد گروگان گيري در مورد جنگ تمايان ترين موارد است. اما در مورد همه چيز همين است. اقتصاد و سياست و فرهنگتحظ اين مملكت به دليل ناتواني در تصميم گيري و حاكم شدن يك فكر تحت عنوان قانون شرايط بي ثباتي ايجاد كرده كه سگ صاحبش را نمي شناسد.كارد تا زمانيكه به است خوان نمي رسد هيچ عملي انجام نمي شود. تاخير تاخير و تاخير كار را بجايي مي رساند كه وقتي تصميم گرفته مي شود ديگر تفاوتي نمي كند.
امروز در مورد بخور بخور هسته‌اي هم همين شرايط حاكم است. اقتصاد تحت تاثير سياست هاي ويرانگر دولت منتخب لب پرتگاه است و با كاهش درآمدهاي نفتي نمي توان ماست مالي اش كرد.اگر اين شرايط ادامه يابد هيچ عاقبت خوشي قابل رويت نيست. حال همه بسيج شده‌اند تا تصميم گيري شود.همان روز اول وخامت حال امروز قابل تصور بود اما پول مفت نفت جاي عقل را مي گرفت و مستي غرور راستي درپي نداشت.حال عاقبت كار هم مشخص است.در اوج ضعف مقابل يك قدرت جهاني كه همه دنياهم پشت سرش است اين تصوير امروز است. هركم عقلي اگر كمي فكر كند مي فهمد كه چه مي شود. حتي اگر مانند قذافي هرچه دارند تحويل دهند كسي نمي تواند تضمين كند كه عاقبت او در انتظار اينان نباشد...... 

هیچ نظری موجود نیست: