حوادث خاورميانه بويژه مصر و مقايسه ناگزير آن با حوادث و رويدادهاي كشورمان بخصوص پس از انتخابات 22 خرداد 89 و اعتراضهاي مردمي پس از آن و حوادث منجر به سقوط محمد رضا شاه و مواضع كشورهاي غربي در برابر اين رويدادها اين روزها مهمترين حادثه جهان است.
مواضع كشورهاي پيشرفته كه همه خواهان بركناري سريع حسني مبارك شدهاند براي بسياري سوال بر انگيز است. برخي اين رويدادها را توطئه غرب و دخالت خارجي قلمداد ميكنند. برخي حتي اين مواضع را مانند رويدادهاي منجر به سقوط شاه و مواضع دولت كارتر و رويكار آمدن حكومتي كه امروز در ايران حاكم است و نگرانيهايي در جهان و ناگواريهايي را در داخل كشور بوجود آورده است همانند ميدانند و نگران آينده مصر و قدرت گرفتن يك ديكتاتوري جديد و بدتر هستند.شكي نيست كه بايد نسبت به حوادث و تحولات اجتماعي حساس بود. حاصل حركتهاي اجتماعي را بايد با دقت دنبال و پيش بيني كرد.
آنچه كه در خاورميانه شاهد آن هستيم سالهاست كه انتظارش مي رود. از هنگامي كه ديوار برلين فروريخت و اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيد انتظار تغييرات وسيع در جهان و تغيير حكومتهاي ديكتاتوري ميرفت. بدون شك خاورميانه به عنوان خواست گاه تاريخي ديكتاتوري محور اين تحولات بايد ميبود.
زمان ميگذرد و با خود تغييراتي را بوجود ميآورد. انسانهاي عاقل خود را با تحولات هماهنگ ميكنند و نادانان بدون فرود آمدن چكش تاريخ بر سرشان سر جايشان نمينشينند. حوادث امروز در خاورميانه روندي طبيعي در است و اوج نشانه اين تغيير و تحول بزرگ با فروپاشي ديوار برلين و اتحاد دو آلمان رخ داد. اگر آن زمان كسي توان مشاهده پيچش مو را داشت و فريب مو را نمي خود امروز در آرامش زندگي مي كرد.اين روندي اجتناب ناپذير است و كسي نميتواند مانع آن شود.
متاسفانه برخي از حاكمان ديكتاتور در خاورميانه در برابر اين روند مقاومت كردند و ميكنند و به دشواري ميپذيرند تا قدرت را به مردم واگذار كنند.
يك عامل اصلي اين تحول دسترسي آسان عمومي به اطلاعات و اخباري است كه اين روزها شاهد معجزه آن هستيم. زماني كه زنده حوادث و رويدادهاي مصر را در ميدان آزادي قاهره بر صفحه تلويزيونهاي خود در خانه مشاهده ميكنيم معجزه رخ داده است. درك اين معجزه همانگونه كه ديكتاتورها به دليل اينكه در ساختار قدرت و درون اين ساختار چهره خويش را مينگرند و كراهت آن را درك نميكنند ما نيز اين معجزه را درك نميكنيم.
جهان به واقع به يك روستا تبديل شده و ديگر فريب و دروغ ابزار كارسازي نيست.
از اين رو حكومتهاي ديكتاتوري لرزان شدهاند. اما درك درستي از آن ندارند. سالهاست كه حسني مبارك از سوي محافل غربي به شدت مورد انتقاد است و بارها تلاشش براي ادامه حكومت و حتي برنامه ريزي براي جانشيني فرزندش مورد انتقاد قرار گرفته است. با وجود همه اين انتقادها و همه اعتراضهاي داخلي وي تلاشي براي تغيير اين ساختار نكرد و توجهي به تغييرات جهان نداشت.
وي حتي براساس يك سند ديپلماتيك منتشر شده ويكي ليكس در مورد حوادث و مبارزات مردم ايران گفته بود كه كشورهاي خاورميانه به دمكراسي نياز ندارند و به ديكتاتورهاي خوب نيازمندند و به اعتقاد وي او ديكتاتوري خوب است و بايد حكومت ايران هم به يك ديكتاتور خوب تبديل شود. اين يعني كه مبارك شرايط جهان را حتي با وجود نزديك تر شدن خطر درك نكرده است. او امروز هم كه اين مطلب نوشته ميشود هنوز كناره گيري نكرده است. اين موضع مبارك و مواضع اخير وي حتي پس از اعتراضهاي عمومي مردم كشورش نشان ميدهد كه وي هنوز به درك درستي از شرايط امروز جهان نرسيده است.
شرايطي كه منجر به ظهور پديدهاي به نام ويكي ليكس شده. ويكي ليكس فرزند شرايط امروز جهان است شرايطي كه شفافيت را در همه زمينهها نياز دارد و هيچ پنهانكاري را برنميتابد.
در چنين شرايط شفافي بدون شك جهان جهاني بهتر خواهد بود و بدون شك چنين شرايطي به ديكتاتور نيازي ندارد و آخرين سنگر ديكتاتورها در خاورميانه و بخشهايي از آفريقاست كه درحال فروپاشي است. بايد شرايط امروز جهان را پذيرفت و به ضرورتهاي آن تن داد. راهي نيست….
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر