دوست وهمكار عزيز علي حق كه به واقع و به مصداق نام عزيزش زباني حق گو و علي گو دارد در نوشته اي در وبلاگ خود در زمان انتشارخبركناره گيري فرهاد رهبر از سازمان مديريت و برنامه ريزي به ديداري كه در زمان انتصاب وي به عنوان رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي به همراه جمعي از همكاران با وي داشتيم اشاره كرده و نقل كرده كه وي در اين ديدار سخناني درمورد عوامل جاسوسي كه در عدم پيشرفت امورعمراني در ايرا ن نقش دارند تاكيد داشت و اينكه وظيفه وي جلوگيري از تداوم اين وضع است و اشاره داشت به برخي طرح ها از جمله فرودگاهي كه نزديك چهل سال است كه در جنوب تهران درحال ساخت است و هنوز نيمه كاره است در شرايط نيمه كاره كارش آغاز شده است.
درآن جمع از وي خواستيم كه اين عوامل و مصداق هايي را كه ميداند براي مبارزه با آنها بگويد ولي تاكيد كرد كه نمي تواند به اين مسايل اشاره كند و نام ببرد ولي اين مونع وجود دارد و بايد اين روند متوقف شود .
از آن پس از اين ديدار براي اين سوال مطرح بود كه چرا يك مقام دولتي كه در موقعيت تصميم گيري و اداره اموراست نميتواند مانع كساني شود كه برخلاف منافع عمومي كار ميكنند.دوست وهمكار عزيز به مناسبت كناره گيري وي اين بحث را مطرح كرد و هدفش عدم موفقيت او در برنامه هايش بود.طرح اين موضوع مرا به ياد آن زمان انداخت و اين سوال كه چه رخ ميدهد كه درايران برنامه هاي اجرا ميشود كه سودي براي كشورو مردم ندارد و طرح هايي اجرا ميشود كه زماني براي پايان نميتوان درنظر گرفت. درآن زمان و در نوشته هايي سعي كردم به اني سوال پاسخ دهم . ازنظرمن دليل اينكه كارهاي دركشورميشودكه سودي ندارد و طرح ها پايان ندارند و تكميل نميشودند اين است كه دولت به عنوان يك ماشين خرج وظيفه خرج كردن درايران را دارد و كساني به عنون دوست و يا غير دوست در دور اين دولت دركار خرج تراشي براي پولهاي اين دولت. تازمانيكه اين دولت پول دارد اين دوستان دركنار دولت هستند و به آن طرح ها و كارهايي را تحميل ميكنند كه دولت نيز براي جلب رضايت دوستان در سيل فشار خواسته هاي آنان راهي ندارد كه با تخصيص بودجه به تامين نظر آنان روي آورد و اين افرادنيز با تخصيص بودجه به هدفشان ميرسند و پايان كار را نمي خواهند.درواقع همه به دنبال گذراندن خرخود از پل هستند.درواقع در كل كشور و در همه سطوح اين فرهنگ و رويكرد را مشاهده مي كنيم كه شايد افرادعادي نيز با پول فراوان دركنار خود جاسوسهايي دارند كه در انديشه پول آنان هستند و خرج تراشي براي آنها. اگر كسي پول بادآورده اين داشته باشد اين پول را در زمان كوتاهي از دست ميدهد و اگر دارايي وي از محل كار و تلاش بدست آمده باشد تلاش دستان وجاسوسان نتيجه اي نمي دهد و فردي كه هدف اين تلاش هاست گرفتار جاسوسها نمي شود. درواقع جاسوسها كه تعدادشان نيز بسيار زياد است كساني هستند كه براي دولت خرج ها ي بي اساس و بي مورد ميتراشند.و دولت نيز كه پول باد آورده و بي زحمتي را در اختيار دارد َاين پول را به راحتي از دست ميدهد. طبيعي است كه وقتي دولت پول هارا از دست ميدهد آن را نيز به افراد موهومي مثل جاسوس ها واگذار كند. ولي اين درواقع بي كفايتي است و بي كفايتي ناشي از پول مفتي است كه از محل درآمد هاي نفتي دراختيار دولت است. درآمد آسان آدم هاي ساده و آسان گيري را روي كار مي آورد و به قولي با درآمد 50 ميلياردلاري از محل نفت يك آدم با هوش اندك و بسيار اندك وحتي بدون هوش نيز ميتواند كشوري را اداره كندو نيازي به تلاش ويژه و عجيبي ندارد.بويژ كه بتوان به راحتي جواسيس را نيز به خرابكاري در اقتصاد متهم كرد و كسي نيز نميتواند بگويد نه چون به همان راحتي خودش ميتواند جاسوس باشد و غيره و دورتسلسلي كه ما امروز گرفتارش هستيم ...............؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر