جمعه، آذر ۰۳، ۱۳۸۵

قورباغه ،فوتبال واقتصاد ايران


در يك كشور همه پديده هايي كه وجود دارد چه مادي و ملموس و چه معنوي وغير ملموس به شكل تنگا تنگي به يكديگر وابسته هستند و نميتوان سرنوشت يك پديده را از ديگر پديده ها منفك و جدا كرد.در واقع اين سخن را بايد اينگونه بيان كرد كه هيچ چيزي در مجموعه جهان نميتواند در يك ظرف مستقل و نامربوط با ديگر پديده ها باشد و ارتباط مستقيم و يا غير مستقيمي با ديگري دارد.
بامحدود كردن اين فرضيه به يك كشورو يا محدوده هاي كوچكتر ميتوان ساده ترروابط ميان پديده هارا شناخت و آن ها را تحليل كرد.درصورت پذيرش اين اصل بايد اين امر را نيز پذيرفت كه اگر در يك جامعه فساد اداري وجود دارد سگ ها و قورباغه ها نيز از اين فساد در رنج اند و درد و رنج و ناملايمات اين فساد دامن زندگي اين موجودات را نيزكه هيچ ارتباطي با آن ندارد در يك محدوده جغرفيايي واحد خواهد گرفت. شايد براي برسي اين موضوع كه به يك بازي دومينو مي ماند نياز به ارايه يك مجموعه از مدارك،شواهد ، مسايل و رويدادها باشد كه در نهايت دو پديده فساد اداري را به موجودي مثل قورباغه ربط داد. ولي اگر با دقت به اطراف خود نگاه كنيد اين ارتباط را درك مي كنيد و به مدركي نياز نيست . حدود بيست سال پيش در هند مشاهده مي كردم كه انسان هاي گرسنه و تكيده در گوشه و كنا رخيابان به زندگي مشغولند برخي نيز معلول و يا از ديدن محروم ويا از دست و پا و غيره در شهرهاي مختلف حيواناتي را بويژه سگ هايي را نيز ميديدم كه مانند انسان ها تكيده و محروم در رفت و آمد بودند و درميان آنان سگ هايي كور و معلول بسيار بود. به نحو عجيبي ميان انسان ها و حيوانات و نحوه زندگي آن ها شباهت ها ي آشكاري بود.
در كشورما نيز اگر نگاه دقيقي داشته باشيد شباهت ميان انسان ها و حيوانات قابل مشاهده است . در تهران گربه ها و سگ هايي مي بينيد كه همه به سرعت در حال جستجوبراي معاشند و به شدت وحشت زده و نگران و از مردم گريزانند . حيوانات با مشاهده انسان ها مي گريزند و وحشي و ناآرام مي نمايند. كم حيواني را مي بينيد كه مشاهده وجود انسان اورا وحشت زده نكند. اين مقايسه در كشور هاي ديگر نيز مي تواند صورت گيرد كه بطور معمول بسياري ميدانند و ديده اند كه براي مثال در كشورهاي اروپايي به نحو عجيبي حيوانات با انسان ها مانوس و دست آموزند .
اين مقدمه از اين رو اريه شد كه به خبر حذف فوتبال ايران براساس تصميم فيفا از صحنه فوتبال جهان بپردازم . فوتبال ايران درواقع جدا از ديگر مسايلي كه در كشور مي گذرد نيست. در ايران دولت بطور معمول همه چيز را دراختيار دارد و اين تسلط نه از روي خواست خودش كه به اين دليل است كه منابع اصلي قدرت را دردست دارد. يعني پول در دست دولت است رسانه ها دردست دولت است و اداره اهمه اموردر دست دولت است در اين شرايط بطور طبيعي همه چيز تحت كنترل دولت است و هيچ چيز و هيچ كس نمي تواند از كنترل دولت خارج شود و چه بخواهد و چه نخواهد از محدوده كنترك دولت نمي تواند مستقل عمل كند. اين امر درواقع يك مشكل ساختاري است و راه چاره اي نيست و اگر كسي و يا نهادي نيز مستقل از دولت به فعالت بپردازد در نهايت به دليل گستر ده بودن محدوده اختيارات دولت و مالكيت بر بخش عمده ثروت و دارايي كشور امكان حركت و استقلال افراد و سازمان ها و همه موجودات را از كنترل دولت ناممكن كرده است.اين امر موجب شده كه دولت همه كاره باش و همه نيز اين مسئله را پذيرفته اند و مشروع ميدانند و خوشحالند و خوب و خوش زندگي ميكنند. اين تسلط موجب شده كه ورزش نيز به نوعي غير واقعي و به يك ابزاري براي دولت و هزينه كردن دارايي هاي عمومي تبديل شود در حاليكه دنيا در اين زمينه گامهاي مشخصي برداشته است و مانند مسئله قوانين يكسان براي تجارت كه سالهاست در حال برسي و اجرايي شدن است و دورنيست كه دنيا از يك سازمان و مقررات تجاري يكسان برخوردار شود و همه كشور ها بايد با هماهنگي با اين نظام به تجارت و بازرگاني بپردازند بسوي يك برنامه و مقررات حاص پيش ميرود .اگر كشورها به روند تعيين شده براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني نپيوندند از صحنه اقتصاد جهاني به تدريج حذف ميشوند . نخستين گام براي حركت به اين سو رشد و توسعه بخش خصوصي است و بدون يك بخش خصوصي مستقل و قدرت مند امكان يك تبادل سازنده و مفيد با اقتصاد جهان نيست.
مسئله جهاني شدن فقط در اقتصاد نيست و پديده ايست كه بسياري از ابعاد زندگي بشر را در هرگوشه اي از جهان در بر ميگيرد. درواقع نمي توان در جايي كسي گرسنه باشد و يا نسل قورباغه از بين برود و كساني ديگر در نقطه اي در جهان آسوده زندگاني كنند . وابستگي و همبستگي ميان پديده ها در جهان بطور طبيعي وجود دارد و اين امر با تكنولوژي و سياست هايي كه در جهان نيز پي گرفته ميشود به شكل آشكار و صريحي در حال اجرا شدن است و همواره شديد تر ميشود. مدتي است كه درورزش جهان مسئله حرفه اي بودن به يك مسئله اصلي تبديل شده و به همين دليل مقررات خاصي در اين زمينه اعما ل ميشود كه حرفه اي شدن و خصوصي شدن يا عدم دخالت دولت از آن جمله است. به رغم گذشت مدت طولاني از اين مسئله در فدراسيون فوتبال ايران اين امر با توجه جدي پي گرفته نشده و بجاي كاهش حضور دولت در اين بخش سنگيني حضور دولت افزايش يافته و كار بطور معكوس پي گرفته شده است.
اين امر با اخطار و تهديد برخي كشور ها و محروم كردن فوتبال اين كشور ها دنبال شده كه در ايران نيز در روز اخير اين امر رخداد و فوتبال ايران محروم شد. اين مسئله ناشي از آن است كه دولت در ايران بزرگ و ثروتمند است و كسي و پديده اي نميتواند از حيطه قدرت آن خارج شود پس طبيعي است كه فدراسيون فوتبال ايران نيز به دولت نياز مند باشد و از دارايي هاي آن بهره ببرد و چون مخارج ورزش را دولت مي دهد طبيعي است كه از دستورات دولت پيروي كند و در محدوده قدرت دولت عمل كند و از آن حرف شنوي داشته باشد. بنابراين بعيد نيست كه دولت براي پيشبرد سياست هاي خود در بخي كشور ها به تيم ملي نيز دستوردهد كه به تيمي ببازد و يا از تيمي ببرد و غيره..
اين امر در ترافيك در رفتار كردار و همه امور جامعه به شكل هاي مختلف خودرا نشان مي دهد كه بازتابي از شرايط حاكم بر يك جامعه و يك كشور است.همه جهان از يك هارموني و هماهنگي عجيب و غريب برخوردار است كه براي بسياري از ما كه اعتقادات مذهبي داريم اين هماهنگي و نظم نشانه يك مديريت مدير و مدبر است و نشانه اي براي اثبات خدا. حال اگر وارد كشور و يا جامعه و يا محدوده اي جغرافيايي شويد كه در آن نظم نيست و مديرت و هماهنگي ديده نمي شود اين مسئله نشانه عملي از فقدان اعتقاد عملي اين گروه به نظم و هماهنگي است و اين بي نظمي در واقع بي اعتقادي به خدا و يا يك مديريت واحد برا نشان ميدهد.
اقتصاد ، فرهنگ ، هنر و طبيعت هرچه كه د ريك محدوده جغرافيايي وجود دارد از اراده انسان هايي كه در آن محدوده سكونت دارند پيروي ميكنند و در سلطه آنان هستند. اين تسلط به نوعي شباهت ميان همه پديده هاي يك جامعه منجر ميشود و اين شباهت و يكرنگي غير ارادي است.بنابراين درجامعه اي كه درخت و حيوان و سنگ از دست انسان به فريادند انسان ها نيز آسايش نخواهند داشت .شايد شنده باشيد كه در برخي كشور ها براي حفظ جان برخي حيوانات تظاهرات كرده اند .شايد شما به اين مسئله توجه نكيند و حتي به آن بخنديد ولي از اين مسئله بايد به اين نتيجه رسيد كه در آن جامعه انسان ها درامانند. در واقع يك ارتباط منطقي بين همه پديده ها در جهان وجود دارد كه نمي توان آن را ناديده گرفت و به پديده ها به صورت مجرد و تنها نگريست و آن ها را تحليل كرد. با اين استدالال بايد در مورد حذف فوتبال ايران از صحنه جهان در شرايط امروز كشور به شدت نگران شد چرا كه نشانه بسيار بد و خطرناكي است.

هیچ نظری موجود نیست: